softie

/ˈsɒfti//ˈsɒfti/

معنی: پسر ضعیف وزن نما، ادم ضعیف و سست عنصر
معانی دیگر: (عامیانه) رجوع شود به: softy، softy پسر ضعیف وزن نما
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: variant of softy.

جمله های نمونه

1. He's a real softie at heart.
[ترجمه ترگمان]اون توی قلب خیلی مهربونه
[ترجمه گوگل]او یک قلب واقعی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He acts all macho, but he's a real softie underneath.
[ترجمه ترگمان]اون خیلی macho، اما اون یه آدم مهربون زیر زمینه
[ترجمه گوگل]او همه ماشینها را اجرا می کند، اما او یک زیر دریایی واقعی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Robinson, an old softie, asked if Gruoch loved Macbeth.
[ترجمه ترگمان]رابینسون، یک softie قدیمی، پرسید آیا Gruoch عاشق مکبث است یا نه
[ترجمه گوگل]رابینسون، پستاندار قدیمی، پرسید آیا Gruoch دوست Macbeth
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He's just a big softie.
[ترجمه ترگمان]اون فقط یه احمقه
[ترجمه گوگل]او فقط یک نرم افزار بزرگ است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Such a big strong bloke, and such a softie.
[ترجمه ترگمان]آدم قوی و قوی ای هم هست
[ترجمه گوگل]چنین بلوک قوی و چنین نرمی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Some New Age softie who babbled about using the right side of his or her brain.
[ترجمه ترگمان]برخی از افراد عصر جدید که در مورد استفاده از سمت راست مغز خود سخن می گفتند
[ترجمه گوگل]بعضی از نوازندگان عصر جدید که در مورد استفاده از سمت راست مغز خود صحبت می کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. He's a real softie.
[ترجمه ترگمان]اون یک احمقه
[ترجمه گوگل]او یک نرم افزار واقعی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress every day!
[ترجمه ترگمان]ای کاش شما می توانید از فرهنگ لغت آنلاین ما بهره مند شوید و هر روز پیشرفت کنید!
[ترجمه گوگل]آرزو می کنم که بتوانید از فرهنگ لغت حکم آنلاین ما بهره مند شوید و هر روز پیشرفت کنید!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. How could you take an old softie like Henry and twist him around-your finger that way?
[ترجمه ترگمان]چطور تونستی مثل هنری پیر رو تور کنی و اون رو از اون طرف twist؟
[ترجمه گوگل]چطور می توانستید یک نرم کننده قدیمی مانند هنری را بچرخانید و انگشت خود را به اطراف بچرخانید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Grandpa is an old softie; he always gives us treats.
[ترجمه ترگمان]پدربزرگ پیرمرد مهربانی است، همیشه با ما رفتار می کند
[ترجمه گوگل]پدربزرگ یک نرم افزار قدیمی است؛ او همیشه به ما رفتار می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The octopus is the ultimate softie.
[ترجمه ترگمان]The نهایی softie نهایی است
[ترجمه گوگل]هشت پا کمر نهایی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. There's no need to be afraid of him—he's a big softie.
[ترجمه ترگمان]نیازی نیست که از او بترسی - او یک احمقه
[ترجمه گوگل]نیازی به ترس از او نیست - او یک نرم کننده بزرگ است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The white stubble on his fleshless jaw was a reproach to my twenty-four years and suddenly I felt an inadequate city-bred softie.
[ترجمه ترگمان]موهای سفیدش از بیست و چهار سال من را سرزنش می کرد و ناگهان احساس کردم که یک سوسول inadequate بزرگ هستم
[ترجمه گوگل]ستون سفید بر روی فکوس بیچاره من بیست و چهار ساله بود و من ناگهان احساس ناخوشایندی داشتم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Eastwood may have an on - screen reputation for gun - toting but he describes himself as an old softie.
[ترجمه ترگمان]به طوریکه بی بی بی بی بی بی بی بی
[ترجمه گوگل]Eastwood ممکن است شهرت روی صفحه نمایش را برای تفنگ داشته باشد، اما او خود را به عنوان یک نرم افزار قدیمی توصیف می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

پسر ضعیف وزن نما (اسم)
softie, softy

ادم ضعیف و سست عنصر (اسم)
softie, softy

به انگلیسی

• foolish or stupid person; softhearted person; weakling (also softy)

پیشنهاد کاربران

پسر ضعیف وزن نما
دل رحم - نازک نارنجی
ساده لوح، زود باور
کسی که ظاهر خشنی داره ولی آدم خوبیه.
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما