به نظر شما گویش لکی را باید کردی محسوب کرد؟ یا لری؟ یا مستقل؟ و چرا؟
به نظر شما گویش لکی را باید کردی محسوب کرد؟ یا لری؟ یا مستقل؟ و چرا؟
٨ پاسخ
وضعیت لری: زبانشناسان لری را یک پیوستار زبانی میدانند که از غرب ایران (زاگرس) تا جنوب ادامه دارد. برخلاف کردی، لری از نظر ساختار دستوری و واژگان به فارسی کهن بسیار نزدیکتر است. تفاوتهای درونگروهی آن (مثلاً بین بختیاری و لرستان) بیشتر در صرف فعل و آواهاست.
وضعیت کردی: کردی یک زبان واحد نیست بلکه مجموعهای از زبانها Dialect Continuum است. تفاوت بین سورانی (مرکزی) و کرمانجی (شمالی) بسیار زیاد است؛ بطوریکه گاهی گویشوران این دو شاخه برای فهمیدن یکدیگر دچار مشکل میشوند.
لکی نیز که در غرب ایران رایج است، از نظر واژگان پلی بین لری و کردی ایجاد کرده است.
وضعیت ترکی آذربایجانی:برخلاف سه مورد قبلی، این زبان از خانواده هندواروپایی نیست. واژگان آن کاملاً متفاوت است، اما به دلیل قرنها همزیستی در ایران، وامواژههای فارسی و عربی بسیار زیادی در آن نفوذ کرده است. تقسیمبندی آن بر اساس ویژگیهای تاریخی (مثل تأثیرات شاهسونی یا افشاری) انجام میشود.
وضعیت بلوچی: از نظر تاریخی با زبانهای ایرانیِ شمالغربی (مانند کردی و پارتی) همخانواده است. بلوچی بدلیل دوری جغرافیایی از مرکز ایران، بکرتر مانده و واژگان اصیل ایرانیِ کمتری از فارسی معیار در آن دیده میشود، اما در عین حال با فارسی باستان و پهلوی ارتباطات نزدیکی دارد.
سنایی غزنوی (۴۷۳ تا ۵۴۵ ق) ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنايی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نيمهٔ دوم سده پنجم و نيمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۷۳ هجری قمری در غزنين ديده به جهان گشود. چنانچه ازشعر سنايی برمی آيد او به تمام دانشهای زمان خود آگاهی و آشنايی و در برخی تبحر داشته است. وی در سال ۵۲۵ يا ۵۴۵ در سن ۷۲ سالگی درگذشت. از آثار وی غير از ديوان قصيده و غزل و تركيب و ترجيع و قطعه و رباعی، مثنويهای وی معروف مانند، كارنامهٔ بلخ، سير العباد الی المعاد، عشق نامه و عقل نامه. سه مكتوب و يك رسالهٔ نثر نيز به وی نسبت داده شده است.
نقل قول: اين قدر نگوييم داريم. در رسانه باب شده و مکرر تکرار میشود: تصوير فلانی را داريم، صداى فلانی را داريم، اين مذاكره را با هم داريم؛ اين يك گرده بردارى غلط از زبان بيگانه فرنگیان است؛ در پارسی چنين چيزى اصلاً نداريم. مثلاً به جاى اينكه بگويد من با شما گفتگويی بكنم، ميگويد من با شما گفتگويی داشته باشم، مرتّب فعل داشتن را بصورت كمكی ناوارد و نادرست و بی ریشه در زبان پارسی استفاده نکنیم.
در اوج نبرد، هنگامی که اسفندیار بر رستم چیره شده و قصد کشتن او را دارد، رستم از ایزدان یاری میخواهد. در این لحظه، سیمرغ، مرغ افسانهای که قبلاً به رستم کمک کرده بود، به یاری او میآید. سیمرغ به رستم میآموزد که نقطهی ضعف اسفندیار، چشمهای اوست.
به زه کن کمان را و این چوب گز
بدین گونه پرورده در آب رز
ابر چشم او راست کن هر دو دست
چنانچون بود مردم گزپرست
زمانه برد راست آن را به چشم
بدانگه که باشد دلت پر ز خشم
تن زال را مرغ پدرود کرد
ازو تار وز خویشتن پود کرد/ شاهنامه فردوسی.
چند جمله به گویش لکی که چند زبان را در خود دارد:
ساعت چند است؟ بگو
ساعت (عربی) چنده (فارسی)؟ بـِوِت (لکی/کردی)
چای را در دست بگیر
چای (ترکی) ره دِست (فارسی) بگر (کردی/لکی)
به معلم بگو که من غم دارم
معلم (عربی) بـِوِت (لکی) که مِن خَم (کردی/لکی) دارم
قلم را در جیب بگذار
قلم (عربی) ره دِ جِب (ترکی/عربی) بِذار (لکی/کردی)
دومین روز است که من نیستم
دوم روزه که مـِـن (فارسی) نِیِم (لکی)
قلب من برای توست
قلب (عربی) مِن تِی (لکی) تو (فارسی) ئِه (لکی)
چکِ آن مرد کرد را بررسی کن
چـِک (انگلیسی) کـُرد (کردی) ره بـِوِت (لکی)
سفره را بکش ببر روی میز
سِفِره (عربی) ره بِکِش (لکی) بِرِه (لکی) مِیِز(فرانسوی)
قطعی بگو که من نیستم
قَطی (ترکی/عربی) بـِوِت (لکی) که مـِن (فارسی) نِیِم (لکی)
گویش لکی به دلیل موقعیت جغرافیاییاش، مانند یک پل ارتباطی عمل کرده است. در این زبان، ساختار دستوری یا گرامر Grammar بیشتر به زبانهای ایرانی شمال غربی (مانند کردی) نزدیک است، اما در واژگان، به دلیل همجواری و تاریخ مشترک، کلمات فارسی، عربی (به دلیل مذهب و دین) و ترکی (به دلیل مبادلات تجاری و سیاسی قدیم) در آن نفوذ کردهاند. این تنوع واژگانی باعث میشود لکی غنای خاصی داشته باشد و در عین حال برای مردم لری و کردی قابل فهم باشد. گویش لکی مانند دیگر گویش های ملی، گنج گرانبهایی است که باید ثبت و حفظ بشود.
بادرود. جناب ایرانی نیای عزیز، گرچه درتخصص ما نیست. اما بااجازه نظری شخصی عرض میکنم. زبان و گویش وحتی آداب و سنن و فرهنگ، غرب کشور ، به نوعی میشه گفت ریشه مشترک دارند .
اما با کمی تغییرات محلی مستقل هم هستند. مثال لکها. کردها. لرها. همانطور که در فرهنگ پوشش لباس. فرهنگ غذایی. فرهنگ آداب و رسوم محلی مستقل و خاص خود را دارند، در گویش خاص محلی خود هم، استقلال واژه دارند که فقط خودشان میدانند.
راستش من زیاد مطلع نیستم در این حد میدانم که لکی هم به لری غرب کشور نزدیکه وهم به کردی یعنی مناطقی که جغرافیای نزدیک به همی دارند اما بهرحال بعلت تفاوتها می توانند مستقل تلقی شوند جناب مهندس
درود بر محمد عزیز🙏🌹
پیامی که فرستادم انگار باد از دست پستچی گرفت، مجدد مینویسم، اتفاقاً تشخیص خوبی دارید، لکی گویش خاصی هست و من این گویش را در نقاط مختلف دیدم که خیلی خاص صحبت میکنند و ایول، مستقل منطقی ترین پاسخ است، سپاس از شما گل گلزار🙏🌹💝
کردی، لری و لکی هر سه از خانواده گویشهای ایرانی غربی هستند و شباهتهای ساختاری زیادی با یکدیگر دارند، اما از نظر طبقهبندی زبانی و جغرافیایی تفاوتهایی دارند:
🌹کردی یکی از گستردهترین زبانهای ایرانی است که خود به چند گویش اصلی تقسیم میشود، کورمانجی (شمالی) در مناطق شمال کردستان ایران، ترکیه و سوریه رایج است. سورانی (وسطی) در مناطق وسط کردستان ایران و اقلیم کردستان عراق رایج است. کلههوری و گوران (جنوبی) در مناطق کرمانشاه و ایلام رایج است.
🌹لری مجموعهای از گویشهاست که عمدتاً در استانهای لرستان، خرمآباد، بروجرد، دورود و بخشهایی از ایلام و چهارمحال و بختیاری صحبت میشود. لری (بویژه لری بختیاری و لری شمالی) نزدیکی زیادی به فارسی میانه و گویشهای جنوب غربی ایران دارد.
🌹لکی گویشی است که عمدتاً در مناطق لکستان (بخشهایی از استانهای کرمانشاه، لرستان و همدان) رایج است. لکی از نظر دستوری و واژگانی جایگاهی میان کردی (بویژه گویشهای جنوبی) و لری دارد و ویژگیهای منحصربهفردی در صرف فعل و دستور زبان دارد که آن را متمایز میکند.
🌺 خب اینا مقدمه بود، از آنجایی که لکی در منطقه تلاقی فرهنگی قرار دارد، در جملات روزمره از واژگان ریشههای مختلف استفاده میکند، مثلاً اگر بخواهند بگویند (آن کتاب را بده به من) اینجوری میگن: او کتاب (عربی) ره بیده (کردی/لکی) من (فارسی خودمون)
واقعاً این گویش با ارزش و خاص هستش و حتماً در کنار گویش های دیگر باید حفظ و ثبت بشود، لطفاً آستین بالا بزنید و گویش بومی خود را بصورت لغتنامه جمع آوری و محافظت کنید، حفظ این گویش ها مانند مرز جغرافیایی و میراث فرهنگی نیاز به نگهبانی دارد، منم در حدّ توان کمکتون میکنم🙏🌹💝
درود بر حسین عزیز🙏🌹آفرین در هر کدام این شاخه ها آداب و رسوم خاصی وجود دارد که متاسفانه رسانه ها انعکاس نمیدهند، اگر در رسانه ها مطرح بشود این آداب و رسوم تقویت میشود، واقعاً تا از نزدیک وارد خانه های آنها نشوی و پای صحبت هایشان ننشینی این خاص بودن را لمس نمیکنی، نظر خودم هم همین است که باید بعنوان گویشی مستقل محسوب شود، سپاس از شما🌹🙏💝