high handed


امرانه، خودخواهانه، مکارانه، خودسرانه، با خودکامگی، آمرانه، تحکم آمیز، سختگیرانه، جابرانه، جابرانه the former government's highhanded ways روشهای جابرانهی دولت سابق

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
مشتقات: high-handedly (adv.), high-handedness (n.)
• : تعریف: arbitrary and domineering in action or manner.
مشابه: arbitrary, overbearing

- We refuse to go to war on the basis of one general's high-handed decision.
[ترجمه گوگل] ما بر اساس تصمیم بلند پایه یک ژنرال از رفتن به جنگ خودداری می کنیم
[ترجمه ترگمان] ما از رفتن به جنگ براساس یک تصمیم به دست دادن یک ژنرال امتناع می کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. the former government's highhanded ways
روش های جابرانه ی دولت سابق

انگلیسی به انگلیسی

• a high-handed person uses their authority in an unnecessarily forceful way without considering other people's feelings.
aggressive, autocratic, bossy

پیشنهاد کاربران

and you come to me with a hell of a problem, and, uh, then you get high - handed on me
Crimes and Misdemeanors 1989🎥
زورگو، خودکامه