پیشنهاد‌های حسین کتابدار (٢٥,٩٥٥)

بازدید
٢٠,٣٣٠
تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

سامانه سیاح که با عنوان سامانه یکپارچه اطلاعات حساب مشتریان نیز شناخته می شود، توسط بانک مرکزی ایران ایجاد شده است تا اطلاعات تمامی حساب های بانکی هر ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کد شهاب مخفف شناسه هویت الکترونیک بانکی است که به هر فرد حقیقی، حقوقی و حتی اتباع خارجی که در بانک های ایران حساب بانکی دارند، اختصاص می یابد. این کد ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

چکاوک: چک و اسناد وصولی کاغذی سامانه چکاوک ( سیستم انتقال تصویر چک ) یک سامانه بانک مرکزی ایران است که برای الکترونیکی کردن فرآیند انتقال و وصول چک ه ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

شبکه الکترونیکی پرداخت کارت که به اختصار شاپرک نامیده می شود، یک شرکت فعال در حوزه پرداخت های بانکی است که هدف آن ساماندهی، نظارت و مدیریت نظام پرداخ ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سامانه سپام ( سامانه پیام رسانی الکترونیکی مالی ) سامانه ای است که برای پردازش پیام های مالی ریالی بین بانکی و داخل بانکی توسط بانک ملی ایران و بانک ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سامانه نهاب ( نظام هویت سنجی الکترونیکی بانکی ) یک سامانه یکپارچه و جامع است که توسط بانک مرکزی ایران طراحی و راه اندازی شده است. این سامانه اطلاعات ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

نظام مدیریت امضای دیجیتال سامانه ای است که فرآیند صدور، مدیریت، تایید و استفاده از امضای دیجیتال را در بسترهای مختلف، به ویژه در حوزه بانکی و مالی، ب ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سامانه تابا ( تسویه اوراق بهادار الکترونیکی ) یک سامانه بانکی است که توسط بانک مرکزی ایران راه اندازی شده و برای ثبت و تسویه مبادلات اوراق بهادار و م ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

سامانه پایا ( پایاپای الکترونیک ) یک سیستم رسمی بانک مرکزی ایران است که برای انتقال وجه بین بانکی الکترونیکی استفاده می شود. این سامانه امکان انتقال ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شناسه بانکی ایران شناسه حساب بانکی ایران که به اختصار شبا نامیده می شود، یک کد ۲۴ رقمی منحصر به فرد برای هر حساب بانکی در ایران است که مطابق با استان ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یوتِنایز ### 🔸 معادل فارسی: مرگ آسان دادن / اتانازی کردن / به طور انسانی پایان دادن به زندگی در زبان محاوره ای: با درد نکُشتنش، راحتش کردن، به رو ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

### 🔸 معادل فارسی: رد کردن / انکار کردن / سلب مسئولیت کردن / اعلام بی تعلق بودن در زبان محاوره ای: من نیستم، قبول ندارم، مسئولش نیستم، از خودم سل ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

### 🔸 معادل فارسی: مانع / سد راه / مشکل بازدارنده / سنگ جلوی پا در زبان محاوره ای: گیر کاره، گره افتاده، یه مانع سر راهه، سنگ جلو پاشه - - - ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

بی ریوْمِنت ### 🔸 معادل فارسی: سوگ / فقدان عزیز / داغ دیدگی / غم از دست دادن در زبان محاوره ای: عزیزشو از دست داده، داغ دیده ست، تو سوگه، غم از د ...

پیشنهاد
٠

اصطلاح "have a bad bone in one's body" در زبان انگلیسی به معنای داشتن خصوصیت یا خصلتی بد یا منفی در ذات فرد است. وقتی گفته می شود کسی "has a bad bone ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

### 🔸 معادل فارسی: درک کردن / فهمیدن / تسلط یافتن / گرفتن مفهوم در زبان محاوره ای: گرفتش دستش، فهمید چی به چیه، قلقش دستش اومد، موضوع رو گرفت - ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

### 🔸 معادل فارسی: کنترل پیدا کردن / فهمیدن و تسلط یافتن / مهار کردن در زبان محاوره ای: یه جوری کنترلش کرد، گرفت دستش، فهمید چی به چیه، اوضاع رو ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: خود را تسلیم کردن / داوطلبانه خود را معرفی کردن / خود را به پلیس یا مقامات قضایی تحویل دادن در زبان محاوره ای: خودشو تحویل داد، رفت ...

پیشنهاد
٠

### 🔸 معادل فارسی: دست بردن در عدالت / دخالت در روند منصفانه / سنگین کردن کفه ی ترازو به نفع خود در زبان محاوره ای: عدالتو کج کرد، یه دستی برد تو ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

### 🔸 معادل فارسی: ترسوندن / حس بد دادن / مورمور کردن / دل نازک کردن در زبان محاوره ای: یه حس بد بهم داد، تنم مورمور شد، ترس خفیف گرفتم، مو به تن ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

### 🔸 معادل فارسی: داستان اشک درآر / قصه ی دلسوزانه / ناله نامه در زبان محاوره ای: داستان گریه دار، ناله نامه، قصه ی دلسوزی درآوردن، فیلم هندی ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

سافتی ### 🔸 معادل فارسی: آدم دل نازک / مهربون / احساساتی / لطیف در زبان محاوره ای: دل نازکه، زود دلش می سوزه، مهربونه، نازنینه، آدم نرمه - - - ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

### 🔸 معادل فارسی: اسف بار / تأسف برانگیز / شرم آور / فاجعه بار در زبان محاوره ای: خیلی افتضاحه، واقعاً شرم آوره، آدم دلش می سوزه، وضعش داغونه ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

### 🔸 معادل فارسی: گزینش گلچین شده / انتخاب جانبدارانه / انتخابِ فقط موارد دلخواه در زبان محاوره ای: فقط اونایی رو انتخاب می کنه که به نفعشه، گلچ ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

### 🔸 معادل فارسی: پرچم رنگین کمان / نماد افتخار کوئیر / پرچم جامعه ی LGBTQ در زبان محاوره ای: پرچم افتخار، پرچم رنگی ها، نماد آزادی هویتی - - ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

### 🔸 معادل فارسی: آشکار و با افتخار / بی پرده و سربلند / با افتخار از هویت خود در زبان محاوره ای: خودم ام و بهش افتخار می کنم، رک و راست و با غر ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

### 🔸 معادل فارسی: بنفشه ی فرنگی / آدم نازک نارنجی / مرد زن صفت ( بار منفی ) در زبان استعاری: آدم لطیف یا ضعیف ( تحقیرآمیز ) ، مردی با رفتار زنان ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: نماد فرد خاص و نایاب / شریک جنسی کمیاب در زبان استعاری: آدم خاص و کمیاب، شریک رؤیایی، نماد کوئیر بودنِ منحصربه فرد - - - 🔸 ت ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

### 🔸 **معادل فارسی:** اسطوخودوس ( گیاه ) / نماد همجنس گرایی / رنگ مقاومت در زبان استعاری: رنگ نمادین برای جامعه ی کوئیر / کد پنهان برای مردان هم ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

### 🔸 معادل فارسی: پنهان کردن / کنار گذاشتن / قایم کردن / ذخیره کردن در زبان محاوره ای: یه گوشه قایمش کن، بذارش کنار، بذارش تو دل خودت، جمعش کن ی ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: دور نگه داشتن / مهار کردن / کنترل کردن از نزدیک شدن در زبان محاوره ای: نذار نزدیک بشه، جلوشو بگیر، تحت کنترل نگه دار ### 🔸 تعریف ها ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

### 🔸 معادل فارسی: دم کردن / شکل گرفتن تدریجی / به وجود آمدن ( اتفاق یا احساس ) در زبان محاوره ای: داره یه چیزی شکل می گیره، داره قشنگ دم می کشه، ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

### 🔸 معادل فارسی: خفن / توپ / خیلی باحال / درجه یک در زبان محاوره ای: خفنه، ترکونده، خیلی نایسه، عالیه از هر نظر - - - ### 🔸 تعریف ها: 1. ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

### 🔸 معادل فارسی: باحال / خفن / جذاب / خوش ریتم در زبان محاوره ای: توپ، نایس، خیلی باحاله، خیلی حال می ده، ریتم دار و خفن - - - ### 🔸 تعریف ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

### 🔸 معادل فارسی: نمای کلی / مرور اجمالی / دید کلی / خلاصه ی جامع در زبان محاوره ای: یه نگاه کلی، یه مرور سریع، یه تصویر کلی از موضوع - - - ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

### 🔸 معادل فارسی: خط داستانی کوتاه / خلاصه ی جذاب داستان / معرفی یک خطی در زبان محاوره ای: یه جمله ی تبلیغاتی برای داستان، خلاصه ی هیجان انگیز، ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

### 🔸 معادل فارسی: خلاصه ی داستان / چکیده ی محتوا / طرح کلی در زبان محاوره ای: خلاصه ی ماجرا، طرح کلی، چکیده ی متن - - - ### 🔸 تعریف ها: 1. ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

### 🔸 معادل فارسی: شرّ ضروری / بدی اجتناب ناپذیر / اجبار ناخوشایند در زبان محاوره ای: بدی که مجبوریم بپذیریم، شرّی که چاره ای جز تحملش نیست، اجبا ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

### 🔸 معادل فارسی: پاسخ کلیشه ای / جواب آماده / پاسخ از پیش تعیین شده در زبان محاوره ای: جواب تکراری، حرف از رو، جواب قالبی، جواب بی روح - - - ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

### 🔸 معادل فارسی: نفخ دار / پر از گاز / باددار در زبان محاوره ای: نفخ کرده، باد کرده، گازدار، شکم باد کرده - - - ### 🔸 تعریف ها: 1. ** ( پ ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

### 🔸 معادل فارسی: بیفته گردنت / بیفته تو لیست کارات / بیفته تو مسئولیتت در زبان محاوره ای: گیرت بیاد، بیفته تو برنامه ت، بیفته رو دوشت، بیفته تو ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

NCMEC ( National Center for Missing & Exploited Children ) مرکز ملی کودکان گمشده و مورد سوءاستفاده - - - ### 🔸 تعریف ها: 1. ** ( سازمانی – مأم ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حتماً Hossein جان! واژه ی **“e - cigarette”** یا **“electronic cigarette”** یه اصطلاح تخصصی و فرهنگیه که در زمینه ی سلامت، فناوری، و سبک زندگی مدرن ک ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

### 🔸 معادل فارسی: اختلال روانی / وضعیت سلامت روان / بیماری روانی در زبان محاوره ای: مشکل روحی، اختلال روان، وضعیت روانی خاص، بیماری اعصاب و روان ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

### 🔸 معادل فارسی: فصل غیررسمی / خارج از فصل / زمان رکود در زبان محاوره ای: فصل خلوت، وقت بی مشتری، دوره ی استراحت، فصل خواب بازار - - - ### ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

### 🔸 معادل فارسی: سالن سرو نوشیدنی / محل چشیدن آبجو / فضای نوشیدنی فروشی در زبان محاوره ای: اتاق آبجو، محل سرو نوشیدنی، پاتوق نوشیدنی - - - ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

### 🔸 معادل فارسی: میخانه / مهمان خانه / قهوه خانه سنتی در زبان محاوره ای: جایی برای نوشیدن، گپ زدن، و دورهمی؛ پاتوق قدیمی - - - ### 🔸 تعریف ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

### 🔸 معادل فارسی: پریدن / جهش / خیز برداشتن در زبان محاوره ای: یه خیز، یه پرش، یه حرکت ناگهانی، یه جهش بزرگ - - - ### 🔸 تعریف ها: #### 🔹 ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

### 🔸 معادل فارسی: اصیل تا مغز استخوان / واقعی از ته دل / صد درصد واقعی در زبان محاوره ای: خودِ واقعیه، از ته وجودش اصیله، جنس اصلِ اصل، یه آدم ن ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

### 🔸 معادل فارسی: وفادار به خود / صادق با خود / مطابق با ذات خود در زبان محاوره ای: خودِ واقعیشه، ادا درنمیاره، با خودش رو راسته، نقش بازی نمی ک ...