پیشنهاد‌های فانکو آدینات (٣,٢٠٠)

بازدید
٩,٣٧٤
تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٣

بخار: در فرهنگ عربی - فارسی لاروس چنین آمده است: البخار: هر بوی بد یا غیر آن که پراکنده شود و نیز آنچه که به شکل دود از مایعات گرم برخیزد. در فرهنگ و ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٣

قادر مطلق: ( آن که در نیرومندی بی همتاست ) . همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: سرواساک sarvāsāk ( سنسکریت: سروه صک sarvaśak )

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٤

تعمق: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: نیشیچ niŝic ( سغدی: niŝec )

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٤

صدف حلزونی: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: پوتس putas ( سنسکریت با او کشیده )

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٤

فترت fatrat: شکستگی و سستی؛ زمان میان دو زمان یا دو پیامبر؛ قرآن: یَا أَهْلَ الْکِتَابِ قَدْ جَاءَکُمْ رَسُولُنَا یُبَیِّنُ لَکُمْ عَلَىٰ فَتْرَةٍ مّ ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٤

همتای پارسی این دو واژه ی عربی، اینهاست: دلبستگی ( دری ) سمسرین samsarin ( سنسکریت: سمصرینه saṃśrayaṇa ) پرمن pereman ( سنسکریت: preman )

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٥

تعلق خاطر: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، اینهاست: دلبستگی ( دری ) سمسرین samsarin ( سنسکریت: سمصرینه saṃśrayaṇa ) پرمن pereman ( سنسکریت: preman )

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٢

کتمان: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: نیهوم nihum ( مانوی: nihumm )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

در فرهنگ بزرگ سخن مابازا نوشته شده است.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٤

توحید: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: یکتاپرستی، یگانه پرستی ( دری ) فدس fadas ( اوستایی: ودثه vadaşa )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٤

اصل مطلب ( the point، The essence ) Get to the point. ( برو سر اصل مطلب. ) The essence: ( عصاره یا ماهیت مطلب ) همتای پارسی این دو واژه ی عربی، ا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

معذب: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: کویستیک kovistik ( دری با پسوند پهلوی یک؛ مانند نزدیک، تاریک، باریک ) دژینیک dažinik ( لکی با پسوند پهلو ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٦

کرویت koraviyat: همتای پارسی این واژه ی عربی این است: ناژینی ( سغدی با پسوندهای ین و ی )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٥

کروی koravi : همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: ناژین ( سغدی با پسوند ین )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٤

دارو: این واژه در سنسکریت با سه معنی آمده است: 1 - دهنده، بخشنده. 2 - شکننده، خرد کننده، از هم گسلنده. 3 - چوب. در پارسی معنی دوم به کار می رود. یعنی ...

پیشنهاد
٣

کسر اعشاری متناوب: به عددی اعشاری گفته می شود که در آن، یک یا چند رقم ( یا گروهی از ارقام ) پس از ممیز، به طور مداوم و با یک الگوی ثابت تکرار می شوند ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٥

این واژه بر موضوع تمرکز دارد. یعنی خودِ حقیقت، متن، یا نماد، به گونه ای است که قابلِ فهم نیست یا �بی معنا به نظر می رسد ( موضوع، فاقدِ ویژگیِ شفافیت ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٣

رئیس قبیله: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: کولاپت kulāpat ( سنسکریت: kulāpati )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٤

واژه ی descry در انگلیسی به معنای دیدنِ چیزی که دور است، تشخیص دادن از راه دور یا به سختی مشاهده کردن است. این واژه معمولاً زمانی به کار می رود که فر ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٣

تجزیه طلب: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، اینهاست: جدایی خواه ( دری ) پشینته وسن paŝinte - vesen ( سغدی - مازنی )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٦

تعطیل رسمی: ( Official Holiday ) را می توان در سطوح حقوقی، اداری و اجتماعی به شرح زیر تبیین کرد: ۱. تعریف حقوقی و اداری: تعطیل رسمی، روزی است که بر ا ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٧

سهل انگاری: سهل واژه ای عربی و انگاری پارسی است؛ و به واتای [کردی] ( معنی ) این است که توانایی انجام دادن هست ولی انگیزه نیست؛ همتای پارسی این ویریست ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٧

متولی: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: سرپرست، کارگزار ( دری ) سرچیک sarcik ( سغدی ) بریشنا bariŝnā ( اوستایی: bareŝna )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٥

درختچه آلبالوی کوهی را در زبان لکی برالک berālek گویند.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٤

برالک berālek: نام درختچه آلبالوی کوهی در زبان لکی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٥

ضروری: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: دروا darvā، ونکول vankul، وایه vāye، بایا، بایسته ( دری ) آپایست āpāyast ( پهلوی ) ابیدان abidān ( په ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

ضرورت: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: بایست bāyast، بایستگی، نیاز ( دری ) انیاز anyāz، ساچ ( سغدی ) ساچیه sācye ( اوستایی: sācyaya )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٣

قوانین حمورابی قوانین حمورابی یا همورابی ترجمه به فرانسه M. de Morgan پاریس 1904. قوانین همورابی در 1901 در شوش پیدا شده و سه سال بعد به فرانسه ترجم ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٤

استنطاق: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: گپکاوی gapkāvi ( خراسانی )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٤

غیر واقعی: غیر عربی شده از سنسکریت گیره gayra می باشد و واقع عربی است که پسوند پارسی ی به آن افزوده شده است. همتای پارسی این است: وینامتیچ vināmtic ( ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٧

متعادل: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: پدیمور padimur ( بختیاری ) تولایوت tulāyut ( تولا؛ سنسکریت: تعادل با پسوند دارندگی سغدی آیوت )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٧

شفاف: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: اسپیک espik ( پهلوی: spik ) سهیک sahik ( پهلوی ) ( فرهنگ واژه های پهلوی، بهرام فره وشی )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٦

ترسو: این واژه در سنسکریت ترسنو trasnu بوده است. ( فرهنگ سنسکریت - انگلیسی مونیر ویلیامز )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٦

قراضه: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: لکند lakand ( خراسانی )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٦

بودا: هاروی کرافت Harvey Kraft باستان شناس آمریکایی در کتاب خود به نام بودای بابلی، اثبات کرده که بودا همان بردیا پسر کوروش بوده است. دیدگاه او از ای ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٤

بودا: این واژه در سنسکریت بوددهه buddha ( دانایی بخش ) می باشد.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

رائیک: این نام در پهلوی از رای rāy شکوه و پسوند مفعولی ئیک یعنی به شکوه رسانده شده ساخته شده است؛ زیرا رای به معنی اندیشه، عربی است. پسوند ئیک یکی از ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٤

آیریک: این نام در سنسکریت: irikā ( رونده چون طاووس، آن که مانند طاووس می خرامد ) می باشد.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٤

گرشا: این نام در پهلوی: kareŝa ( باریک اندام ) است؛ و گرشاسب یعنی دارای اسب باریک اندام.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٣

کیاشا: این نام در اوستایی: کیا ( عشق ) و شا: شادمان ( شادمان از عشق یا عشق شادی بخش )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٤

واردات صادرات: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: ماویسان māvisān فاشامان ( سغدی )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٣

واردات: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: ماویسان māvisān ( سغدی )

پیشنهاد
٣

صادرات و واردات: همتای پارسی این دو و اژه ی عربی، این است: فاشامان و ماویسان māvisān ( سغدی )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

اذعان: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: انزان anzān ( سغدی: anzāni )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٧٥

رای ray: این واژه در فرهنگ عربی - فارسی لاروس با دو معنی آمده است: 1 - دیدن. 2 - اندیشه، پندار، دیدگاه، نظر. یعنی آنچه انسان می بیند و به آن معتقد می ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٣

رئیس قبیله: همتای پارسی این دو واژه ی عربی این است: کولاپت kulāpat ( سنسکریت: kulāpati )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

1 - قطعی ( حتمی، مسلم ) : همتای پارسی این واژه ی عربی این است: تاشتیک tāŝtik ( پهلوی ) 2 - قطعی ( قطع شدگی، مانند قطعی برق ) ؛ همتای پارسی این است: ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٩

بررسی کردن برای رسیدن به یک حقیقتِ قطعی. یعنی شما فقط چیزی را پیدا نمی کنید، بلکه با پژوهش، پرسش یا آزمایش، از درستی آن اطمینان حاصل می کنید.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

لذت بردن از.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

تقصیر: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: پرویش parviŝ، فرویش farviŝ، فروگذاشت forugozāŝt ( دری ) اغوان eqvān ( سغدی: qvān )

١