دیکشنری
جدیدترین پیشنهادها
متعادل: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: پدیمور padimur ( بختیاری ) تولایوت tulāyut ( تولا؛ سنسکریت: تعادل با پسوند دارندگی سغدی آیوت )
شفاف: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: اسپیک espik ( پهلوی: spik ) سهیک sahik ( پهلوی ) ( فرهنگ واژه های پهلوی، بهرام فره وشی )
ترسو: این واژه در سنسکریت ترسنو trasnu بوده است. ( فرهنگ سنسکریت - انگلیسی مونیر ویلیامز )
قراضه: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: لکند lakand ( خراسانی )
بودا: هاروی کرافت Harvey Kraft باستان شناس آمریکایی در کتاب خود به نام بودای بابلی، اثبات کرده که بودا همان بردیا پسر کوروش بوده است. دیدگاه او از ای ...
جدیدترین ترجمهها
در میان طغیان احساسات در جست وجوی عشق گام بر می دارم
شعر جاودانه چشمه ای است که همیشه از آن دانایی و شادی می جوشد
لیوینگستون افزود: �مشکل این است که بسیاری از مدیران اغلب نمی دانند که دارند به ناخوشایندی پاداش می دهند. �
اکنون ناخوشایندی در یک رابطه نزدیک پدیدار می شود
جدیدترین پرسشها
اصل فتوای تحریم تنباکوراز میرزا حسن آشتیانی است یا میرزای شیرازی؟
تعریف مدیریت دانش چیست و چه رابطه ای با مطالعه کردن دارد؟
تنها معنی ستیا در سغدی و پهلوی، هستی می باشد و در سنسکریت فعل است به معنی پژواک؛ پس معانی مانند بانوی نجیب و یا روزگار و ...سندیت ندارند.
فرهنگ بزرگ سخن کامل شده ی فرهنگ معین است.
جدیدترین پاسخها
اصل فتوای تحریم تنباکوراز میرزا حسن آشتیانی است یا میرزای شیرازی؟
در کتاب «تاریخ بیداری ایرانیان» نوشته ناظم الاسلام کرمانی، آمده که اصل فتوا از میرزا حسن آشتیانی بود؛ ولی او برای بالابردن اعتبار آن، فتوا را برای میرزای شیرازی فرستاد و در تلگراف خود نوشت که توتون و تنباکو برای انسان ضرر دارد.
معنی بیت زیر جان سوی جسم آمد و تن سوی جان نرفت وان سو که تیر رفت حقیقت کمان نرفت (مولوی)
مولوی: باده از ما مست شد نی ما از او قالب از ما هست شد نی ما از او
می توان از معانی لعاب استفاده کرد . لعاب های آبرنگی و شره ای . کارگاه در شهر یزدمیباشد .
1 - دُسین (پهلوی: dosen: لعابدار، سفالی) 2 - دوشین (پهلوی: لعابدار، سفالی ) 3 - کَپار (پهلوی: سفال) 4 - کَپارَک (پهلوی: سفالی) 5 - یامَک (پهلوی: سفالی)
معنی بیت زیر جان سوی جسم آمد و تن سوی جان نرفت وان سو که تیر رفت حقیقت کمان نرفت (مولوی)
از زمانی که جان در تن دمیده شد، (انسان زاده شد) تن به دنبال آسایش جان نرفت و به دنبال تامین نیازهای خودش بود؛ همچنان که تیر را کمان پرتاب می کند ولی خودش دنبال تیر نمی رود
درک دریافت شما از این شعر چیه؟ چه نتیجه ای میشه ازش گرفت کسی نیک ببند به هردو سرای که نیکی رساند به خلق خدای
هر چه از این دست دهی، از آن دست خواهی گرفت.