1 - معنای فیزیکی و مستقیم
نشستنِ روی چیزی. اما استفاده از down در کنار آن، تأکید بیشتری بر قرار گرفتن بر روی سطح یا فرو رفتن در چیزی دارد.
نشستن بر روی…، قرار گرفتن بر روی…
He was sitting down upon the stone bench.
... [مشاهده متن کامل]
او بر روی نیمکت سنگی نشسته بود.
2 - معنای حقوقی، اداری و مدیریتی ( بسیار مهم )
در متون رسمی، حقوقی یا مدیریتی، این عبارت معمولاً استعاره ای است از مسکوت گذاشتن، متوقف کردن، ممانعت از پیشرفت یا در نطفه خفه کردن یک طرح، گزارش یا پیشنهاد.
معنای تحلیلی: وقتی کمیته یا مرجعی sitting down upon یک پرونده یا طرح است، یعنی از رسیدگی به آن خودداری می کند تا آن موضوع به فراموشی سپرده شود یا فرصت اجرایی شدن را از دست بدهد.
ترجمه پیشنهادی:
مسکوت گذاشتن
جلوی چیزی را گرفتن ( از طریق تعلل )
به تعویق انداختنِ عامدانه
سرکوب کردن/بی اثر کردن ( یک ایده یا طرح )
The board is sitting down upon the new proposal to avoid any controversy.
هیات مدیره برای جلوگیری از هرگونه جنجال، در حال مسکوت گذاشتن طرح جدید است.
Sitting down upon: بار معنایی فعال تری دارد؛ یعنی انگار کسی آگاهانه تصمیم گرفته روی آن موضوع بنشیند تا آن را از حرکت باز دارد ( حالتِ وزنِ سنگینِ یک مقام یا مرجع که روی یک تصمیم اعمال می شود تا آن را سرکوب کند ) .
نشستنِ روی چیزی. اما استفاده از down در کنار آن، تأکید بیشتری بر قرار گرفتن بر روی سطح یا فرو رفتن در چیزی دارد.
نشستن بر روی…، قرار گرفتن بر روی…
... [مشاهده متن کامل]
او بر روی نیمکت سنگی نشسته بود.
2 - معنای حقوقی، اداری و مدیریتی ( بسیار مهم )
در متون رسمی، حقوقی یا مدیریتی، این عبارت معمولاً استعاره ای است از مسکوت گذاشتن، متوقف کردن، ممانعت از پیشرفت یا در نطفه خفه کردن یک طرح، گزارش یا پیشنهاد.
معنای تحلیلی: وقتی کمیته یا مرجعی sitting down upon یک پرونده یا طرح است، یعنی از رسیدگی به آن خودداری می کند تا آن موضوع به فراموشی سپرده شود یا فرصت اجرایی شدن را از دست بدهد.
ترجمه پیشنهادی:
مسکوت گذاشتن
جلوی چیزی را گرفتن ( از طریق تعلل )
به تعویق انداختنِ عامدانه
سرکوب کردن/بی اثر کردن ( یک ایده یا طرح )
هیات مدیره برای جلوگیری از هرگونه جنجال، در حال مسکوت گذاشتن طرح جدید است.
Sitting down upon: بار معنایی فعال تری دارد؛ یعنی انگار کسی آگاهانه تصمیم گرفته روی آن موضوع بنشیند تا آن را از حرکت باز دارد ( حالتِ وزنِ سنگینِ یک مقام یا مرجع که روی یک تصمیم اعمال می شود تا آن را سرکوب کند ) .