معلومات دینی و مذهبی
اگر دوستان لطف کنند و این متن رو توضیح بدهند ممنون میشم :
نیّت همان انبعاث روح است از خلق به حقّ،
و آنچه رایج است بین غافلان، نیت به حمل اولی ست و غفلت به حمل شایع است، یعنی ( تصور) بعث است و نه ( تحقق) انبعاث ، و با تخیل بعث نیل به مقصد مستحیل و شهود مقصود ممتنع میباشد
٤ پاسخ
خب پس جالبتر شد... عکسی که به من نشون میده از مطلب اولی که خودم نوشتم مربوط به عکس فعلی پروفایل خودم هست ولی نام کاربری رو زده uar-0 و وقتی روش کلیک میکنم تا وارد پروفایلش بشه، میگه صفحه مورد نظر پیدا نشد!
ظاهراً وبسایت آبادیس باگ بزرگی داره. من ۵ روز پیش اینجا کامنت گذاشتم، بعد از ۵ روز دیدم نظرم رو نشون نداده. امروز مجدد کامنت گذاشتم. هر دو کامنت با هم امروز تایید شده ولی کامنت اول، نویسندش رو شخص نامعلومی زده خخخخ. درصورتی که هر دو کامنت رو خودم نوشتم و کلی وقت صرف کردم برای تایپ .
خب اشکال نداره
نیت که درست باشه دیگه بقیه ش مهم نیست
بذار یکیش به حساب خرزوخان باشه.
این فراتر از معلومات دینیه. یک متن فلسفی عرفانیه.
و اما مفهوم متن:
نیت واقعی از نظر عارف، رها شدن روح از تعلقات دنیوی (هر آنچه غیر خدا = مخلوقات خدا = ما سوی الله) به سوی خداوند است.
آنچه بین مردم غافل رایجه و اسمشو میذارند نیت، مفهوم ذهنی نیت (حمله اولی) هستش اما در عالم واقعیت (حمل شایع)، به این میگن غفلت.
اگر انسان فقط خیال کنه که به سوی خدا حرکت کرده، هرگز به مقصد نمیرسه و حقیقت رو مشاهده نخواهد کرد.
مثال میزنم جهت فهم بهتر:
توی اتوبوس نشستی، یه پسرک دستفروش میاد سراغ همه از جمله شما. حس محبت و نوعدوستی در دل شما غلیان پیدا میکنه. یه دستی به سرش میکشی و بدون توجه به ثواب و پاداش اخروی این کار، صرفا برای رضای خدا یه مبلغی بهش میدی. اینجا یک انبعاث روحی در شما رخ داده. روحت از قفس «تعلقات دنیوی» آزاد شد و به سوی خدا پر کشید.
نیت غیرواقعی (تصور بعث) چیه؟ همون سناریو رو در نظر بگیر.
پیش خودت میگی: مردم دارند می بینند زشته کمک نکنم، تازه ثوابم داره. خیال میکنی نیتت واقعیه، غافل از اینکه نیت غیر خدایی (حرف و نظر مردم و طمع پاداش) داری! این میشه غفلت و عدم اخلاص.
غفلت گاها ظریف تر از اینه. ممکنه در ذهن و به زبان، قربة الی الله هم بگی، و امید ثواب هم نداشته باشی ولی از اینکه پسرک ازت تشکر نکرد، ناراحت باشی (دل درگیر تشکر اغیار). همه اینها یعنی هنوز از توجه به خلق خدا منصرف نشدی، هنوز از بند غیر خدا خلاص نشدی، هنوز به اخلاص نرسیدی، هنوز نیت مشکل داره. هنوز در غفلت به سر می بری. البته این چیزها در سطح افراد عارف مطرحه، نه مردم عادی.
به قول حافظ:
میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست.....تو خود حجاب خودی، حافظ از میان برخیز.
شیخ محمود شبستری میگه:
تا تويى پيدا، خدا باشد نهان
تو نهان شو تا كه حق گردد عيان
تا به غیر خدا (خودت، پولت، ثروتت، شهرتت و ...) توجه داری، خدا رو نمیتونی ببینی. چون غیر خدا (=اغیار) همچون حائلی مانع دیدن خداست.
خلاصه کلام اینکه:
«دانستن، تصور کردن و ادعا کردن که رو به خدا هستی» متفاوتست با وقتی
«واقعا رو به خدا کردی و دل را از غیر خدا برگردوندی»
همون طور که تصور غذا، گرسنگی رو رفع نمیکنه، تصور جهت گیری دل به سمت خدا هم تو رو به خدا نمیرسونه.
متن شما یک متن عرفانی-فلسفیه و فراتر از معلومات دینیه.
نیت واقعی یعنی بیدار شدن روح و انصراف توجه از غیر خدا به سمت خدا (یعنی دل و توجه خودت رو از غیر خدا بکنی، و به سوی خدا متمرکز و متوجه بشی) . یعنی تحول درونی و عملی، نه صرفا یه فکر خشک و خالی.
اما بیشتر مردم، نیت رو یه تصور ذهنی خشک و خالی میدونند (مثل اینکه بگه من قصد دارم فلان کار خوب رو انجام بدم، ولی عملا کاری انجام نده). غافل از اینکه این یه تصور ذهنیه، و با بیداری واقعی و عملی روح فرق داره.
اگه کسی به تصور و خیال نیت اکتفا کنه و دنبال تحققش در درون خودش نباشه، هرگز به هدف (رسیدن به خدا و شهود) نمیرسه.
لب کلام اینکه: نیت واقعی یعنی روح خودت رو از هر آنچه غیر خدا (ما سوی الله) فاصله بدی و به سمت الله حرکت کنی(). با خیال و تصور، حرکتی طی نمیشه، باید وجود متحول بشه تا حرکت به سمت خدا معنا پیدا کنه.
به عبارت ساده تر، نیت یعنی تحول درونی در عمل، نه تصور تحول یا فکر کردن صرف به تحول.
مثال ساده و دم دستی در خصوص مفهوم انبعاث روح از خلق به حق:
فرض کن دو نفر به یه فقیر کمک میکنند:
1- اولی کمک میکنه تا مردم از ش تعریف کنند (توجهش از خلق به خلق است- هدفش نظر مردمه)
2- دومی کمک میکنه تا خشنودی خدا رو به دست بیاره و تلاش میکنه کسی جز خدا نفهمه (توجهش از خلق به حق است).
لذا نیت واقعی، صرف گفتن لفظ«برای رضای خدا» یا از ذهن گذراندن این لفظ نیست. باید رویگردانی قلب از غیر خدا و رو آوردن به خدا رخ بده.
در عرفان نظری، اسفار اربعه (سفرهای 4 گانه) بین عرفا مشهوره. یه کتاب هم به همین اسم داریم که ملاصدرا، فیلسوف و حکیم ایرانی نوشته.
برای کسی که میخواد به خدا برسه 4 تا سفر ذکر شده (4 مرحله سیر و سلوک):
1- سفر یا سیر از خلق به حق = دل کندن از غیر خدا و حرکت به سوی خدا
2- سفر از حق به حق بالحق= در حضور خدا و به کمک او، معرفت به خدا و قرب به او عمیق تر میشه.
3- سفر از حق به خلق بالحق = بازگشت به مردم، جهت هدایت مردم با تکیه بر خدا
4- سفر از خلق به خلق بالحق = زندگی روزمره بین مردم اما با محوریت خدا. یعنی تمام قول و فعل ها، برای رضای خدا.
نیت واقعی در واقع جهت حرکت سالک رو مشخص میکنه (مرحله اول= حرکت از خلق به حق).
نیت واقعی ، شروع این حرکت درونیه.
اگه این چرخش قلبی رخ نده، آنچه ما بهش میگیم «نیت»، بیشتر یه تصور ذهنیه تا یک حقیقت باطنی.
نکته : سالک با عارف فرق میکنه. سالک به کسی میگن که داره مسیر رو طی میکنه، اما عارف به کسی میگن که به معرفت و شهود رسیده و تا حدی به مقصد رسیده.
نکته : وقتی میگیم سفر از حق به خلق، منظور این نیست که از خدا دور میشه میره سمت مردم. منظور اینه که از نظر ماموریت، بین مردم میاد. ولی حضور قلبش همچنان با خداست. مثل یه پزشک متخصصی که بعد از گرفتن تخصص در دانشگاه، برمیگرده بیمارستان به مردم کمک کنه. اگه برگرده بیمارستان، یعنی از علمش دست کشیده یا علمش رو از دست داده؟ خیر.
عارف هم همینطوره. عارف میاد بین مردم برای دستگیری و هدایت مردم، اما قرب و معنویتش همچنان باهاش هست. جسمش با مردمه، دلش با خداست. انگار که از سمت خدا، مامور به خدمت به خلق میشه، نه اینکه از خدا جدا بشه بره سمت غیر خدا. لذا به همین خاطر میگن بازگشت به خلق، نه بازگشت از خدا.
نکته مهم: اینطور نیست که کسی بعد از مدت کوتاهی تلاش و ریاضت شرعی و مراقبه، به کشف و شهود برسه و از عالم غیب خبردار بشه. اگه اینطور بود که همه مردم عالم عارف بودن! البته ممکنه استثناهایی هم وجود داشته باشه ولی قاعده کلی، اینه که این مسیر، مسیر ساده و کوتاهی نیست.
راه عشق، راه پر سنگلاخ، دشوار و پربلاست ولی چون قراره این مسیر به معشوق ختم بشه، دشواری ها و موانع شیرینه.
مولانا میگه:
عشق از اول چرا خونی بود
تا گریزد هر که بیرونی بود
راه عشق از اولش سخته تا فقط عاشقانه واقعی بمونند.
یه جای دیگه مولانا میگه:
عاشقم بر لطف و بر قهرش به جد
ای عجب، من عاشق این هر دو ضد
یعنی عاشق، هم لطف معشوق رو دوست داره هم بلا و سختی که از جانب معشوق بهش میرسه.
سنایی در یکی از اشعارش میگه:
سر بر خط عاشقی نهادیم
در محنت و رنج اوفتادیم
تن را به بلا و غم سپردیم
دل را به امید عشق دادیم
غمخواره شدیم در ره عشق
وز خوردن غم همیشه شادیم (جالبه که غم رسیده از جانب معشوق رو مایه شادی خودش میدونه! این غم عشقه)
سنایی یه جای دیگه میگه:
ای سنایی، نزنی چنگ تو در پردهٔ قرب
تا به شمشیر بلا جان تو قربان نشود
یعنی اگه میخوای به قرب برسی، باید بلا تحمل کنی.
حکیم عطار نیشابوری میگه:
خون خور ای عطار و تن در صبر ده
کانچه میجویی تو آسان کس ندید.
یعنی راه عشق یه راه طولانی و دشواریه، اگه میخوای برسی به محبوب باید صبر و رنج رو بپذیری.
حضرت حافظ میگه:
ز مشکلات طریقت عنان متاب ای دل
که مرد راه نیندیشد ز نشیب و فراز
یعنی از سختی راه خسته نشو، مرد راه از فراز و نشیب نمیترسه.
یه جای دیگه، در یه بیت معروف میگه:
نازپرورده تنعّم نبرد راه به دوست
عاشقی شیوهٔ رندان بلاکش باشد
ببخشید مطلب طولانی شد. میخواستم تنوع به خرج بدم، از اشعار بزرگان ادب فارسی استفاده کردم.
این که عکس بنده میباشد ولی مطلب مال من نیست واصلا در حیطه من نیست وآقای ایمان نویسنده مطلب هستن طبق گفته خودشون. اشتباه عجیبی شده
این عکس پروفایل خودمه ، من الهیاری هستم ، طرح مسئله از من بود
میدانم جناب اللهیاری سوال رانگفتم. جواب اول جناب ایمان را کفتم که اشتباهی تصویر بنده را زیر جوابشون گذاشتن در حالیکه متعلق به ایشون بود
درود به دوستان
این یک خطاست که در آبادیس پدید اومده؛
درین پاسخ هرکسی فرتور یا همان عکس نمایه خودش رو داره میبینه منم عکس نمایه خودم یعنی همان [تندیس مرد اندیشمند] را دارم می بینم. 😶🌫️
آخه اصلا همچین پروفایلی با این آیدی و عکس وجود نداره
دقیقا همینطوره ، منم برای پیدا کردن پروفایل سرچ کردم همچین آیدی نداره آبادیس