قاطعیت
/qAte~iyyat/
مترادف قاطعیت: برایی، برش، کارآیی
معنی انگلیسی:
فرهنگ معین
پیشنهاد کاربران
در گویش هندیجانی که شاخه ای از گویش لری است، واژه �دبر� debr را به جای قاطعیت به کار می بریم.
مانند:فِلونی مِردِ دبری ی.
فلانی، مرد قاطعی است.
مانند:فِلونی مِردِ دبری ی.
فلانی، مرد قاطعی است.
قاطعیت: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است:
لیبراوی librāvi ( کردی ) ( فرهنگ فارسی - کردی هه ژار )
لیبراوی librāvi ( کردی ) ( فرهنگ فارسی - کردی هه ژار )
برابر فارسی واژه قاطعیت: بدون دو دلی.
سلیم
قاطعیت: بدون چون چرایی
قاطعیت: بدون چون چرایی
قاطِعیَّت: بی - چون - و - چرایی، برّندگی، برّایی، برشمندی، تند و تیزی، جداکنندگی، جداگری؛ دگرناپذیری، دگرش - ناپذیری؛ استواری، پابرجایی، باارادگی؛ سددرسدی
بدون ترس حرف زدن، بدون گفتار منفی صادق بودن
مصمم بودن؟