پیشنهاد‌های فانکو آدینات (٣,٢٢٧)

بازدید
١٠,٥١٩
تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

هرنگ herang: این نام در سنسکریت هیرنگو hirangu ( زر پیکر ) بوده است.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

قواعد: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: اُستامان ( پهلوی )

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

همسفر: هم واژه ای پارسی و سفر عربی است؛ همتای پارسی این ویریست [سغدی] ( ترکیب ) پارسی - عربی، این است: اُراسی ( سغدی: اُراثی )

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

یک عبارت کلاسیک و رسمی است که در نوشته های قدیمی تر یا ادبی بیشتر دیده می شود. واژه ی Want در اینجا به معنای نیاز داشتن ( Need ) نیست، که به معنای فق ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

مرفهین: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: بهره مندان، برخورداران، توانگران، دارامندان، سرمایه داران، پُرمایگان ( دری ) انیازان anyāzān، هنگدان h ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ارجاعات: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: فشمتان faŝmatān ( سغدی )

پیشنهاد
٠

ممنوع المداخله: همتای پارسی این عبارت عربی، این است: راپیک ( پهلوی ) از پراویس parāvis ( سنسکریت: praviś )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

بضاعت: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: سرمایه، دارایی ( دری ) فرغاو farqāv ( سغدی ) گرامگ garāmag ( پهلوی )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

ناوابستگی، استقلال.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

امن: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: اُرام ( سغدی: orāmte )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٣

غاصب: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: زورگیر ( دری؛ عامیانه ) زیتاک ( سغدی؛ حقوقی )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٦

آساره āsāra: این نام با همین گویش در سنسکریت به واتای [کردی] ( معنی ) باران، رگبار باران، باران درشت می باشد. ( فرهنگ سنسکریت - انگلیسی مونیر ویلیامز ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٦

اجاق کور: اجاق واژه ای ترکی و کور پارسی است؛ همتای پارسی این ویریست [سغدی] ( ترکیب ) ترکی - پارسی، اینهاست: اپرج apraj ( سنسکریت: apraja ) اسیسو asi ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٩

سینا:1 - این واژه با همین نوشتار و گویش در اوستایی به واتای [کردی] ( معنی ) ویرانی است ( فرهنگ واژه های اوستا، احسان بهرامی ) و در واژه های پهلوی به ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

تداعی معانی: پیدایش یک اندیشه یا یک معنی با دیدن یا به یاد آوردن چیزی یا مفهومی همخوان با آن. ( فرهنگ فارسی امروز ) همتای پارسی این دو واژه ی عربی، ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

تداعی: ( برانگیختن یک حس یا یک خاطره با دیدن یا شنیدن چیزی ) همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: سمرنا samarnā ( سنسکریت: samarana )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١١

موحد: همتای پارسی این واژه ی عربی، به ترتیب کمی سیلاب، اینهاست: مازدس māzdes ( مانوی ) یکتا پرست ( دری ) یگانه پرست ( دری )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٩

قائم بالذات: قائم واژه ای عربی و ذات پارسی است که در اوستایی ذاتَه و در سنسکریت دهاتو dhātu بوده است. همتای پارسی این ویریست [سغدی] ( ترکیب ) عربی - ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

اقتدار: شکل مشروع به کارگیری ابزارهای مادی مانند پلیس، دستگاه قضایی و نیروهای اطلاعاتی برای وادار کردن کسی به انجام دادن یا ندادن کاری. شکل نامشروع آ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

محسوب: 1 - حساب شده، به شمار آمده. 2 - آن چه در یک مجموعه قرار گرفته باشد. مانند: او جزو خردمندان محسوب می شود. او از نیکوکاران محسوب نمی شود. ( فرهن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١١٧

حال: وضعیت جسمی یا روحی چیزی یا کسی ( انسان و جانور ) ( فرهنگ بزرگ سخن ) . این واژه ی عربی در فرهنگ عربی - فارسی لاروس به این معنی ها آمده است: الف - ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

چنگیز: در زبان پهلوی چنگ دو معنی دارد: پنجه دست و دوم نام سازی است که با چنگ نواخته می شد؛ و ایز هم به معنی پرستش است و هم جشن و شادی؛ پس چنگیز به مع ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

بالقوه: همتای پارسی این عبارت عربی، اینهاست: نادیست nādist ( سغدی ) نازیست nāżisat ( سغدی )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

بالفعل: این عبارت عربی امروزه در پارسی به معنی اکنون، در این زمان، در حال حاضر به کار نمی رود و به جای آن فعلا گفته می شود؛ و کاربرد آن به معنی عملا، ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

حیلت: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: آدب ādab ( اوستایی )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

خلافت: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: تانتر tāntar ( سنسکریت: tāntra )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

شم اقتصادی: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: هوش پروالی parvāli ( دری با پهلوی: parvālih )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

تامین دلیل ( Preservation of Evidence ) : یک اصطلاح تخصصی در حقوق ایران است که به معنای حفظ و ثبت یک موقعیت، وضعیت، یا ادله ای است که ممکن است در آین ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

بخار: در فرهنگ عربی - فارسی لاروس چنین آمده است: البخار: هر بوی بد یا غیر آن که پراکنده شود و نیز آنچه که به شکل دود از مایعات گرم برخیزد. در فرهنگ و ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

قادر مطلق: ( آن که در نیرومندی بی همتاست ) . همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: سرواساک sarvāsāk ( سنسکریت: سروه صک sarvaśak )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

تعمق: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: نیشیچ niŝic ( سغدی: niŝec )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

صدف حلزونی: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: پوتس putas ( سنسکریت با او کشیده )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

فترت fatrat: شکستگی و سستی؛ زمان میان دو زمان یا دو پیامبر؛ قرآن: یَا أَهْلَ الْکِتَابِ قَدْ جَاءَکُمْ رَسُولُنَا یُبَیِّنُ لَکُمْ عَلَىٰ فَتْرَةٍ مّ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

همتای پارسی این دو واژه ی عربی، اینهاست: دلبستگی ( دری ) سمسرین samsarin ( سنسکریت: سمصرینه saṃśrayaṇa ) پرمن pereman ( سنسکریت: preman )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

تعلق خاطر: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، اینهاست: دلبستگی ( دری ) سمسرین samsarin ( سنسکریت: سمصرینه saṃśrayaṇa ) پرمن pereman ( سنسکریت: preman )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

کتمان: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: نیهوم nihum ( مانوی: nihumm )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

در فرهنگ بزرگ سخن مابازا نوشته شده است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

توحید: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: یکتاپرستی، یگانه پرستی ( دری ) فدس fadas ( اوستایی: ودثه vadaşa )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

اصل مطلب ( the point، The essence ) Get to the point. ( برو سر اصل مطلب. ) The essence: ( عصاره یا ماهیت مطلب ) همتای پارسی این دو واژه ی عربی، ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

معذب: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: کویستیک kovistik ( دری با پسوند پهلوی یک؛ مانند نزدیک، تاریک، باریک ) دژینیک dažinik ( لکی با پسوند پهلو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

کرویت koraviyat: همتای پارسی این واژه ی عربی این است: ناژینی ( سغدی با پسوندهای ین و ی )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

کروی koravi : همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: ناژین ( سغدی با پسوند ین )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

دارو: این واژه در سنسکریت با سه معنی آمده است: 1 - دهنده، بخشنده. 2 - شکننده، خرد کننده، از هم گسلنده. 3 - چوب. در پارسی معنی دوم به کار می رود. یعنی ...

پیشنهاد
٤

کسر اعشاری متناوب: به عددی اعشاری گفته می شود که در آن، یک یا چند رقم ( یا گروهی از ارقام ) پس از ممیز، به طور مداوم و با یک الگوی ثابت تکرار می شوند ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

این واژه بر موضوع تمرکز دارد. یعنی خودِ حقیقت، متن، یا نماد، به گونه ای است که قابلِ فهم نیست یا �بی معنا به نظر می رسد ( موضوع، فاقدِ ویژگیِ شفافیت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

رئیس قبیله: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: کولاپت kulāpat ( سنسکریت: kulāpati )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

واژه ی descry در انگلیسی به معنای دیدنِ چیزی که دور است، تشخیص دادن از راه دور یا به سختی مشاهده کردن است. این واژه معمولاً زمانی به کار می رود که فر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

تجزیه طلب: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، اینهاست: جدایی خواه ( دری ) پشینته وسن paŝinte - vesen ( سغدی - مازنی )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

تعطیل رسمی: ( Official Holiday ) را می توان در سطوح حقوقی، اداری و اجتماعی به شرح زیر تبیین کرد: ۱. تعریف حقوقی و اداری: تعطیل رسمی، روزی است که بر ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

سهل انگاری: سهل واژه ای عربی و انگاری پارسی است؛ و به واتای [کردی] ( معنی ) این است که توانایی انجام دادن هست ولی انگیزه نیست؛ همتای پارسی این ویریست ...

١