take the liberty

شبکه مترجمین ایران

به انگلیسی

• allow oneself to, feel free to -

پیشنهاد کاربران

از قبل ترتیب کاری رو دادن ( قبل اینکه کسی کاری رو درخواست کرده باشه ما اون کار رو برای اون شخص انجام بدیم )
I took the liberty of booking theatre seats for us.
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما