پیشنهاد‌های فانکو آدینات (٣,١٧٠)

بازدید
٩,٠٣٦
تاریخ
١٠ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

متعادل: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: پدیمور padimur ( بختیاری ) تولایوت tulāyut ( تولا؛ سنسکریت: تعادل با پسوند دارندگی سغدی آیوت )

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
١

شفاف: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: اسپیک espik ( پهلوی: spik ) سهیک sahik ( پهلوی ) ( فرهنگ واژه های پهلوی، بهرام فره وشی )

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
١

ترسو: این واژه در سنسکریت ترسنو trasnu بوده است. ( فرهنگ سنسکریت - انگلیسی مونیر ویلیامز )

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
١

قراضه: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: لکند lakand ( خراسانی )

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٢

بودا: هاروی کرافت Harvey Kraft باستان شناس آمریکایی در کتاب خود به نام بودای بابلی، اثبات کرده که بودا همان بردیا پسر کوروش بوده است. دیدگاه او از ای ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
١

بودا: این واژه در سنسکریت بوددهه buddha ( دانایی بخش ) می باشد.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

رائیک: این نام در پهلوی از رای rāy شکوه و پسوند مفعولی ئیک یعنی به شکوه رسانده شده ساخته شده است؛ زیرا رای به معنی اندیشه، عربی است. پسوند ئیک یکی از ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٣

آیریک: این نام در سنسکریت: irikā ( رونده چون طاووس، آن که مانند طاووس می خرامد ) می باشد.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٣

گرشا: این نام در پهلوی: kareŝa ( باریک اندام ) است؛ و گرشاسب یعنی دارای اسب باریک اندام.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٢

کیاشا: این نام در اوستایی: کیا ( عشق ) و شا: شادمان ( شادمان از عشق یا عشق شادی بخش )

پیشنهاد
٢

واردات صادرات: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: ماویسان māvisān فاشامان ( سغدی )

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٢

واردات: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: ماویسان māvisān ( سغدی )

پیشنهاد
٢

صادرات و واردات: همتای پارسی این دو و اژه ی عربی، این است: فاشامان و ماویسان māvisān ( سغدی )

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

اذعان: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: انزان anzān ( سغدی: anzāni )

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٨

رای ray: این واژه در فرهنگ عربی - فارسی لاروس با دو معنی آمده است: 1 - دیدن. 2 - اندیشه، پندار، دیدگاه، نظر. یعنی آنچه انسان می بیند و به آن معتقد می ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٢

رئیس قبیله: همتای پارسی این دو واژه ی عربی این است: کولاپت kulāpat ( سنسکریت: kulāpati )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٥

1 - قطعی ( حتمی، مسلم ) : همتای پارسی این واژه ی عربی این است: تاشتیک tāŝtik ( پهلوی ) 2 - قطعی ( قطع شدگی، مانند قطعی برق ) ؛ همتای پارسی این است: ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٨

بررسی کردن برای رسیدن به یک حقیقتِ قطعی. یعنی شما فقط چیزی را پیدا نمی کنید، بلکه با پژوهش، پرسش یا آزمایش، از درستی آن اطمینان حاصل می کنید.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

لذت بردن از.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١٢

تقصیر: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: پرویش parviŝ، فرویش farviŝ، فروگذاشت forugozāŝt ( دری ) اغوان eqvān ( سغدی: qvān )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١٥

منحرف: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: کژدل každel ( دری ) کیپات ( دری؛ کیپا با پسوندپهلوی آت )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١٤

این واژه در سنسکریت پتهه patha، در اوستایی:پث، پئیثی pa�şi، paş؛ در پهلوی: pat؛ در پارتی: pandān؛ و در مانوی: pand بوده است به معنی راه، جاده، مسیر، ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١٣

1 - مشغول بودن به یک فعالیت ( بیشترین کاربرد ) زمانی که می خواهید بگویید کسی وقت یا تمرکز خود را صرف انجام کاری مشخص کرده است. در این حالت، معنای آن ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١١

بزرگ ترین ضرر تریاک برای کسانی که به آن معتادند، این است که به دلیل آرامبخش بودن تریاک، این است که آزیر خطر بدن را از کار می اندازد، یعنی فرد هرگز در ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١٢

واژه Embellishing ( از فعل embellish ) در زبان انگلیسی معنایی دوگانه دارد: یک معنای مثبت/زیبایی شناختی و یک معنای منفی/فریبکارانه. 1 - معنای مثبت: ز ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١١

هیئت وزیران: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: لیژان ویچیران ližān vicirān ( کردی: ližana با پهلوی )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٦

هیئت رئیسه: گروهی که مسئولیت اداره و نظارت بر فعالیت های یک سازمان، شرکت، مجلس یا انجمن را برای یک دوره زمانی مشخص بر عهده دارند. همتای پارسی این دو ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٩

علی الاصول: همتای پارسی این ویریست [سغدی] ( ترکیب ) عربی، اینهاست: از پایه، از ریشه ( دری ) بنیمیها bonimihā ( اوستایی با پسوند پهلوی یها )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٧

واژه Wayfaring یکی از واژه های بسیار زیبا و باستانی در زبان انگلیسی است که بار معنایی عمیق و متفاوتی نسبت به واژه ساده ی Travelling دارد. این واژه از ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٩

Road - going یک صفت مرکب است که برای توصیف وسایل نقلیه ( خودروها، موتورسیکلت ها و… ) به کار می رود. معنای آن بسته به بافت متن می تواند متفاوت باشد: 1 ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٩

means در زبان انگلیسی یکی از واژه های بسیار چندپهلوست که معنای آن به نقش دستوری ( Part of Speech ) و بافت متن ( Context ) بستگی دارد. 1 - وقتی نقش ف ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٦

طول سفر: طول در این ویریست [سغدی] ( ترکیب ) ، به واتای [کردی] ( معنی ) مدت است؛ هنگامی که گفته می شود در طول سفر با هم گفتگو کردیم، یعنی در مدتی که ب ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١٣

عزرائیل: همتای پارسی این واژه ی عربی این است: جانهنج jānhanj ( پهلوی )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١٠

1 - درباره ی احساسات و رفتار ( رایج ترین کاربرد ) زمانی که فرد کنترل خود را بر احساسات یا رفتار خود از دست می دهد یا تصمیم می گیرد آن ها را کاملاً آ ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١٠

Put down یکی از پرکاربردترین و پیچیده ترین Phrasal Verbs ( افعال عبارتی ) در زبان انگلیسی است؛ زیرا معنای آن از یک حرکت فیزیکی ساده تا توهین کردن و ح ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١١

1 - در روان شناسی و شخصیت ( Temperament/Character ) این رایج ترین کاربرد کلمه است و به ویژگی های شخصیتی پایدار، خلق وخو یا حالت ذهنی یک فرد اشاره دا ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١٠

1 - فراتر رفتن، برتر بودن ( اخلاقی، فکری یا شخصیتی ) - رایج ترین کاربرد. این کاربرد معمولاً برای اشاره به بالا بردن سطح رفتار، تفکر یا شخصیت یک فرد ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٦

1 - در گرافیک، دیجیتال و رابط کاربری ( UI/UX ) این رایج ترین کاربرد امروزی است. به معنای قرار دادن یک لایه روی لایه ی دیگر است. A digital overlay o ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٦

1 - ارائه دادن یا فراهم کردن ( رسمی و رایج ) این رایج ترین کاربرد در متون اداری، حقوقی یا رسمی است. فراهم کردن چیزی ( مانند کار، خدمات، یا مالیات ) ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١٠

The Pharisees have long been exalted by men, but this is a time of change, a time for the tables to turn. سالها بود که فَریسیان نزد مردم والا محسوب ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٨

سپیده دم، دم صبح، کله ی سحر، صبح زود

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٩

الزاما: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: فِرچیها ( پهلوی )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

علائم حیاتی: علائم و حیات دو واژه ی عربی است؛ همتای پارسی اینهاست: نشانه های زندگی ( دری ) ( عمومی ) شمنان ژیوانی ŝemnāne - živāni ( اوستایی: ŝemna ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

تامین - فراهم شدنی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

استنباط: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: برداشت ( دری ) اپیوات apivāt ( اوستایی: apivat )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

مکمل: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: آپاناک āpānāk ( اوستایی: āpana با پسوند پهلوی آک ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

1 - کاربرد اصلی و رایج: حمله کردن ( Attack ) این عبارت زمانی به کار می رود که کسی یا گروهی ناگهانی یا با خشونت به دیگری حمله می کنند. در متون ادبی و ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

1 - معنای اصلی: روی چیزی نشستن. He sat upon the rock. او بر روی صخره نشست. کمی ادبی تر از sat on the rock. 2 - معنای استعاری:�بر چیزی مسلط/چیره بو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

1 - کاربرد فیزیکی و ساده ( Literal ) این رایج ترین معناست: آویزان کردن چیزی. Hang up your coat in the closet. کت خود را در کمد آویزان کنید. 2 - کار ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

enter upon ( یا گاهی enter on ) یک عبارت رسمی و ادبی ( Formal/Literary ) است که تفاوت مهمی با enter ساده دارد. در حالی که enter معمولاً به معنای�وارد ...

١