connotative meaning

پیشنهاد کاربران

**Connotative Meaning** ( معنای تداعی گر ) به بار عاطفی، فرهنگی و موقعیتی ای گفته می شود که یک واژه علاوه بر معنای اصلی خود ( معنای دلالتی ) به همراه دارد. این معنا ثابت نیست و بسته به فرهنگ، تجربه فردی، و بافت جمله تغییر می کند.
...
[مشاهده متن کامل]

برای مثال، کلمه **�مار�** را در نظر بگیرید:
- معنای دلالتی آن ( معنای قاموسی ) عبارت است از: �خزنده ای بدون پا با بدنی کشیده و فلس دار�.
- اما معنای تداعی گر آن می تواند شامل مفاهیمی چون **خطر، فریب، خیانت، ترس، یا حتی اهریمن** باشد ( مثلاً وقتی می گوییم �او یک مار است� ) . این بار عاطفی و ضمنی، همان معنای تداعی گر است.
مثال دیگر: کلمه **�خانه�** ( home ) در انگلیسی:
- معنای دلالتی: �محل سکونت، ساختمانی که شخص در آن زندگی می کند�.
- معنای تداعی گر: **گرمی، صمیمیت، امنیت، آرامش، خاطرات کودکی** – که بسته به شخص یا فرهنگ ممکن است متفاوت باشد.
در ترجمه، تشخیص معنای تداعی گر بسیار مهم است؛ زیرا مترجم نباید تنها معنای قاموسی را برگرداند، بلکه باید بار عاطفی و فرهنگی واژه را نیز در زبان مقصد منتقل کند. اگر جمله ای بگوید �He has a heart of stone�، ترجمه تحت اللفظی �او سنگی در قلب دارد� اشتباه است، چون معنای تداعی گر �بی احساسی� را نمی رساند. ترجمه درست �او قلب سنگی دارد� یا �او بسیار بی عاطفه است� خواهد بود.

طبق کتاب an introduction to language by fromkin:
Connotative meaning مخالف کلمه ی denotative meaning است.
Denotative meaning معنای صریح یک کلمه
Connotative meaning معنای ضمنی و غیرمستقیم یک کلمه.
دوستان اگر مثالی برای توضیحات آقای جواد دارید ارسال کنید
مفهموم شناخته شده یک مفهوم بین مردم
The connotative meaning of a word includes the feelings and ideas that people may connect with that word
معنای ضمنی ( فرعی ) یک کلمه شامل احساسات و ایده هایی است که افراد ممکن است با آن کلمه ارتباط برقرار کنند.
معنی یا معانی ثانویه و فرعی یک کلمه در دیکشنری.
مثال: در دیکشنری آکسفورد برای کلمه spring ( بهار ) معانی فرعی به ترتیب چشمه، فنر، شاداب بودن و پریدن ناگهانی آورده شده است.