پیشنهاد‌های حسین کتابدار (٢٩,٨٨١)

بازدید
٢٧,٢٦١
تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

مثال: ۱. He lost his job, and to twist the knife, his wife left him the same day. ( او شغلش را از دست داد و برای اینکه درد را بیشتر کند، همسرش هم ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٤

بیکار ماندن، وقت تلف کردن، کارهای بی اهمیت انجام دادن یا بازی کردن با چیزی. این واژه معمولاً به کارهای اشاره دارد که هیچ نتیجه ای ندارند و فقط باعث ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

یک واژه قدیمی و منسوخ شده در زبان انگلیسی که به معنی نمایش دادن اینکه مشغول کار هستیم، در حالی که واقعاً کاری انجام نمی دهیم. این واژه دقیقاً به تل ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٦

مثال: ۱. I will be around if you need any help. ( اگر کمکی نیاز داشتید، من در دسترس و در اطراف خواهم بود. ) ۲. She has been around for a long t ...

پیشنهاد
٢

به بن بست رسیدن، از همه چیز خسته شدن یا دیگر تحمل نداشتن. این اصطلاح به وضعیتی اشاره دارد که فرد دیگر راهی برای ادامه نداند و صبر و حوصله اش کاملاً ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در ادبیات عامیانه و طنز، Heartburn ( سوزش سر دل ) گاهی به عنوان استعاره ای برای دردسر، مشکل یا حساسیت به کار می رود. مثال: ۱. That employee has be ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مثال: ۱. She looked absolutely ravishing in her wedding dress. ( او در لباس عروسی اش کاملاً خیره کننده و زیبا به نظر می رسید. ) ۲. The view fro ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

مثال: ۱. She gave him a demure smile and looked away. ( او لبخندی خجالت آلود و محجوبانه به او زد و به جای دیگری نگاه کرد. ) ۲. The actress is k ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

این عبارت معمولاً به صورت استعاری یا توصیفی برای اشاره به گریه کردن بسیار شدید به کار می رود؛ به طوری که اشک های فرد آنقدر زیاد می ریزد که بالش او خی ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

اصطلاح عامیانه و بسیار ناپسند ( Vulgar Slang ) در زبان انگلیسی که به معنی بسیار کم، ناچیز یا یک مو تفاوت داشتن است. از آنجا که شامل کلمه رکیکی است، ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

رسمی و پزشکی ادرار کردن یا جاری کردن ادرار. این واژه معادل علمی و ادبی برای کلمه عامیانه pee می باشد. مثال: ۱. The patient reported difficulty ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مثال: ۱. It was disconcerting to see how quickly the fire spread. ( دیدن اینکه آتش چقدر سریع گسترش یافت، نگران کننده بود. ) ۲. He gave me a dis ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

فرمان، دستور یا احکام است. این واژه اغلب در متون مذهبی، به ویژه برای اشاره به ده فرمان ( The Ten Commandments ) در کتاب مقدس استفاده می شود، اما می ت ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

یاغی، بزهکار یا مردی بی باک و قانون شکن. این واژه معمولاً به فردی اشاره دارد که برای انجام کارهای خطرناک یا غیرقانونی هیچ ترسی ندارد و گاهی به معنی ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مثال: ۱. The senator is a gifted orator who can captivate any audience. ( سناتور یک سخنران بااستعداد است که می تواند هر مخاطبی را مجذوب خود کند. ...

پیشنهاد
١

کسی را کاملاً شکست دادن، کسی را به زانو درآوردن است این عبارت معمولاً در مسابقات، بحث ها یا درگیری های فیزیکی به کار می رود و نشان دهنده برتری مطلق ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

از کسی تعریف و تمجید کردن، ستایش کردن کسی. این عبارت زمانی استفاده می شود که فردی مدام از ویژگی های مثبت، کارها یا توانایی های شخص دیگری با اشتیاق ...

پیشنهاد
١٠

خودکفا شدن، با تکیه بر توانایی های شخصی موفق شدن یا از پایین شروع کردن و به بالا رسیدن است. این عبارت به افرادی اشاره دارد که بدون کمک دیگران و تنه ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

مثال: ۱. He went to his father hat in hand to ask for a loan. ( او با تواضع و فروتنی پیش پدرش رفت تا وام بخواهد. ) ۲. After the mistake, she re ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٦

عبارت Second - story man ( که به صورت مفرد Second - story workman هم گفته می شود ) یک اصطلاح قدیمی در زبان انگلیسی است که به معنی دزد حرفه ای که از پ ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

عنّین ( Impotent ) :این کلمه در اصطلاح پزشکی به مردی اطلاق می شود که دچار ناتوانی جنسی است و توانایی ایجاد یا حفظ نعوظ را برای انجام رابطه زناشویی ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

مثال: ۱. He graduated from an accredited university. ( او از یک دانشگاه دارای اعتبار فارغ التحصیل شد. ) ۲. Make sure the hospital is an accredi ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

( DeepSeek ) نام یک شرکت و مدل هوش مصنوعی چینی است که اخیراً بسیار مورد توجه قرار گرفته است. این شرکت مدل های زبانی بزرگی را توسعه داده است که توان ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

مثال: ۱. The cowboys embarked on a long cattle drive across the plains. کابوی ها به یک سفر طولانی برای راندن گله گاو در دشت ها دست زدند. ۲. Life ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک اصطلاح کنایی است که به معنای بوی بسیار بد دادن ( به صورت واقعی ) یا بسیار فاسد و مشکوک بودن ( به صورت مجازی ) است. این عبارت معمولاً برای توصیف ...

پیشنهاد
٢

مثال: ۱. That garbage can stinks three ways to Sunday; you need to take it out immediately. آن سطل زباله بوی مرگ می دهد؛ باید فوراً آن را بیرون بب ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

( که گاهی با حرف اضافه هایی مانند to همراه می شود ) به معنای ورشکست شدن، متعادل شدن یا از کار افتادن است. این اصطلاح اغلب برای کسب وکارها یا شرکت ه ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک اصطلاح عامیانه و کمی بی ادبانه ( Slang ) که به معنای خودت را گول نزن، دیگه الکی نگو، حرف های بی ربط رو تموم کن یا راستش رو بگو است. این عبارت زما ...

پیشنهاد
١

یک تشبیه طنزآمیز و کنایی است به معنای اصلاً ظریف نبودن، بسیار بی رحمانه بودن یا بسیار آشکار و زننده بودن. این عبارت برای توصیف رفتاری، انتقادی یا خ ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

یک پول هم یا یک ده شاهی ( مقدار بسیار اندک ) . این اصطلاح معمولاً در جملات منفی به کار می رود تا تاکید کند که فرد حتی مبلغ بسیار ناچیزی را هم پرداخ ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

قاطعانه رد کردن، سر باز زدن یا محکم نه گفتن. این اصطلاح زمانی استفاده می شود که یک درخواست یا پیشنهاد را بدون هیچ گونه مذاکره، تردید یا امیدی به تغ ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تشویق های افراطی و گاهی ریاکارانه. این اصطلاح به عملی اشاره دارد که در آن افراد با کوبیدن دست روی کمر یکدیگر، ابراز همدردی یا شادی می کنند، اما اغل ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

دست دادن های مصنوعی و ریاکارانه. این اصطلاح معمولاً برای توصیف سیاستمداران یا کسانی به کار می رود که به صورت نمایشی و با هدف جذب محبوبیت، با افراد زی ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

مثال: ۱. The parsimonious old man refused to turn on the heating during winter. آن پیرمرد خسیس امتناع کرد که در زمستان شوفاژ را روشن کند. ۲. The ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

تایید کردن با دست دادن یا با دست دادن روی چیزی توافق کردن است. این عبارت زمانی استفاده می شود که دو طرف برای نهایی کردن یک توافق یا قول، با هم دست م ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

آزادی بخش، رهایی بخش یا کسی است که دیگران را از بردگی، محدودیت یا ستم نجات می دهد. مثال: ۱. Abraham Lincoln is known in history as the emancipat ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٤

stand - up اسم استندآپ کمدی یا نمایش کمدی تک نفره است که در آن کمدین مستقیماً با مخاطبان صحبت می کند. مثال: ۱. He decided to pursue a career in sta ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

مثال؛ We are finally making headway with the project. بالاخره در پروژه داریم پیشرفت می کنیم. The team made little headway because of the heavy ra ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١١

یک اصطلاح تحقیرآمیز ( slur ) قدیمی در زبان انگلیسی است و باید از به کار بردن آن خودداری شود. این واژه در گذشته برای خطاب کردن افراد ایتالیایی، اسپان ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

عبارت AWACS مخفف عبارت انگلیسی Airborne Warning and Control System است و به معنای سیستم هشدار و کنترل هواپیماهای پرنده یا به طور ساده تر هواپیمای پیش ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

مثال: ۱. He preached temperance and advised people to avoid alcohol. او به خویشتنداری و پرهیزکاری دعوت می کرد و به مردم توصیه می کرد از الکل دوری ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٦

معمولاً به صورتget carried away یاbe carried away استفاده می شود و به معنای از خود بی خود شدن، ذوق زده شدن بیش از حد، غرق شدن یا کنترل خود را از دست ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

یک اصطلاح محاوره ای و دوستانه به معنای خوشش آمدن، علاقه مند شدن یا دل بستن به یک نفر یا چیزی است. این علاقه معمولاً به سرعت و بدون دلیل خاصی ایجاد ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١١

حرف زدن بیهوده، بحث طولانی و بی نتیجه، گپ زدن یا چاپلوسی کردن مثال: ۱. I don't have time for this palaver; tell me the main point directly. من و ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

این عبارت ( Pooh - bah ) به شخصی اشاره دارد که دارای مقام ها، عناوین یا مسئولیت های زیادی است و اغلب اهمیت خود را بیش از حد نشان می دهد. این واژه ب ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

معمولاً به معنای واقعی کوتاه کردن موی کسی است، اما در اصطلاح عامیانه ( به خصوص در ورزش ها ) می تواند به معنای شکست دادن یا غلبه کردن بر حریف باشد. م ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٦

خراب کاری کردن، گند زدن یا بد و ناقص انجام دادن یک کار مثال: ۱. Don't let him repair the computer; he will only botch it up. اجازه نده کامپیوتر را ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

فهمیدن، محاسبه کردن، برنامه ریزی کردن یا کشف کردن. مثال: ۱. We need to dope out a plan for the weekend before it's too late. ما باید قبل از دیر ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

این عبارت یک اصطلاح عامیانه و غیررسمی در زبان انگلیسی است که معمولاً برای توصیف ترس بسیار شدید یا شوکه شدن به کار می رود مثال: ۱. When the ghost ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

فرو ریختن، تسلیم شدن، از فشار خم شدن یا در برابر چیزی کوتاه آمدن. - - - ✅ معانی مهم و مثال ها: 1. ** ( فرو ریختن یا collapse کردن ) ** **The ...