تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Off the books غیرقانونی، غیررسمی، پنهانی Yeah, sure. Sounds nice and secluded Kind of place you d run an off the books operation, huh? ( GTA V ) اره ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بسیار مهم و پر اهمیت، بسیار حیاتی For iran, the clock is ticking, and they better get moving, fast, or there won t be anything left of them. Time is ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جویدن، ساییدن یکی از دست نوشته های بازی outlast 2 Dearest Marta My best beloved, most trusted, my intimate companion since your childhood. I know y ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

دوره، سلسله، رشته، دنباله، توالی Losing streak دوره باخت و بدشانسی ( سلسله ای از شکست ها و بدبیاری ها ) Winning streak سلسله ای از پیروزی ها I thin ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٤

Cruise up one packed row and down another این عبارت به طور کلی یعنی در امتداد یک ردیف شلوغ یا پر حرکت کردن ( بالا رفتن ) و سپس در امتداد ردیف پر شده ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

متنی که نوشتم اشتباه گرامری داره!! بعد از would شکل ساده ی فعل باید بیاد: When i would start going on about the sea, about my dream. . . she would st ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

اعمال شنیع Hey history, may your pen break, if you do not write for the sake of your unseen heaven, what atrocities they brought upon us!!!!! هی تاری ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

اعمال شنیع و خشونت آمیز Hey history, may your pen break, if you do not write for the sake of your unseen heaven, what atrocities they brought upon us ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

قربانی، نذر A quiet sky. Six more of my own children ( though no blood of my own ) met the blade this morning. I wept as at the slaughter of the iss ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کارکنان، پرسنل، خدمه. همچنین به معنای کار کردن ( به عنوان کارمند ) اداره کردن، مسئولیت بر عهده داشتن ( توسط کارکنان ) ?Who will staff the office to ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

کشیدن، با خود کشیدن و بردن، به دنبال خود کشیدن، یدک کشیدن، بکسل کردن. کشش، فشار همچینین به معنای تلاش کردن و تقلای شدید هم هست The massive container ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

Overwhelming odds این عبارت موقعی به کار می ره که احتمالات بسیار ناچیزی برای پیروزی و موفقیت وجود داره و به طور کلی شرایط بسیار دشوار است. The smal ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در بعضی جملات ( در نزدیکی سواحل ) معنی می ده. Carrier USS George H. W Bush operating off southern Africa as Iranian Blockade Begins ناو هواپیما بر آ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱ - کنترل، نگهداری، مراقبت، حفاظت، سرپرستی، قیمومت، امانت، حضانت. ۲ - بازداشت، توقیف Have custody این عبارت به معنای داشتن کنترل، حضانت و. . . روی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

۱ - شکست دادن، چیره شدن، سرکوب کردن، منکوب کردن، از پا انداختن، از توان انداختن، در هم کوبیدن، در هم شکستن، تحت فشار قرار دادن، مضطرب و پریشان کردن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ناو هواپیما بر Carrier USS George H. W Bush operating off southern Africa as Iranian Blockade Begins در حالی که محاصره دریایی ایران شروع شده است، نا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مزایا، اعتبار پرداختی، حق، استحقاق Social entitlements مزایای اجتماعی Social Security entitlements are a major part of the government’s budget مزایای ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

Entitle ۱ - نامیدن، نام گذاری کردن، عنوان دار کردن، دارای عنوان کردن The film is entitled ( The last frontier ) این فیلم ( آخرین مرز ) نام دارد. So ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

باقی مانده. I only have a little time left فقط کمی زمان برایم باقی مانده. There wasn t much food left after the party بعد از مهمانی غذای باقی نماند ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اهمیت قائل شدن We place great importance on customer satisfaction ما اهمیت زیادی برای رضایت مشتری قائل هستیم. The company places a high importance ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نشان، نشانه، علامت، نماد He clarifies that the gift is a token of his appreciation for their ongoing partnership with the ofg plant او تأکید کرد که ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سپاسگزاری، تشکر، قدردانی، پاس، شکرانه El Gringo says goodbye, but first he clarifies that the gift is intended as recognition of how much he values d ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

۱ - دراز کردن، جلو آودن ( هم معنی با reach ) The shopkeeper held out the change to me صاحب مغازه بقیه پول را به سمتم دراز کرد. The man tightens the ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متمایز، نمایانگر، نشانگر، شاخص، مشخص کننده، ویژه، خاص He has a very distinctive voice او صدای بسیار متمایزی دارد ( صدای بسیار خاصی دارد ) The dish ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱ - تمایز، فرق، تفاوت There is a clear distinction between fact and opinion بین واقعیت و نظر شخصی تمایز روشنی وجود دارد. The distinction between ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱ - شیار، ۲ - شیار دار کردن، ۳ - شخم زدن ۴ - چین و چروک، در حالت فعل هم چروکیده کردن، چروک دار شدن His house is fairly isolated. The closest neighbo ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱ - وقت تلف کردن، ول چرخیدن Stop screwing around and get back to work انقدر ول نچرخ ( وقت تلف نکن ) و برگرد سر کارت ۲ - رابطه ی جنسی داشتن داشتن با ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

در واقع این ساختار موقعی به کار می ره که فاعل مستقیما کاری رو خودش انجام نمی ده، بلکه شخص دیگه ای اون کار رو انجام می ده. I m actually just negotia ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

Put in a request درخواست ثبت کردن، درخواست کردن I put in a request for two weeks of vacation برای دو هفته مرخصی درخواست دادم. She put in a request ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

از بر خواندن، از حفظ گفتن، شرح دادن، برشمردن، باز گو کردن، گفتن مترادف با rehearse که اون هم یکی از معانیش: بازگو کردن، برشمردن و شرح دادن هستش

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

زنگ زدن، تماس گرفتن I ll give the specialists another call tomorrow and have them come in to examine the sheeps فردا دوباره به متخصص ها زنگ می زنم و ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کمین کردن، پنهان شدن، مخفی شدن، نهفته ماندن، در کمون بودن His gaze is opaque, as though behind the impossiblity of uttering words madness lurks ( T ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

به هم پیوسته، در هم تنیده On his forehead, an interlocking ( T ) and ( V ) have been branded with hot iron روی پیشانی اش، حروف به هم پیوسته ی تجاری ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

گامی به عقب برداشتن، عقب نشینی کردن Egmont wants to go into the cage, but stops himself. The lion moves, looks at him, and he takes a step back. اگم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همون معنی نو و تازه رو می ده He s wearing jeans that appear brand new, a shirt that s too clean شلوار جینی که ظاهرا نو است و پیراهنی بسیار تمیز پوشی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

خوردن ( فلز و. . . ) ، فرسودن، تحلیل بردن یا رفتن، دچار فرسایش گردن، ساییدن، از بین رفتن یا بردن Her voice is nervy, but beneath it he senses a tire ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

علی الخصوص، به ویژه I will not support of this plan, even more so after this briefing از این طرح حمایت نخواهم کرد، مخصوصا بعد از این جلسه ی توجیهی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سر هم کردن، گردآوردی کردن، ساختن Senor urami says that this folder was put together especially for him, so he could show it to the people at the pro ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

سطحی، ظاهری With his finger, he points to a very white skin. He says it s one of the most valuable skins, though a large percentage had to be discar ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مسلم، قطعی، بی چون و چرا Senor urami talks, recites, as though he was revealing a series of indisputable truths to a large audience سینیور یورامی شر ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوباره تاکید/ تصریح کردن He thinks that she needs to reaffirm reality through words, as though words created and maintain the world in which she liv ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

به هم زدن، نقش بر آب کردن، آشفته کردن، پریشان کردن He observes him, sees the disconcerted look on his face and, guessing his thoughts, says that tha ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یکی از معانی متعدد این لغت: نسخه، کپی The office is simple, sleek, but on the wall hangs a cheap reproduction of michelangelo s THE LAST JUDGEMENT د ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پوست کندن He goes up to senor urami office. There s never a wait. Invariably two japanese secretaries greet him and serve him red tea in a transpare ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دباغ خانه The road to the tannery always seems long to him. It s a dirt road that runs straight, past kilometers and kilometers of empty fields. Onc ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

برگشتن به مکانی که قبلا اونجا بودین، بازگشت مجدد He answers the phone. It s his mother in law. She speaks in a low voice, in a whisper. she tells hi ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کنار زدن ماشین His phone rings. He pulls over and answers the call

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

فعلا، موقتا Negotiations are at a standstill for the time being مذاکرات فعلا متوقف شده است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یکی از معانی متعدد این واژه: باقی ماندن ( اغلب به مدت طولانی ) ، ادامه یافتن Unable to bear the heat, he decides to shower. He turns on the tap and s ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نه اینکه He s alone. His wife has gone to live with her mother. It s not that he still misses her, but there s an emptiness in the house that keeps ...