پیشنهاد‌های حسین کتابدار (٢٧,٩٨١)

بازدید
٢٢,٧١١
تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 معادل فارسی - در آمریکا / داخل ایالات متحده - سمت آمریکا - در خاک آمریکا - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( جغرافیایی – اصلی ) :** اشاره به چیز ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 معادل فارسی - خودکم بینی - خودتحقیری - کوچک نمایی خود - شوخی با خود ( در معنای طنز مثبت ) - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( اصلی – روان شناخ ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 معادل فارسی - شاعرانه سخن گفتن - با شور و احساس حرف زدن - زیاده روی در بیان شاعرانه یا رمانتیک - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( ادبی – اصلی ) ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 معادل فارسی - زیادی اغراق کردن - بیش از حد چاپلوسی کردن - خیلی بزرگ نمایی کردن - بیش از اندازه تعریف و تمجید کردن - - - 🔹 تعریف ها ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 معادل فارسی - همه چیز افتضاحه - همه چیز خراب است - همه چیز بد پیش می رود - اوضاع خیلی داغون است - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( محاوره ای ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 **معادل فارسی** - دنیا دارد به پایان می رسد - جهان در حال نابودی است - آخرالزمان فرا رسیده است - - - 🔹 **تعریف ها** 1. ** ( تحت اللفظ ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 معادل فارسی - غم، همدم می خواهد - آدم های ناراحت دوست دارند دیگران هم ناراحت باشند - بدبختی، همراه می طلبد - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( ضر ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ساوِرپوس - - - 🔹 معادل فارسی - آدم ترش رو - آدم بداخلاق - آدم عبوس - آدمی که همیشه غر می زند - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( محاوره ای – ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 معادل فارسی - غم و اندوه - مشکل یا تهدید - سایه ی سنگین بر زندگی - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( استعاری – اصلی ) :** نماد غم، نگرانی یا مشکل ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 معادل فارسی - غمگین / افسرده ( در معنای استعاری ) - بی روح / کم انرژی - - - ** ( محاوره ای – کاربردی ) :** حالتی غمگین، افسرده یا کم انرژی. ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 معادل فارسی - کمی بی حال - کمی ناخوش - رنگ پریده - کسالت دار - - - 🔹 مترادف ها off - color – under the weather – unwell – sickly – pa ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 معادل فارسی - دیوانه / خل و چل - غیرمنطقی بودن - رفتاری عجیب و غیرعادی داشتن - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( محاوره ای – اصلی ) :** به معنای ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 معادل فارسی - بی حال - کسالت دار - ناخوش - رنگ پریده - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( سلامتی – اصلی ) :** احساس ناخوشی یا کسالت داشتن، بدون ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 معادل فارسی - آدم ضعیف و بی عرضه - ترسو و بزدل - آدم نازک نارنجی/بی جرأت - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( محاوره ای – اصلی ) :** فردی که ضعیف ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 معادل فارسی - سیاستمدار بی قدرت/بی نفوذ - دولت رو به پایان - فرد یا سازمان از کارافتاده یا بی اثر - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( سیاسی – اص ...

پیشنهاد
٠

🔹 معادل فارسی - کمک های امدادی در بلایا - یاری رسانی در حوادث طبیعی/انسانی - کمک اضطراری پس از فاجعه - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( اصلی – عم ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 معادل فارسی - توقف بندری - پهلوگیری در بندر - مراجعه کشتی به بندر - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( دریانوردی – اصلی ) :** رویداد ورود، توقف و ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 معادل فارسی - آغوش خرسی ( محکم و بزرگ ) - در آغوش گرفتن محکم - در سیاست/اقتصاد: فشار یا کنترل شدید - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( محاوره ای ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 معادل فارسی - ادامه یافتن ( با سختی یا ملال ) - کش دار شدن - طولانی شدن خسته کننده - ادامه دادن با زحمت - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( فع ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 معادل فارسی - بازنگری کردن - دوباره تنظیم کردن - اصلاح کردن - بازپرداختن - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( عمومی – اصلی ) :** دوباره کار کرد ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

کِفیر ( Kefir ) یک نوشیدنی تخمیری بر پایه ی شیر یا آب است که با دانه های کفیر ( ترکیبی از باکتری ها و مخمرها ) تهیه می شود. طعمی ترش، کمی گازدار و شب ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 واژه/اصطلاح **کامبوچا ( Kombucha ) ** – نوشیدنی تخمیری - - - 🔹 تعریف کامبوچا یک **نوشیدنی تخمیری** است که از چای ( معمولاً سیاه یا سبز ) ، ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 معادل فارسی - غر زدن - شکایت کردن - نق زدن - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( فعل – اصلی ) :** در معنای محاوره ای، *to crab* یعنی شکایت کردن یا ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( استعاری – عمومی ) : در زبان ادبی یا محاوره ای، به معنای شکایت یا ناله ی ضعیف انسان. مثال: He bleated about the unfair rules. او درباره ی قوانین ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔹 معادل فارسی - بی اعتبار کردن - بی آبرو کردن - زیر سؤال بردن اعتبار - بی اعتباری - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( فعل – اصلی ) :** باعث از د ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( استعاری – کاربردی ) : در روابط انسانی یا گفت وگو، به معنای ادامه ی تلاش، پیگیری یا جست وجوی هدف. مثال: Even after setbacks, we must keep the hunt ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( استعاری – کاربردی ) : در روابط انسانی یا گفت وگو، به معنای حفظ مسیر ارتباط یا ادامه ی تعامل. مثال: Even if things change, let’s keep the street ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( استعاری – کاربردی ) : در روابط انسانی یا گفت وگو، به معنای حفظ مسیر ارتباط، ادامه ی گفت وگو یا باز نگه داشتن کانال تعامل. مثال: I’m really interes ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 معادل فارسی - راه ارتباط را نگه داریم - مسیر تماس را قطع نکنیم - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( تحت اللفظی – اصلی ) :** حفظ مسیر یا راه فیزیکی ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 معادل فارسی - ارتباط را نگه داریم - پیوند را قطع نکنیم - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( نظامی – اصلی ) :** در معنای تحت اللفظی، نگه داشتن و دفا ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 معادل فارسی - شکار جانوران وحشی - شکار صید ( برای غذا ) - شکار حیوانات شکاری - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( باستان شناسی – اصلی ) :** به مع ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اَناتامیکَل - - - 🔹 معادل فارسی - کالبدی - وابسته به آناتومی - ساختاری ( بدنی ) - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( پزشکی – اصلی ) :** مربوط ب ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 دنیسوواها چه کسانی بودند؟ - **گروه انسان های باستانی منقرض شده** که در دوره ی پلیستوسن میانی تا پایانی ( حدود ۲۰۰هزار تا ۳۰هزار سال پیش ) در بخش ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

لین - - - 🔹 معادل فارسی - حق توقیف قانونی - رهن/وثیقه بر دارایی - ادعای حقوقی بر ملک یا دارایی - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( حقوقی – اصل ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 معادل فارسی - توقیف حقوقی - گذاشتن حق رهن/وثیقه - اعمال حق طلب بر دارایی - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( حقوقی – اصلی ) :** اقدام قانونی برا ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 معادل فارسی - کوکائین فری بیس ( شکل پایه ی آزاد کوکائین ) - مصرف کوکائین به روش دود کردن - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( شیمی – اصلی ) :** شکل ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 معادل فارسی - destined for → مقدر برای - در مسیرِ … بودن - سرنوشت دار برای رسیدن به … - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( استعاری – اصلی ) :** ن ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٥

🔹 معادل فارسی - موفقیت بزرگ - پرفروش/محبوب - مورد استقبال قرار گرفته - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( محاوره ای – اصلی ) :** چیزی که بسیار موفق ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Go to bat for ( someone/something 🔹 معادل فارسی - از کسی/چیزی دفاع کردن - پشتیبانی کردن - طرفداری کردن - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( محاوره ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( شیمی – اصلی ) : ترکیبات آلی که از قندها مشتق شده اند و ساختارشان هم ویژگی های قند و هم الکل را دارد. ( علوم غذایی – کاربردی ) : شیرین کننده های ک ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حساسیت به گلوتن ( خودایمنی ) ( پزشکی – اصلی ) : بیماری خودایمنی که در افراد با استعداد ژنتیکی رخ می دهد؛ مصرف گلوتن باعث آسیب به روده ی باریک می شو ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رَفینوز ( شیمی – اصلی ) : یک تری ساکارید ( قند سه تایی ) ساخته شده از گالاکتوز گلوکز فروکتوز ( علوم غذایی – کاربردی ) : در گیاهان و غذاهایی مثل لوب ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

1. ( پزشکی – اصلی ) : اتاقی در بیمارستان که برای انجام عمل های جراحی طراحی و تجهیز شده است. مثال: The patient was taken to the operating theatre fo ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 معادل فارسی - گنجایش داشتن تا … نفر - ظرفیت نشستن تا … نفر - جا دادن تا … نفر - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( فضایی – اصلی ) :** بیان ظرفیت ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 معادل فارسی - ساطع شدن از - تراوش کردن از - بیرون زدن ( انرژی/احساس ) از - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( فیزیکی – اصلی ) :** انتشار نور، گرم ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 معادل فارسی - آموزش نامه - راهنمای عملی - دستورالعمل قابل اجرا - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( عمومی – اصلی ) :** چیزی که می توان آن را آموز ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پِداگیگِل - - - 🔹 معادل فارسی - خنده ی آموزشی - شوخی آموزشی - لحظه ی طنز در یادگیری - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( نوواژه – اصلی ) :** ت ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 معادل فارسی - بخش پیش نمایش - قطعه ی اولیه - نمونه ی کوتاه از محتوا - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( رسانه ای – اصلی ) :** بخش کوتاه و انتخاب ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( رسانه ای – کاربردی ) : در اخبار، تبلیغات یا سرگرمی برای معرفی اولیه ی یک محصول، فیلم یا پروژه. مثال: Fans got a first peek at the upcoming movie ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 معادل فارسی - حوزه ی مردانه آنلاین - فضای مجازی مردان گرا - شبکه ی ضد فمینیستی - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( اینترنتی – اصلی ) :** مجموعه ...