تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جادوگری، جادویی، سحر، افسونگری impressive ability at something or an impressive achievement: high - speed Internet connections and other technic ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جالبه پنجاه نفر دست سر هم نوشتن سیاست هرچی اسکرول می کنی نوشته شده سیاست خوب کامنت نفر قبلی رو بخون اول که ترجمه تکراری ننویسی 😁

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

physically strong and good at sport: a tall athletic man ___________________________________________ [only before noun] relating to athletics: ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

a person or thing that is the same as another in status or quality. حتی ممکنه هم جنس معنی بده ( از نظر جنسیت انسان )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چند تکه چند لایه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در متون سینمایی و ادبی آن دسته از آثار که رد پای آثار پیشین در آن دیده میشود مثلا یک فیلم سینمایی رو در نظر بگیرید که از یک رمان اقتباس شده و شما ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

با کسی یا چیزی مطابقت، همخوانی، موافقت، قرابت، سازگاری داشتن همدردی و همنوایی یا مسی یا چیزی معنا و اهمیتی که چیزی برای شما داره، چونکه به تجربه ه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هنگامی که دو ایده متضاد یا دو شیوه تفکر متناقض و متفاوت کنار همدیگر قرار بگیرند و نتیجه ای هیجان انگیز تولید کنند. if two very different ideas, way ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ساخت شکنی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کوچه فرعی مسیری پنهان یا کمتر پیموده شده است که اتفاقات غیرمنتظره ای در آن رخ می دهد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کوچه فرعی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیگانگی عجیب و غریب بودن غیر متجانس بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به شدت تحت تاثیر احساسی قوی قرار گرفتن با. . . می تپد سرشار از. . . to be strongly affected by a powerful emotion or :feeling . The whole city se ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

on solid ground confident because you are dealing with a subject you are sure about, or because you are in a safe situation

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کفر، ارتداد، الحاد، بدعتکاری، فرقه، مسلک خاص در متون روانشناسی: کج روی 1. a belief that disagrees with the official :principles of a particular re ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

قابلیت لمس، محسوسیت، لمس، بساوایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خلاف منطق، خرد و انتظار، چرند، غیر منطقی، غیر معقول، نابخرد، بی دلیل ideas, actions, or statements that are nonsensical :are not reasonable or sens ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جست وجو Martin Scorsese's films become an investigation . into illogical situations

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غیرمنطقی, خلاف منطق و عقل سلیم :not sensible or reasonable illogical and unreasonable fear = ( it is illogical to do something ) It is illog ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مشوش کردن، دست پاچه کردن، مبهوت کردن، عدم هم آهنگی داشتن making you feel slightly confused, embarrassed :or worried a disconcerting question . I ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

a state or period in which there is no change or development وقف، بند آمدن، ( در متون پزشکی ) گرفتگی ( درجریان چیزهایی مثل خون در رگ یا مدفوع در روده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

دلهره آور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

To establish a connection with, have access to

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

connected with the physical senses of touch :smell, taste, hearing, and sight مربوط به حواس پنجگانه مانند بویایی چشایی شنوایی و بینایی Product demon ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تبار، توارث، وراثت، نسب، نژاد، نزول، هبوط، سقوط ( به وضعیتی بد و ناگوار ) در متون مهندسی: نزول، در متون حقوقی: نسل 1. [uncountable and countable] ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

an acquired taste something that people only begin to like after they have tried it a few times

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بحث، منازعه، مناظره، رقابت، مرافعه، رد در حوزه مطالعات بازرگانی: اعتراض 2. Confirmation by sworn testimony; solemn asseveration. 3. A disputa ...

پیشنهاد
٠

آزادی عمل داشتن در متون ادبی و سینمایی به معنی این است که تغییراتی را روی چیزی مانند یک اثر ادبی اعمال کنی to make unreasonable changes in somethin ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این واژه از زبان لاتین میاد در لاتین میگن proximare که به معنیه to go near و proximus که به معنیه nearest, next هستش معنی: نزدیک بودن، پیوسته، بی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نفوذ کردن, سایه افکندن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دوستان تقلید و اقتباس دو چیز کاملا جدا هستش درباره این کلمه تقلید درسته در اقتباس به طور مثال اقتباسگر یک اثر ادبی رو می خونه و برمبنای حس، مضمون یا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بهره وری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

۱ ) بحث کردن گفتگو کردن to talk seriously about problems, ideas, or plans: They met to discuss how the building should be designed. . She refuse ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دارای اشتراک مساعی، همکاری کننده، کمک کننده، ممد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دوستان اگر مثالی برای توضیحات آقای جواد دارید ارسال کنید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تفسیر پذیر، مثل فیلم های پایان باز در سینما که تفسیرپذیر هستند قابلیت تفسیر ها و برداشت های مختلف و متعددی از سمت مخاطبان دارند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

someone who does things in their own way and has different opinions from most other people: تک رو، مبتنی بر استقلال تکی کسی که نظراتش با هم سلکانش ف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Text در متون سینمایی و هنری می تونه به معنای رسانه یا بستر هنری باشه مثلا text یا متن می تونه به معنی یک متن ( یا رسانه ) سینمایی یک متن ( یا رسا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

استعداد هنرپیشگی، استعداد هنری، هنرمندی :skill in a particular artistic activity the artistry of dance

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

رمان نامه نگارانه روایت ادبی بلندی است؛ که عمدتاً به شکل مبادلهٔ نامه های مختلف به نگارش درآمده است. دو رمان پاملا و کلاریسا نوشتۀ ساموئل ریچاردسون، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تجدید ساخت، تنظیم مقیاس کردن، تصحیح مقیاس کردن عکس یا نقشه، بهم پیوستن علوم نظامی: خیساندن اماد یا جیره خشک شده 1. to form an organization or a gr ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جامعه مصرف گرا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی ارزش، بی کیفیت، مزخرف things that are cheap and of poor quality: The gift store sells both tasteful gifts and cheap schlock.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گرایش یا احساسی که به نظر ضعیف و ناچیز میاد ولی درواقعاثری قوی به همراه داره a tendency or feeling that seems weak, but in fact :has a strong effect ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

متن زیر کاملا گویاست. این phrase بیشتر تاکید روی کلمه because هستش زمانیکه بخواهیم بگیم فلان چیز اتفاق افتادن به این دلیل که . . . اگر if only بیاد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حتی فراتر ( از چیزی که در قسمت اول گفته شد ) بعضی از فیلم های اقتباسی نه تنها اصیل و قائم به ذات هستند بلکه فراتر از آن از منبع اصلی خود نیز بسیار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

اتفاقی برای کسی با چیزی افتادن to happen to or be a result for something or someone: It's unclear exactly what will become of Bill 35 now, but the ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جنون آمیز در عین حال شگفت آور و متحیر کننده میشه crazy هم معنیش کرد silly in an exciting or amusing way : a wonderfully wacky idea

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سیلی از / رگباری از مثلاً : رگبار انتقادات / سیلی از سوالات/ سیل شکایات a lot of criticism, questions, complaints etc that are said at the same tim ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خصمانه، غیر دوستانه، ( مثلاً وقتی میگیم طرف خیلی یخ برخورد کرد ) an icy remark, look etc shows that you feel annoyed with or unfriendly towards s ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

1. غیر عادی، غریب، عجیب, , eccentric Different from the usual pattern; not quite like most others; odd: مثال: . Roger's sense of humor was a bit ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

1. To place a mark on someone or something to signify their or its state or condition: It's a tedious task, but you'll have to use these stickers to ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

ترجمه آقای ماشاالله زاده و سرداری کاملا درسته یک معنیش خارج از مکانی با یک حس، ایده یا فکر هستش مثلا ما از سالن امتحان برگشتیم با این فکر که از خوب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غیر قطعی، نامعین، نامعلوم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک تجربه یا موقعیت بسیار عجیب، از نوع بدش، که بیشتر شبیه یک کابوس می مونه تا اتفاقی که واقعا رخ داده a very strange experience or situation, usually ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

علاقه بیمارگونه به موضوعات ناخوشایند ( مثلاً یک قاتل سریالی که علاقه داشته در مغز قربانیانش مواد شیمیایی تزریق کنه ) with a strong and unhealthy i ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زننده، جگرسوز، گوشه دار، نیشدار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سزاوار، و شایسته تحسین و احترام It is to his credit that he's willing to admit he has a problem. اینکه او حاضر است اعتراف کند که مشکلی دارد، شایس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

FIRMLY FASTENED firmly fastened or tied, and not :likely to fall down محکم بستن یا گره زدن، طوری که احتمال افتادن و بیرون ریختن وجود نداشته باشه ? A ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

soft material that is used to fill something such as a cushion محتویات یا مواد پر کننده ( داخل یک جسم ) مثلاً. موادی که برای پر کردن کوسن مبل استفاد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

این موضوع مربوط به توانایی های ذهنی خاص یا رویدادهایی است که توسط علم قابل توضیح نیست، مانند توانایی دانستن آنچه در آینده اتفاق می افتد یا ظهور ارواح ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عمق نمایی، وهم گرایی، نقاشی از مناظر خیالی، نگارش یا توصیف مناظر وهمی، خیالبافی، حقه بازی، معماری: سه بعد نمایی 1. Philosophy. The doctrine that th ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در نقد ادبی و فلسفه زبان، کرنوتوپ پیکربندی زمان و مکان است آن گونه که در زبان و گفتمان نموده می شود. این اصطلاح را میخائیل باختین، نظریه پرداز ادبی ر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بد مونتاژ شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در متن های هنری به هنرمندانی که از جریان اصلی پیروی نمیکنن و سبک غیر متعارف دارند گفته میشود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به معنی رازآلود و اسرارآمیز به طور مثال A dark secret Apparently, he has a son, but he’s kept that very dark. ظاهراً او پسر اوست اما او آن را کام ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

توسعه دهنده ذهن گسترش دهنده ذهن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( نسبت به چیزی ) از اهمیت کمتری برخوردار بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نسب به چیزی از اهمیت کمتری برخوردار بودن تابع چیزی بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

متباین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سوار کردن ( قطعات )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

طنزی که در آن موضوعات جدی با دید طنز نگاه میشود موضاعتی مانند بیماری، وضعیت بد اقتصادی یا اجتماعی که به صورت طنز بیان میشود که با وجود جدی بودنابن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ادراک، بینش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از نو خلق شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی هوش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یکی از معانی این کلمه اعمال تغییرات روی متن داستان یک نویسند عملی که کارگردان ها برای اقتباس یک اثر ادبی برای فیلم خود انجام می دهند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مبالغه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلمه کاریکاتور به عنوان یک فعل در جمله به معنی: به تمسخر گرفتن یک شخصیت ترسیم یا توصیف کسی یا چیزی به گونه ای که آنها را احمقانه جلوه دهد. Scienti ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

باعث دلهره و ترساندن کسی شدن to make someone worry or make them sad: Clare was haunted by the fear that her husband was having an affair.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

معذب کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تماشا/ مشاهده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بازپخش نمایش مجدد فیلم با عکس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

هیبت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

حس ابهت و حیرت که با دیدن عظمت و شکوه چیزی بهت دست میده I. a feeling of great respect and liking for someone :or something . He felt great awe fo ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

در اختیار داشتن :reside within something/somebody if a power, right etc resides in something or :someone, it belongs to them . Executive power re ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برآوردن/ به دست آوردن استاندارد های یک زمینه یا یک چیز To ( reach/achieve ) a certain standard or level of quality, safety. . . l

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

این کلمه در کانتکست های مختلف معانی متفاوت و عمیقی داره یکی از معانیش تغییر عظیم و قابل توجه ظاهری یا شخصیتی یک شخص یا یک چیز که منجر به بهتر شدن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ریسکی، در خطر از این نظر که - - - ��� ( موضوعی که ممکنه آخرش به پیروزی یا از دست دادن ختم بشه ) =� مثل پول شرط بندی موضعی که ممکنه به برد یا باخت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

A hypothetical or supposed world or universe composed of antimatter یک جهان یا جهان فرضی, یا فرضی است که از ضد ماده تشکیل شده است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یکی از معانی این کلمه سهل الحصول آسان یا به آسانی قابل اجرا هست a facile achievement or success has been obtained too easily and has no value: a ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بطور ذاتی ماهیتا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

یکی از معانی این کلمه تداعی یا تداعی معانی می باشد a feeling or memory that is related to a particular place, event, word etc: Scotland has all k ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

to make a business more effective by removing unnecessary workers, equipment etc: Our systems will be rationalized over the coming months. اثر بخش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نصیحت، توبیخ، اخطار، تنبیه The Synonym of admonishment= rebuke

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

عادات ورسوم قومی the set of ideas and moral attitudes that are typical of a particular group: a community in which people lived according to an e ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تقویت کردن ( یک مهارت )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

مختل کردن و برهم زدن The filmmaker added text and soundtrack to dislocate its original meaning.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

مثلا Individualized story داستان منحصر به فرد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

منحصر به فرد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

کم لن یکن شدن یک موضوع

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

کم لن یکن شدن یک ماجرا یا یک موضوع

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

تحت الفظی مثلا در معنای تحت العظیم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بطور موثری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

غربال کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

جدا کردن چیزی از سایر چیزهای دیگر

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

در متن های علوم انسانی ایجاز هم معنی میده the act of making something shorter

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

نقشه برداریِ ( ذهنی/روحی ) روانشناختی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

سحر آمیز

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

عکس، تصویر، شکل ارایشی که عبارت است از برگها و پیچکهای تاک سر لوحه، ارایش سرصفحه کتاب

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

بی خبر، بی اطلاع، بی توجه، بی هوش، غیرعمدی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

غیرزنده مصنوعی ساخت دست انسان

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

در بعضی متون خلق کننده هم معنی میده