پیشنهاد‌های فانکو آدینات (٣,١٠٢)

بازدید
٨,١٣٤
تاریخ
٨ ساعت پیش
پیشنهاد
٢

مَهریه: مَهر واژه ای عربی است که پارسی زبانان[ ی] پارسی و سپس [ه] عربی به آن افزوده اند تا نام دارای صفت شود. مهر در فرهنگ های عربی العین ( قرن دوم ق ...

تاریخ
١٧ ساعت پیش
پیشنهاد
١

شاهد عینی: به کار بردن این دو واژه ی عربی کنار هم را در آرایه های ادبی، افزوده ی نابجا ( حشو قبیح ) گویند؛ زیرا شاهد یعنی مشاهده کننده، کسی که چیزی ی ...

تاریخ
١٧ ساعت پیش
پیشنهاد
١

The manager is currently exercising supervision over the new project هم اکنون مدیر دارد بر پروژه جدید نظارت می کند.

تاریخ
١٩ ساعت پیش
پیشنهاد
٢

ضعیف الاراده: weak - willed، weak of will، lacking willpower همتای پارسی این ویریست [سغدی] ( ترکیب ) عربی، این است: غامی نیکامه qāmi - nikāme ( دری و ...

تاریخ
٢٠ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

بی خویشتنداری، ناخویشتنداری His want of self - command led to trouble. بی خویشتن داری او باعث دردسر شد.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٣

قاطعیت: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: لیبراوی librāvi ( کردی ) ( فرهنگ فارسی - کردی هه ژار )

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٢

اکنون: ( به تازگی در گذر است ) این واژه در سنسکریت: ادهونا adhunā؛ اوستایی: edenānm؛ مانوی: ahanun؛ پهلوی: oknu، aknen بوده است.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٢

آیسان: این نام در سنسکریت ایصانه ayśāna ( دَم مسیحایی ) بوده است.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

ارباب اعظم

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٤

آنیسا: این نام در اوستایی آنیثیه ānişya و به واتای [کردی] ( معنی ) جاویدان، ابدی، نامیرا می باشد. ( فرهنگ واژه های اوستایی، احسان بهرامی )

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٢

درماندگی، بی پناهی، ناتوانی

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٤

1 - به معنای درخواست - خواسته شده ( رایج ترین حالت در محیط های اداری و تجاری ) وقتی چیزی قبلاً تقاضا شده است ( مثلاً نظر یا بازخورد ) : solicited fe ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

یلخی

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

یلخی

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٣

یلخی disorderly، undisciplined همتای پارسی این واژه ی ترکی، اینهاست: آکوله ākula ( سنسکریت ) اوپینجل upinjal ( سنسکریت: utpinjala )

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٥

آرمیده در / آرام گرفته در. ( برای مکان، آرامش، یا وضعیت نهایی ) . resting in peace آرام گرفته در صلح. نهفته در / مستتر در / موجود در. ( برای معنا، ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

متکی بر / استوار بر؛ ( برای ایده، استدلال، تصمیم، یا چیزی که بر پایه ی چیزی دیگر بنا شده است ) . a theory resting on weak evidence نظریه ای متکی بر ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٢

سرقت: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: دزدی dozdi، دستبرد dastbord، ربایش robāyeŝ ( دری ) تَراف tarāf ( پهلوی: traf )

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٤

کسی که مقام معلمی به او اعطا شده است، برگزیده شده برای آموزگاری.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٦

1 - بررسی - مرور - بازبینی کردن، دقیق شدن ( در مورد مطالب، اسناد، یا جزئیات ) این رایج ترین معنی go over است، به ویژه در محیط های کاری، تحصیلی، یا د ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٤

معطوف کردن ذهن به… تمرکز کردن بر… اندیشیدن به… در فکرِ … بودن تغییر نگرش کردن We must turn our minds towards the problem of climate change. ما باید ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

مستأجر موظف است در صورت درخواست موجر یا وارث یا وارثان قانونی وی در سر رسید قرارداد، خانه/ مغازه/انبار/دفتر کار را تخلیه و به صاحب ملک یا وارث یا ورث ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٨

عبارت went out خیلی پرکاربرد است؛ و بسته به بافت می تواند چند معنی اصلی داشته باشد: 1 - بیرون رفت / از خانه خارج شد رایج ترین معنی: went out بیرون رف ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٥

رامیا: این نام با همین نوشتار و گویش در سنسکریت به واتای [کردی] ( معنی ) شب است. ( فرهنگ سنسکریت - انگلیسی مونیر ویلیامز، چاپ 1964 ص 878 ستون سوم )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٦

رامیلا: این نام در سنسکریت با همین نوشتار و گویش، به واتای [کردی] ( معنی ) دلداده، عاشق، دلباخته می باشد؛ همچنین نام ایزدبانوی ( الهه ) عشق نیز می با ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٥

1 - معنای فیزیکی ( Physical/Literal ) زمانی که یک مایع یا ذرات ریز، به صورت بسیار آرام، قطره قطره یا با سرعت بسیار کم از چیزی جدا می شوند یا از جایی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

کل قوا: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: نیساریان. شاهنامه: صفی بر کشیدند و بنشاندند همی نام نیساریان خواندند

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٤

ظرافت: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: ژاماوه žāmāve ( سغدی ) ژیکالا žikālā ( کردی: žikala )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

1 - معنای فیزیکی ( Literal Meaning ) در این حالت، عبارت به معنای لمس کردن به نرمی یا به آرامی یا برخورد بسیار آرام است. یعنی فشار یا تماس بسیار کم و ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٥

بی رویه: بی واژه ای پارسی و رویه عربی است: همتای پارسی این ویریست [سغدی] ( ترکیب ) پارسی - عربی، این است: نوستام nostām ( نا با پهلوی ōstām )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٤

در زبان انگلیسی معمولاً حرف اضافه for یا to پس از strive به کار می رود. ولی وقتی at به کار رود، یا در متون بسیار قدیمی/ادبی دیده می شود و یا به معنای ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٤

1 - معنای فیزیکی و مستقیم نشستنِ روی چیزی. اما استفاده از down در کنار آن، تأکید بیشتری بر قرار گرفتن بر روی سطح یا فرو رفتن در چیزی دارد. نشستن بر ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٥

معمولاً بر حرکتِ پرصدا از بالای سرِ چیزی یا عبور از روی چیزی تأکید دارد. 1 - عبور از بالای سر ( با صدای بلند ) این رایج ترین کاربرد برای هواپیماها، ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٥

1 - توصیف حرکتِ وسایل نقلیه ( معنای اصلی ) وقتی وسیله ای ( مانند ماشین، قطار، موتور سیکلت یا حتی هواپیما ) با سرعت زیاد و تولید صدای بلند ( صدای موت ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

نظارت - مراقبت کردنی. زمانیکه پیش از اسم مفعول to be بیاید، صفت لیاقت خواهد بود.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٤

1 - نشستن فیزیکی. این رایج ترین معنی است و به معنای نشستن یک شخص یا حیوان روی چیزی است. The cat sat on the mat. ( گربه روی حصیر نشست ) He sat on t ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

ملقب: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: فرنامیت farnāmit ( دری با پسوند پهلوی یت )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

اقامت اجباری: اقامت و اجبار دو واژه ی عربی است که پسوند پارسی ی به اجبار افزوده شده است. همتای پارسی این است: دیمات ارنی dim�te - arni ( دیمات؛ کردی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٤

رویه قضایی: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: پینامه پریژیدی pināmeye - parižidi ( سغدی: penam با پسوند ه؛ سنسکریت: parichid با پسوند ی )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

هیئت حاکمه: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، اینهاست: لیژان اخشید ližān - axŝid ( کردی: ližana و سغدی اخشید ) کشور مداران ( دری )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

محل اقامت: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: مانِستان ( مانوی )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

در دسترس بودگی یا بودن.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

1 - عجب ajab ( شبه جمله ) هنگام شگفتی از چیزی یا کار کسی یا رخدادی غیر منتظره گفته می شود. سعدی: عجب که بیخ محبت نمی دهد بارم که به ر وی این همه بار ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٤

1 - آمادگی و انتظار ( Ready and Waiting ) این رایج ترین معنای آن است؛ یعنی آماده بودن برای انجام کاری در هر لحظه که نیاز باشد. بافت: نظامی، فنی، یا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

1 - نظارت و سرپرستی ( Supervision & Oversight ) : این رایج ترین معنی است. یعنی مسئولیت هدایت، مدیریت، و اطمینان از اینکه کارها به درستی و طبق برنامه ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

1 - گذشتن - عبور کردن از عرض یک فضا یا مانع. یعنی از یک سو به سوی دیگرِ یک فضای مشخص رفتن ( مانند یک خیابان، یک اتاق، یا یک رودخانه کوچک ) قدم برداش ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٤

1 - رد شدن از روی چیزی ( با احتیاط یا عمدی ) این یعنی وقتی یک مانع کوچک ( مثل یک جدول، یک سیم، یا حتی یک فرد خوابیده ) سر راهتان هست و شما با برداشت ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

1 - نزدیک کسی یا چیزی ایستادن ( با هدف نظارت یا تهدید ) The boss stood over the employees رئیس بالای سر کارمندان ایستاده بود ( و بر کارشان نظارت می ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

1 - ایستادن روی / بر روی چیزی قرار داشتن. stand upon the floor روی زمین ایستادن. stand upon a hill بالای تپه ایستادن. 2 - مبتنی بودن بر / تکیه داش ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٤

گذارنده بر روی. اگر پس از put نامی بیاید و سپس on آورده شود، یعنی بگذار بر روی. مانند: Put the pot on the fire دیگ را روی آتش بگذار. در یک متن انگ ...