پیشنهادهای حسین کتابدار (٢٧,٩٨١)
🔸 معادل فارسی: مخرج / سوراخ مقعد ( اصطلاح عامیانه و بی ادبانه ) مثال: He tore his ring - piece. او مخرجش آسیب دید.
آرس - - - 🔸 معادل فارسی: - وقت تلف کردن / بیهوده مشغول بودن - خراب کردن / بی دقت انجام دادن - - - 🔸 تعریف ها به عنوان فعل: 1. ** ( مح ...
مثال: Fans went gaga over the new movie. طرفداران برای فیلم جدید دیوانه شدند. 🔸 مترادف ها: go crazy – go wild – lose it – be infatuated
🔸 معادل فارسی: به بن بست خوردن / راهی نداشتن / گیر کردن در نقطه ی بی پیشرفت - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( واقعی – استعاری ) :** رسیدن به جایی ک ...
بی صدا یا پنهانی چیزی را به کسی دادن. مثال: I slipped him 20. یواشکی به او ۲۰ دلار دادم. در انگلیسی آمریکایی، slip someone money یعنی �یواشکی پول ...
گاهی به صورت استعاره برای مجموعه ای متنوع یا ترکیبی از چیزها به کار می رود. مثال: The city is a fruit basket of cultures. شهر مثل یک سبد میوه از ف ...
Annual General Meeting → مجمع عمومی سالانه ( شرکت ها و سازمان ها ) مثال: The AGM will be held next month. مجمع عمومی سالانه ماه آینده برگزار خواهد ...
DOA = Dead On Arrival چیزی که از همان ابتدا شکست خورده یا بی نتیجه است/ failed from the start مثال: The proposal was DOA in Congress. طرح در کنگر ...
پنهان کردن هویت یا انگیزه ی واقعی پشت ظاهر فریبنده. مثال: He came in under false colors. او با هویت جعلی وارد شد.
در زبان عامیانه فارسی معنی توهین آمیز و رکیک دارد و به معنای �برو گمشو� یا عبارتی مشابه آن است که نوعی لحن تند و ناسزا محسوب می شود. این عبارت در گفت ...
از بین بردن جاذبه یا افسون چیزی، باعث دل سردی یا ناامیدی شدن. مثال: The harsh reality disenchanted him. واقعیت سخت او را دل سرد کرد. 🔸 مترادف ها ...
🔸 معادل فارسی: ( اسم ) : نخ دندان ( فعل ) : نخ دندان کشیدن ( محاوره ای/فرهنگی ) : پُز دادن، خودنمایی کردن ( slang ) 🔸 تعریف ها: 1. ** ( بهد ...
🔸 معادل فارسی: خیلی عصبانی ام می کنه / تحریکم می کنه / کفرم رو درمیاره - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( محاوره ای – منفی ) :** به معنای تحریک کردن ...
مثال: It really gets my goat when people are late. واقعاً کفرم درمیاد وقتی مردم دیر می کنن. 🔸 مترادف ها: burn me up – chap my hide – tick me off ...
🔸 معادل فارسی: خیلی اذیتم می کنه / کفرم رو درمیاره / اعصابم رو خورد می کنه - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( محاوره ای – منفی ) :** به معنای چیزی ک ...
🔸 معادل فارسی: خیلی اذیتم می کنه / اعصابم رو خرد می کنه / کفرم رو درمیاره - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( محاوره ای – منفی ) :** به معنای چیزی که ...
🔸 معادل فارسی: خیلی عصبانی ام می کنه / دیوونه ام می کنه / می سوزوندم از حرص در زبان محاوره ای: کفرم رو درمیاره، می جوشوندم، اعصابم رو خرد می کنه ...
1. ( فعل – ذهنی ) : به معنای دریافتن یا نتیجه گیری کردن از شواهد. مثال: From his tone, I gather he’s upset. از لحنش می فهمم که ناراحت است. 2. ( ...
🔸 معادل فارسی: از کوره در رفتن / منفجر شدن از عصبانیت در زبان محاوره ای: ترکیدن، قاطی کردن، دیوونه شدن از حرص - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( مح ...
🔸 معادل فارسی: گرده افشانی متقاطع / گرده افشانی بین گیاهی در زبان محاوره ای و استعاری: ترکیب کردن ایده ها، آمیختن فرهنگ ها، تبادل خلاقیت - - - ...
( نوشیدنی – روزمره ) : آب معمولی بدون گاز یا حباب. مثال: And a flat water, no bubbles. و یک آب ساده، بدون حباب.
🔸 معادل فارسی: ۱. شرکت Applied Micro Circuits Corporation ( شرکت نیمه رسانا ) ۲. Anterior Midcingulate Cortex ( بخش قدامی - میانی قشر سینگولیت در ...
بیوهکِر به کسی گفته می شود که به طور فعال و خودآگاه با استفاده از روش ها، فناوری ها و تغییرات سبک زندگی، به دنبال بهبود و بهینه سازی عملکرد بدن و ذهن ...
🔸 معادل فارسی: از صفر / از پایه / از هیچ - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( محاوره ای – شروع ) :** *From scratch* یعنی کاری را بدون هیچ آماده سازی یا ...
MND ( بیماری نورون حرکتی ) یا Motor Neuron Disease، یک بیماری عصبی پیشرونده است که منجر به تخریب و مرگ نورون های حرکتی در مغز و نخاع می شود. این نورو ...
واکسـن شینگلز ( زونا ) برای پیشگیری از بیماری زونا تجویز می شود. این بیماری یک عفونت ویروسی دردناک است که توسط ویروس واریسلا - زوستر، همان ویروسی که ...
مثال: It’s late, let’s hit the sack. دیره، بریم بخوابیم. 🔸 مترادف ها: go to bed – turn in – hit the hay – get some sleep
🔸 مترادف ها: fantasy land – dream world – utopia – imaginary place
مثال: He told her, “I’m head over heels for you. ” به او گفت: دیوانه وار عاشقت هستم. 🔸 مترادف ها: madly in love – deeply in love – crazy about y ...
🔸 معادل فارسی: خودش را جمع وجور نگه داشتن / کنترل اوضاع را داشتن / از هم نپاشیدن - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( محاوره ای – روانی ) :** توانایی ح ...
ژن APOE - e4 ( آپوپروتئین E نوع ۴ ) یک فرم ژنتیکی از ژن APOE است که نقش مهمی در متابولیسم چربی ها و کلسترول در بدن دارد. این ژن پروتئین آپوپروتئین E ...
🔸 معادل فارسی: شغل کم تحرک / کار پشت میزنشینی در زبان محاوره ای: کار نشسته، کار دفتری - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( واقعی – محیط کار ) :** شغل ...
🔸 معادل فارسی: شغل پشت میزنشینی / کار اداری ثابت در زبان محاوره ای: کار دفتری، کار نشسته - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( واقعی – محیط کار ) :** ...
سلول B ( ب - سلول ) یک نوع از سلول های لنفاوی است که در سیستم ایمنی بدن نقش حیاتی دارند. این سلول ها با تولید آنتی بادی ها و مشارکت در پاسخ های ایمنی ...
بیماری غددی تب دار که به آن مونونوکلئوز عفونی یا بیماری بوسه نیز گفته می شود، یک عفونت ویروسی است که معمولاً توسط ویروس اپشتین - بار ( EBV ) ایجاد می ...
ویروس اپشتین - بار که به اختصار EBV نامیده می شود، یکی از اعضای خانواده ویروس های هرپس است و یکی از شایع ترین ویروس های انسانی به شمار می رود. این وی ...
اسم 🔸 معادل فارسی: شتاب بیش ازحد / حالت فوق فعال / فشار مضاعف در زبان محاوره ای: رو دور تند بودن، زیادی فشار آوردن، بیش فعال شدن - - - 🔸 تع ...
گو روگ 🔸 معادل فارسی: از کنترل خارج شدن / سرخود عمل کردن / مسیر خود را رفتن در زبان محاوره ای: خودسری کردن، یاغی شدن، از خط خارج شدن - - - 🔸 ...
🔸 معادل فارسی: از نفس افتادن / انگیزه از دست دادن / انرژی کم شدن - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( استعاری – عملکرد/انگیزه ) :** وقتی کسی یا چیزی ان ...
🔸 معادل فارسی: زره پوش / پوشیده با زره / مقاوم سازی شده در زبان محاوره ای: زرهی، ضدضربه، محکم مثل تانک - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( فنی – نظا ...
🔸 معادل فارسی: زیاده ازحد مراقبت کردن / بیش ازحد محافظت کردن / در قنداق نگه داشتن - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( واقعی – تصویری ) :** پوشاندن چیز ...
واوزِرز - - - 🔸 معادل فارسی: وای! / اوه! / عجب! / چه باحال! - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( محاوره ای – واکنش ) :** ابراز شگفتی، هیجان یا تعجب ...
🔸 معادل فارسی: نزدیک ماندن / اطراف چیزی پرسه زدن / در حوالی بودن و ترک نکردن - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( ادبی – توصیفی ) :** اشاره به کسی یا چ ...
🔸 معادل فارسی: سندرم لارون / کوتاه قدی ناشی از عدم حساسیت به هورمون رشد - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( پزشکی – ژنتیک ) :** اختلال نادر ارثی که د ...
🔸 معادل فارسی: زنده کردن موضوع قدیمی / بالا آوردن تاپیک مرده / احیای رشته ی قدیمی 🔸 تعریف ها: 1. ** ( دیجیتال – انجمن ها ) :** وقتی کاربری یک ...
Original Poster ( OP ) 🔸 معادل فارسی: نویسنده ی اصلی / آغازگر بحث / کسی که اولین پست را گذاشته - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( دیجیتال – انجمن ها ...
🔸 معادل فارسی: آغازگر رشته / شروع کننده ی بحث / کسی که موضوع را باز می کند - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( دیجیتال – انجمن ها ) :** کاربری که اولی ...
🔸 معادل فارسی: زیرانجمن / بخش فرعی انجمن / تالار فرعی - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( دیجیتال – ساختار انجمن ) :** بخشی از یک انجمن اینترنتی که به ...
🔸 معادل فارسی: ذهن جمعی / ذهن کندویی / تفکر گروهی یک دست - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( اجتماعی – گروهی ) :** وضعیتی که افراد یک گروه مثل یک ذهن ...
🔸 معادل فارسی: حمله ی انکار سرویس / حمله ی محروم سازی از سرویس در زبان محاوره ای: حمله سایبری که باعث میشه سایت یا سرویس از کار بیفته - - - ...