پیشنهادهای Fanaz Soleymani (١١٤)
جادوگری، جادویی، سحر، افسونگری impressive ability at something or an impressive achievement: high - speed Internet connections and other technic ...
جالبه پنجاه نفر دست سر هم نوشتن سیاست هرچی اسکرول می کنی نوشته شده سیاست خوب کامنت نفر قبلی رو بخون اول که ترجمه تکراری ننویسی 😁
physically strong and good at sport: a tall athletic man ___________________________________________ [only before noun] relating to athletics: ...
a person or thing that is the same as another in status or quality. حتی ممکنه هم جنس معنی بده ( از نظر جنسیت انسان )
چند تکه چند لایه
در متون سینمایی و ادبی آن دسته از آثار که رد پای آثار پیشین در آن دیده میشود مثلا یک فیلم سینمایی رو در نظر بگیرید که از یک رمان اقتباس شده و شما ب ...
با کسی یا چیزی مطابقت، همخوانی، موافقت، قرابت، سازگاری داشتن همدردی و همنوایی یا مسی یا چیزی معنا و اهمیتی که چیزی برای شما داره، چونکه به تجربه ه ...
هنگامی که دو ایده متضاد یا دو شیوه تفکر متناقض و متفاوت کنار همدیگر قرار بگیرند و نتیجه ای هیجان انگیز تولید کنند. if two very different ideas, way ...
ساخت شکنی
کوچه فرعی مسیری پنهان یا کمتر پیموده شده است که اتفاقات غیرمنتظره ای در آن رخ می دهد.
کوچه فرعی
بیگانگی عجیب و غریب بودن غیر متجانس بودن
به شدت تحت تاثیر احساسی قوی قرار گرفتن با. . . می تپد سرشار از. . . to be strongly affected by a powerful emotion or :feeling . The whole city se ...
on solid ground confident because you are dealing with a subject you are sure about, or because you are in a safe situation
کفر، ارتداد، الحاد، بدعتکاری، فرقه، مسلک خاص در متون روانشناسی: کج روی 1. a belief that disagrees with the official :principles of a particular re ...
قابلیت لمس، محسوسیت، لمس، بساوایی
خلاف منطق، خرد و انتظار، چرند، غیر منطقی، غیر معقول، نابخرد، بی دلیل ideas, actions, or statements that are nonsensical :are not reasonable or sens ...
جست وجو Martin Scorsese's films become an investigation . into illogical situations
غیرمنطقی, خلاف منطق و عقل سلیم :not sensible or reasonable illogical and unreasonable fear = ( it is illogical to do something ) It is illog ...
مشوش کردن، دست پاچه کردن، مبهوت کردن، عدم هم آهنگی داشتن making you feel slightly confused, embarrassed :or worried a disconcerting question . I ...
a state or period in which there is no change or development وقف، بند آمدن، ( در متون پزشکی ) گرفتگی ( درجریان چیزهایی مثل خون در رگ یا مدفوع در روده ...
دلهره آور
To establish a connection with, have access to
connected with the physical senses of touch :smell, taste, hearing, and sight مربوط به حواس پنجگانه مانند بویایی چشایی شنوایی و بینایی Product demon ...
تبار، توارث، وراثت، نسب، نژاد، نزول، هبوط، سقوط ( به وضعیتی بد و ناگوار ) در متون مهندسی: نزول، در متون حقوقی: نسل 1. [uncountable and countable] ...
an acquired taste something that people only begin to like after they have tried it a few times
بحث، منازعه، مناظره، رقابت، مرافعه، رد در حوزه مطالعات بازرگانی: اعتراض 2. Confirmation by sworn testimony; solemn asseveration. 3. A disputa ...
آزادی عمل داشتن در متون ادبی و سینمایی به معنی این است که تغییراتی را روی چیزی مانند یک اثر ادبی اعمال کنی to make unreasonable changes in somethin ...
این واژه از زبان لاتین میاد در لاتین میگن proximare که به معنیه to go near و proximus که به معنیه nearest, next هستش معنی: نزدیک بودن، پیوسته، بی ...
نفوذ کردن, سایه افکندن
دوستان تقلید و اقتباس دو چیز کاملا جدا هستش درباره این کلمه تقلید درسته در اقتباس به طور مثال اقتباسگر یک اثر ادبی رو می خونه و برمبنای حس، مضمون یا ...
بهره وری
۱ ) بحث کردن گفتگو کردن to talk seriously about problems, ideas, or plans: They met to discuss how the building should be designed. . She refuse ...
دارای اشتراک مساعی، همکاری کننده، کمک کننده، ممد
دوستان اگر مثالی برای توضیحات آقای جواد دارید ارسال کنید
تفسیر پذیر، مثل فیلم های پایان باز در سینما که تفسیرپذیر هستند قابلیت تفسیر ها و برداشت های مختلف و متعددی از سمت مخاطبان دارند
someone who does things in their own way and has different opinions from most other people: تک رو، مبتنی بر استقلال تکی کسی که نظراتش با هم سلکانش ف ...
Text در متون سینمایی و هنری می تونه به معنای رسانه یا بستر هنری باشه مثلا text یا متن می تونه به معنی یک متن ( یا رسانه ) سینمایی یک متن ( یا رسا ...
استعداد هنرپیشگی، استعداد هنری، هنرمندی :skill in a particular artistic activity the artistry of dance
رمان نامه نگارانه روایت ادبی بلندی است؛ که عمدتاً به شکل مبادلهٔ نامه های مختلف به نگارش درآمده است. دو رمان پاملا و کلاریسا نوشتۀ ساموئل ریچاردسون، ...
تجدید ساخت، تنظیم مقیاس کردن، تصحیح مقیاس کردن عکس یا نقشه، بهم پیوستن علوم نظامی: خیساندن اماد یا جیره خشک شده 1. to form an organization or a gr ...
جامعه مصرف گرا
بی ارزش، بی کیفیت، مزخرف things that are cheap and of poor quality: The gift store sells both tasteful gifts and cheap schlock.
گرایش یا احساسی که به نظر ضعیف و ناچیز میاد ولی درواقعاثری قوی به همراه داره a tendency or feeling that seems weak, but in fact :has a strong effect ...
متن زیر کاملا گویاست. این phrase بیشتر تاکید روی کلمه because هستش زمانیکه بخواهیم بگیم فلان چیز اتفاق افتادن به این دلیل که . . . اگر if only بیاد ...
حتی فراتر ( از چیزی که در قسمت اول گفته شد ) بعضی از فیلم های اقتباسی نه تنها اصیل و قائم به ذات هستند بلکه فراتر از آن از منبع اصلی خود نیز بسیار ...
اتفاقی برای کسی با چیزی افتادن to happen to or be a result for something or someone: It's unclear exactly what will become of Bill 35 now, but the ...
جنون آمیز در عین حال شگفت آور و متحیر کننده میشه crazy هم معنیش کرد silly in an exciting or amusing way : a wonderfully wacky idea
سیلی از / رگباری از مثلاً : رگبار انتقادات / سیلی از سوالات/ سیل شکایات a lot of criticism, questions, complaints etc that are said at the same tim ...
خصمانه، غیر دوستانه، ( مثلاً وقتی میگیم طرف خیلی یخ برخورد کرد ) an icy remark, look etc shows that you feel annoyed with or unfriendly towards s ...
1. غیر عادی، غریب، عجیب, , eccentric Different from the usual pattern; not quite like most others; odd: مثال: . Roger's sense of humor was a bit ...
1. To place a mark on someone or something to signify their or its state or condition: It's a tedious task, but you'll have to use these stickers to ...
ترجمه آقای ماشاالله زاده و سرداری کاملا درسته یک معنیش خارج از مکانی با یک حس، ایده یا فکر هستش مثلا ما از سالن امتحان برگشتیم با این فکر که از خوب ...
غیر قطعی، نامعین، نامعلوم
یک تجربه یا موقعیت بسیار عجیب، از نوع بدش، که بیشتر شبیه یک کابوس می مونه تا اتفاقی که واقعا رخ داده a very strange experience or situation, usually ...
علاقه بیمارگونه به موضوعات ناخوشایند ( مثلاً یک قاتل سریالی که علاقه داشته در مغز قربانیانش مواد شیمیایی تزریق کنه ) with a strong and unhealthy i ...
زننده، جگرسوز، گوشه دار، نیشدار
سزاوار، و شایسته تحسین و احترام It is to his credit that he's willing to admit he has a problem. اینکه او حاضر است اعتراف کند که مشکلی دارد، شایس ...
FIRMLY FASTENED firmly fastened or tied, and not :likely to fall down محکم بستن یا گره زدن، طوری که احتمال افتادن و بیرون ریختن وجود نداشته باشه ? A ...
soft material that is used to fill something such as a cushion محتویات یا مواد پر کننده ( داخل یک جسم ) مثلاً. موادی که برای پر کردن کوسن مبل استفاد ...
این موضوع مربوط به توانایی های ذهنی خاص یا رویدادهایی است که توسط علم قابل توضیح نیست، مانند توانایی دانستن آنچه در آینده اتفاق می افتد یا ظهور ارواح ...
عمق نمایی، وهم گرایی، نقاشی از مناظر خیالی، نگارش یا توصیف مناظر وهمی، خیالبافی، حقه بازی، معماری: سه بعد نمایی 1. Philosophy. The doctrine that th ...
در نقد ادبی و فلسفه زبان، کرنوتوپ پیکربندی زمان و مکان است آن گونه که در زبان و گفتمان نموده می شود. این اصطلاح را میخائیل باختین، نظریه پرداز ادبی ر ...
بد مونتاژ شده
در متن های هنری به هنرمندانی که از جریان اصلی پیروی نمیکنن و سبک غیر متعارف دارند گفته میشود
به معنی رازآلود و اسرارآمیز به طور مثال A dark secret Apparently, he has a son, but he’s kept that very dark. ظاهراً او پسر اوست اما او آن را کام ...
توسعه دهنده ذهن گسترش دهنده ذهن
( نسبت به چیزی ) از اهمیت کمتری برخوردار بودن
نسب به چیزی از اهمیت کمتری برخوردار بودن تابع چیزی بودن
متباین
سوار کردن ( قطعات )
طنزی که در آن موضوعات جدی با دید طنز نگاه میشود موضاعتی مانند بیماری، وضعیت بد اقتصادی یا اجتماعی که به صورت طنز بیان میشود که با وجود جدی بودنابن ...
ادراک، بینش
از نو خلق شده
بی هوش
یکی از معانی این کلمه اعمال تغییرات روی متن داستان یک نویسند عملی که کارگردان ها برای اقتباس یک اثر ادبی برای فیلم خود انجام می دهند
مبالغه
کلمه کاریکاتور به عنوان یک فعل در جمله به معنی: به تمسخر گرفتن یک شخصیت ترسیم یا توصیف کسی یا چیزی به گونه ای که آنها را احمقانه جلوه دهد. Scienti ...
باعث دلهره و ترساندن کسی شدن to make someone worry or make them sad: Clare was haunted by the fear that her husband was having an affair.
معذب کردن
تماشا/ مشاهده
بازپخش نمایش مجدد فیلم با عکس
هیبت
حس ابهت و حیرت که با دیدن عظمت و شکوه چیزی بهت دست میده I. a feeling of great respect and liking for someone :or something . He felt great awe fo ...
در اختیار داشتن :reside within something/somebody if a power, right etc resides in something or :someone, it belongs to them . Executive power re ...
برآوردن/ به دست آوردن استاندارد های یک زمینه یا یک چیز To ( reach/achieve ) a certain standard or level of quality, safety. . . l
این کلمه در کانتکست های مختلف معانی متفاوت و عمیقی داره یکی از معانیش تغییر عظیم و قابل توجه ظاهری یا شخصیتی یک شخص یا یک چیز که منجر به بهتر شدن ...
ریسکی، در خطر از این نظر که - - - ��� ( موضوعی که ممکنه آخرش به پیروزی یا از دست دادن ختم بشه ) =� مثل پول شرط بندی موضعی که ممکنه به برد یا باخت ...
A hypothetical or supposed world or universe composed of antimatter یک جهان یا جهان فرضی, یا فرضی است که از ضد ماده تشکیل شده است.
یکی از معانی این کلمه سهل الحصول آسان یا به آسانی قابل اجرا هست a facile achievement or success has been obtained too easily and has no value: a ...
بطور ذاتی ماهیتا
یکی از معانی این کلمه تداعی یا تداعی معانی می باشد a feeling or memory that is related to a particular place, event, word etc: Scotland has all k ...
to make a business more effective by removing unnecessary workers, equipment etc: Our systems will be rationalized over the coming months. اثر بخش ...
نصیحت، توبیخ، اخطار، تنبیه The Synonym of admonishment= rebuke
عادات ورسوم قومی the set of ideas and moral attitudes that are typical of a particular group: a community in which people lived according to an e ...
تقویت کردن ( یک مهارت )
مختل کردن و برهم زدن The filmmaker added text and soundtrack to dislocate its original meaning.
مثلا Individualized story داستان منحصر به فرد
منحصر به فرد
کم لن یکن شدن یک موضوع
کم لن یکن شدن یک ماجرا یا یک موضوع
تحت الفظی مثلا در معنای تحت العظیم
بطور موثری
غربال کردن
جدا کردن چیزی از سایر چیزهای دیگر
در متن های علوم انسانی ایجاز هم معنی میده the act of making something shorter
نقشه برداریِ ( ذهنی/روحی ) روانشناختی
سحر آمیز
عکس، تصویر، شکل ارایشی که عبارت است از برگها و پیچکهای تاک سر لوحه، ارایش سرصفحه کتاب
بی خبر، بی اطلاع، بی توجه، بی هوش، غیرعمدی
غیرزنده مصنوعی ساخت دست انسان
در بعضی متون خلق کننده هم معنی میده