پیشنهاد‌های فانکو آدینات (٣,٢٢٧)

بازدید
١٠,٥١٥
تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

متولی: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: سرپرست، کارگزار ( دری ) سرچیک sarcik ( سغدی ) بریشنا bariŝnā ( اوستایی: bareŝna )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

درختچه آلبالوی کوهی را در زبان لکی برالک berālek گویند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

برالک berālek: نام درختچه آلبالوی کوهی در زبان لکی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

ضروری: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: دروا darvā، ونکول vankul، وایه vāye، بایا، بایسته ( دری ) آپایست āpāyast ( پهلوی ) ابیدان abidān ( په ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ضرورت: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: بایست bāyast، بایستگی، نیاز ( دری ) انیاز anyāz، ساچ ( سغدی ) ساچیه sācye ( اوستایی: sācyaya )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٤

قوانین حمورابی قوانین حمورابی یا همورابی ترجمه به فرانسه M. de Morgan پاریس 1904. قوانین همورابی در 1901 در شوش پیدا شده و سه سال بعد به فرانسه ترجم ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

استنطاق: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: گپکاوی gapkāvi ( خراسانی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیر واقعی: غیر عربی شده از سنسکریت گیره gayra می باشد و واقع عربی است که پسوند پارسی ی به آن افزوده شده است. همتای پارسی این است: وینامتیچ vināmtic ( ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

متعادل: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: پدیمور padimur ( بختیاری ) تولایوت tulāyut ( تولا؛ سنسکریت: تعادل با پسوند دارندگی سغدی آیوت )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

شفاف: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: اسپیک espik ( پهلوی: spik ) سهیک sahik ( پهلوی ) ( فرهنگ واژه های پهلوی، بهرام فره وشی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

ترسو: این واژه در سنسکریت ترسنو trasnu بوده است. ( فرهنگ سنسکریت - انگلیسی مونیر ویلیامز )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

قراضه: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: لکند lakand ( خراسانی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

بودا: هاروی کرافت Harvey Kraft باستان شناس آمریکایی در کتاب خود به نام بودای بابلی، اثبات کرده که بودا همان بردیا پسر کوروش بوده است. دیدگاه او از ای ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٤

بودا: این واژه در سنسکریت بوددهه buddha ( دانایی بخش ) می باشد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٣٥

رائیک: این نام در پهلوی از رای rāy شکوه و پسوند مفعولی ئیک یعنی به شکوه رسانده شده ساخته شده است؛ زیرا رای به معنی اندیشه، عربی است. پسوند ئیک یکی از ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٤

آیریک: این نام در سنسکریت: irikā ( رونده چون طاووس، آن که مانند طاووس می خرامد ) می باشد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٤

گرشا: این نام در پهلوی: kareŝa ( باریک اندام ) است؛ و گرشاسب یعنی دارای اسب باریک اندام.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

کیاشا: این نام در اوستایی: کیا ( عشق ) و شا: شادمان ( شادمان از عشق یا عشق شادی بخش )

پیشنهاد
٤

واردات صادرات: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: ماویسان māvisān فاشامان ( سغدی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

واردات: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: ماویسان māvisān ( سغدی )

پیشنهاد
٣

صادرات و واردات: همتای پارسی این دو و اژه ی عربی، این است: فاشامان و ماویسان māvisān ( سغدی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

اذعان: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: انزان anzān ( سغدی: anzāni )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٨٣١

رای ray: این واژه در فرهنگ عربی - فارسی لاروس با دو معنی آمده است: 1 - دیدن. 2 - اندیشه، پندار، دیدگاه، نظر. یعنی آنچه انسان می بیند و به آن معتقد می ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

رئیس قبیله: همتای پارسی این دو واژه ی عربی این است: کولاپت kulāpat ( سنسکریت: kulāpati )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

1 - قطعی ( حتمی، مسلم ) : همتای پارسی این واژه ی عربی این است: تاشتیک tāŝtik ( پهلوی ) 2 - قطعی ( قطع شدگی، مانند قطعی برق ) ؛ همتای پارسی این است: ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٩

بررسی کردن برای رسیدن به یک حقیقتِ قطعی. یعنی شما فقط چیزی را پیدا نمی کنید، بلکه با پژوهش، پرسش یا آزمایش، از درستی آن اطمینان حاصل می کنید.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٤

لذت بردن از.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

تقصیر: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: پرویش parviŝ، فرویش farviŝ، فروگذاشت forugozāŝt ( دری ) اغوان eqvān ( سغدی: qvān )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢١

منحرف: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: کژدل každel ( دری ) کیپات ( دری؛ کیپا با پسوندپهلوی آت )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

این واژه در سنسکریت پتهه patha، در اوستایی:پث، پئیثی pa�şi، paş؛ در پهلوی: pat؛ در پارتی: pandān؛ و در مانوی: pand بوده است به معنی راه، جاده، مسیر، ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

1 - مشغول بودن به یک فعالیت ( بیشترین کاربرد ) زمانی که می خواهید بگویید کسی وقت یا تمرکز خود را صرف انجام کاری مشخص کرده است. در این حالت، معنای آن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

بزرگ ترین ضرر تریاک برای کسانی که به آن معتادند، این است که به دلیل آرامبخش بودن تریاک، آژیر خطر بدن را از کار می اندازد و فرد هرگز دردی را احساس نمی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

واژه Embellishing ( از فعل embellish ) در زبان انگلیسی معنایی دوگانه دارد: یک معنای مثبت/زیبایی شناختی و یک معنای منفی/فریبکارانه. 1 - معنای مثبت: ز ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

هیئت وزیران: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: لیژان ویچیران ližān vicirān ( کردی: ližana با پهلوی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

هیئت رئیسه: گروهی که مسئولیت اداره و نظارت بر فعالیت های یک سازمان، شرکت، مجلس یا انجمن را برای یک دوره زمانی مشخص بر عهده دارند. همتای پارسی این دو ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

علی الاصول: همتای پارسی این ویریست [سغدی] ( ترکیب ) عربی، اینهاست: از پایه، از ریشه ( دری ) بنیمیها bonimihā ( اوستایی با پسوند پهلوی یها )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

واژه Wayfaring یکی از واژه های بسیار زیبا و باستانی در زبان انگلیسی است که بار معنایی عمیق و متفاوتی نسبت به واژه ساده ی Travelling دارد. این واژه از ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

Road - going یک صفت مرکب است که برای توصیف وسایل نقلیه ( خودروها، موتورسیکلت ها و… ) به کار می رود. معنای آن بسته به بافت متن می تواند متفاوت باشد: 1 ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١١

means در زبان انگلیسی یکی از واژه های بسیار چندپهلوست که معنای آن به نقش دستوری ( Part of Speech ) و بافت متن ( Context ) بستگی دارد. 1 - وقتی نقش ف ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

طول سفر: طول در این ویریست [سغدی] ( ترکیب ) ، به واتای [کردی] ( معنی ) مدت است؛ هنگامی که گفته می شود در طول سفر با هم گفتگو کردیم، یعنی در مدتی که ب ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

عزرائیل: همتای پارسی این واژه ی عربی این است: جانهنج jānhanj ( پهلوی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١١

1 - درباره ی احساسات و رفتار ( رایج ترین کاربرد ) زمانی که فرد کنترل خود را بر احساسات یا رفتار خود از دست می دهد یا تصمیم می گیرد آن ها را کاملاً آ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

Put down یکی از پرکاربردترین و پیچیده ترین Phrasal Verbs ( افعال عبارتی ) در زبان انگلیسی است؛ زیرا معنای آن از یک حرکت فیزیکی ساده تا توهین کردن و ح ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

1 - در روان شناسی و شخصیت ( Temperament/Character ) این رایج ترین کاربرد کلمه است و به ویژگی های شخصیتی پایدار، خلق وخو یا حالت ذهنی یک فرد اشاره دا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

1 - فراتر رفتن، برتر بودن ( اخلاقی، فکری یا شخصیتی ) - رایج ترین کاربرد. این کاربرد معمولاً برای اشاره به بالا بردن سطح رفتار، تفکر یا شخصیت یک فرد ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

1 - در گرافیک، دیجیتال و رابط کاربری ( UI/UX ) این رایج ترین کاربرد امروزی است. به معنای قرار دادن یک لایه روی لایه ی دیگر است. A digital overlay o ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

1 - ارائه دادن یا فراهم کردن ( رسمی و رایج ) این رایج ترین کاربرد در متون اداری، حقوقی یا رسمی است. فراهم کردن چیزی ( مانند کار، خدمات، یا مالیات ) ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١١

The Pharisees have long been exalted by men, but this is a time of change, a time for the tables to turn. سالها بود که فَریسیان نزد مردم والا محسوب ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٩

سپیده دم، دم صبح، کله ی سحر، صبح زود

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

الزاما: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: فِرچیها ( پهلوی )