پیشنهاد‌های فانکو آدینات (٣,٠٣٣)

بازدید
٧,٧٦٣
تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٣

غیر قابل وصف: غیر تازیتات [تازی با پسوند سغدی آت] ( معرب ) گَیره gayra در سنسکریت است؛ ولی قابل و وصف، هر دو عربی است؛ همتای پارسی هر سه این است: پید ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

یا جزء لایتجزی Teamwork is an integral part of our success کار تیمی، بخش جدایی ناپذیر کامیابی ماست. همتای پارسی این ویریست [سغدی] ( ترکیب ) های عرب ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٣

جزء لایتجزی یا جزء لاینفک: Teamwork is an integral part of our success کار تیمی، بخش جدایی ناپذیر کامیابی ماست. همتای پارسی این ویریست [سغدی] ( ترکی ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

جزء لایتجزی یا جزء لاینفک: Teamwork is an integral part of our success کار تیمی، بخش جدایی ناپذیر کامیابی ماست. همتای پارسی این ویریست [سغدی] ( ترکی ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٤

اجرام: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: تنکان tankān ( کردی: tanakān ) لشکان laŝkān ( کردی: laŝakān )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٣

جهان: این واژه در سنسکریت جیهان بوده به واتای [کردی] ( معنی ) جای زایش یا تولد و رها سازی. ( فرهنگ سنسکریت - انگلیسی مونیر ویلیامز چاپ 1964 ) و واژ ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٦

1 - از روی چیزی رد شدن / قدم گذاشتن روی چیزی ( معنای فیزیکی ) Don’t walk over the wet paint. روی رنگ خیس قدم نگذار. 2 - به آسانی شکست دادن / له کر ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٣

ایرزاد:1 - ایر در سنسکریت و اوستایی به واتای [کردی] ( معنش ) ( خوشبختی، سعادت، رستگاری، عاقبت بخیری، بهروزی، نیکبختی، خوش شانسی که پسوند زاد به آن اف ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٤

در امان: در واژه ای پارسی و امان عربی است و به واتای [کردی] ( معنی ) کسی یا چیزی است که در امنیت است. همتای پارسی اینهاست: در پناه ( دری ) برنیک bar ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٣

مصون: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: در پناه ( دری ) برنیک barnik ( اوستایی: barana با پسوند پهلوی یک )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٣

صفات: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: بِژنان bežnān ( سغدی )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

احشاء: همتای پارسی این واژه ی عربی این است: میلاک ( کردی ) ( فرهنگ فارسی - کردی هه ژار )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٤

جای بلند، تخت

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

جملات ( جمله ها ) : همتای پارسی این واژه ی عربی به ترتیب کمی سیلاب، اینهاست: ویسپگان vispagān ( اوستایی: vispa با پسوند گان ) گزاره ها gozārehā ( در ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٣

بسته به جمله دو واتای [کردی] ( معنی ) جدا از هم دارد، چون می تواند: past tense و past participle فعل find باشد فعل جداگانه به واتای تأسیس کردن باشد ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٤

استنساخ: همتای پارسی این واژه ی عربی به ترتیب کمی بخش، اینهاست: گوهاستو guhāstu ( کردی ) رونویسی ( دری )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

کشف: همتای پارسی این واژه ی عربی به ترتیب کمی سیلاب، اینهاست: وَئد vaad ( با سکون همزه ) ( اوستایی: vaed ) وینداد vindād ( مانوی ) یابش yābeŝ، یاب ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٣

نزدیک شدن، در آستانه ی چیزی بودن، رسیدن به یک اندازه، رفتن به سوی My son is about to go up to high school پسرم در آستانه ی رفتن به دبیرستان است The t ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٥

قائل: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: بیژَر ( کردی )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٣

انداخته شده به پایین پرت شده به پایین

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٣

تکیه دادن بر، مبتنی بودن بر Her argument rests upon strong evidence استدلال او بر پایه شواهد قوی است. He rested upon the wall for support او برای حم ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٥

سوار شدن بر He decided to mount up on his horse and ride into the sunset او تصمیم گرفت بر اسبش سوار شود و به سوی غروب خورشید بتازد.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٤

قاضی القضاه، قاضی القضات: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: داندادیپ dāndādip ( سنسکریت: dandādhipa )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٣

استناد: بر پایه سند گفتن یا نوشتن. همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: پراستب parāstob ( سنسکریت: prastobha )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٥

اضافه حقوق: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: اسپو میژدا espu - miždā ( اوستایی: spu - mižda )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٥

جرات: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: یارگی yāragi، بی باکی، پردلی pordeli ( دری ) امستن amastan ( پشتو ) ویریش veyriŝ ( مانوی: veyriŝn )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٤

1 - کنف kanaf ( شاهدانه ی مصری ) : این واژه در سغدی کینپه kinapa و کیمبه kimba بوده است؛ در پهلوی شان و در فرانسه chanvre شانور خوانده می شود. دکتر م ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٥

داو: این واژه در اوستایی به واتای [کردی] ( معنی ) نژاد، تبار، خانواده، تخمه، ریشه، نسل آمده است ( فرهنگ واژه های اوستا، احسان بهرامی ) ؛ در واژه های ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٥

مدعی: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: خواهان، خواستار ( دری ) پیشمار piŝmār ( کردی؛ پهلوی:peŝmār ) خازیار xāzyār ( کردی: xuāzyār ) .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٤

بی مسئولیت: بی واژه ای پارسی و مسئولیت عربی است؛ همتای پارسی این ویریست [سغدی] ( ترکیب ) ، اینهاست: کارگریز ( دری ) اَزیگ ( مانوی )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٦

دخول: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: تیبر tibar ( سغدی )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٥

حاکمیت: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: آدیپت ādipat ( سنسکریت: ādhipatya )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٦

مالکیت: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: دارندگی ( دری ) گایونتا gāyuntā ( اوستایی: gaun: ملک با پسوند اسم مصدر ساز سنسکریت تا )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٥

تدابیر امنیتی ( safeguards ) همتای پارسی این دو واژه ی عربی این است: یسراهای ارامی yasrāhāye - orāmi ( اوستایی: yasra با پسوند ها و سغدی اُرام: امنیت ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٥

مقام دولتی: ( government official ) همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: آدیکارانیک ādhikārānik ( سنسکریت: ādhikaranika )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٦

The government official announced new policies مقام دولتی سیاست های جدیدی را اعلام کرد.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٧

بلاغت: هماهنگی سخن با مقام و حال شنونده یا خواننده؛ یعنی سخن بجا، با واژه های مناسب، آهنگی درست و هدف دار به گونه ای که اثرگذار و قانع کننده باشد. ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٧

فصاحت: درستی، روانی و زیبایی واژه ها و ترکیب جملات به گونه ای که سخن از خطاهای زبانی یا نوشتاری و ناهنجاری های لفظی تهی باشد و گوش و ذهن شنونده را آز ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

مفهوم موافق: برداشتی است که از معنای تقویت شده ی یک حکم قانونی به دست می آید؛ یعنی اگر قانون درباره یک موضوع حکمی داده، موضوع قوی تر یا مهم تر نیز هم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٨

مفهوم مخالف: برداشتی است که از قیدهای یک حکم قانونی به دست می آید؛ یعنی وقتی قانون حکمی را مشروط به یک وضعیت خاص کرده، در نبود آن وضعیت، حکم برعکس یا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٩

صفت مشبهه: صفتی است که نشانگر پایداری ( و نه گذرا بودن ) یک ویژگی یا حالتی در موصوف می باشد. مانند مرد دانا؛ که دانایی صفتی پایدار برای مرد است. ولی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

صفت مشبهه: صفتی که نشانگر پایداری یک ویژگی یا یک حالت در موصوف است. مانند مرد دانا؛ که دانایی صفتی پایدار برای مرد است. و یا زن خوشخو؛ که خوی خوش حال ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

جماعت: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: ریستک ristak ( پهلوی ) وانسوا vānesvā ( اوستایی:وانثوا vānşvā )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

زمره: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: دسته، گروه، شمار ( دری ) آنسا ānsā ( اوستایی: ānsa )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

تایی: پسوندی که به شماره به کار می رود و از آن صفت شمارشی می سازد. مانند دو تایی، سه تایی، چهارتایی و. . .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

قلو: ( ترکی ) این واژه در فارسی به تنهایی به کار نمی رود و با پیشوند شماره می آید و گفته می شود دو قلو، سه قلو و . . . همتای پارسی این است: همسان، هم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

عدم تمایل: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: انیژا anižā ( سنسکریت: anicchā )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

محل تلاقی: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: پدیرگاد padiragād ( پهلوی: padiragih با پسوند پهلوی آد )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٨

دارای قداست، مقدس شمرده شده، دارای تقدس

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

تلاقی: این واژه در فارسی امروز به واتای [کردی] ( معنی ) دیدار یا ملاقات دویا چند تن نیست؛ که به واتای به هم رسیدن رودها یا دو سپاه برای جنگ است و نیز ...