اطلاعات دینی و مذهبی و عربی
١ پاسخ
سلام دوست عزیز.
انتهای متن شما میگه که: با تخیل بعث نیل به مقصد مستحیل و شهود مقصود ممتنع میباشد.
منظورش خیلی واضحه. میگه با خیال پردازی به حقیقت نمیرسی. شاید بشه گفت تا حدودی، معادل ضرب المثل « با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمیشه» هستش.
اگه تشنه ای، برو دنبال آب. با فکر کردن به آب، سیراب نمیشی.
مادر به بچه میگه دست به بخاری نزن، داغه، میسوزی. بچه واژه آتش و سوختن رو میدونه (تصور بعث)، و با همین تصور میره کنار بخاری می شینه. یهو به صورت ناخواسته دستش میخوره به بخاری و میسوزه و جیغ میزنه! اینجا چه اتفاقی رخ میده؟ بچه دیگه به مفاهیم آتش و سوختن و اینا فکر نمیکنه، بلکه آتش و سوختن رو با تمام وجود درک میکنه و تصور بعث جای خودشو به «تحقق بعث» میده.
میشه گفت که این بچه حالا سوختن رو نه به صورت یک مفهوم (حمل اولی) بلکه به صورت یک حقیقت (حمل شایع) لمس کرده.
این بچه از مادرش صرفا شنیده بود که به بخاری دست نزن میسوزی. صرفا یه تصوری از حقیقت (سوختن) توی ذهنش شکل گرفته بود. ولی چی باعث شد که انبعاث محقق بشه و حقیقت رو درک کنه؟ لمس بخاری (آتیش).
شاعر میگه:
آتش بگیر تا بدانی چه میکشم...
احساس. سوختن به تماشا نمیشود ...
شما میتونی از دور، صحنه آتش و سوختن و رقص شعله رو تماشا کنی و بگی چه شعله هایی، چه آتشی، سوختن چه دردناکه! اینها همه تصور بعث هستش. با این تصور بعث، شهود و درک حقیقت غیرممکنه. پس باید چیکار کرد؟ باید بری نزدیک و خودتو بندازی توی آتیش تا آتیش بگیره وجودت و اینجاست که تحقق انبعاث رخ میده. به قول خواجه نصیر الدین طوسی، وقتی وجودت آتیش گرفت، به مرحله حق الیقین دست پیدا میکنی (رسیدن به حقیقت و یقین سه مرحله داره از نظر خواجه نصیر: علم الیقین، عین الیقین و حق الیقین).
متن شما میگه: با تخیل بعث، نیل به مقصد مستحیل و شهود مقصود ممتنع میباشد .
یعنی با تصور و فکر کردن به حقیقت (با داشتن اطلاعات درمورد حقیقت و فکر کردن به اونها)، رسیدن به مقصد و شهود، غیرممکنه.
امیدوارم با این توضیحات ، دیگه متوجه منظور متن شده باشید