در فرهنگ ملی ما این ضرب المثل ها چه معنی میدهد؟
در فرهنگ ملی ما این ضرب المثل ها چه معنی میدهد؟
۱. زبان بنده، قلم خداست.
۲. خداتنگ روزی میکند اما قحط روزی نمیکند.
۳. خدا یار تنبل هاست. (خدا یار شلخته هاست)
۴. خدا میان دانه گندم هم خط گذاشته است.
٤ پاسخ
۱.زبانت به خوبی بچرخد چون خدا همانی که بگویی را مقدرت میکند. خوب بخواهی خوب میدهد، شک کنی به مهربانیش کارت را پیچ می اندازد پس خوبی بگو.
۲. خداشاید بدلیل حکمتش روزیت را تنگ کند ولی بدلیل رحمتش درروزیت را کامل نمی بندد.
۳. انگار خدا رحمتش را شامل حال تنبلها میکند چون دلش نمی آید به بنده تنبلش سخت بگیرد. البته بیشتر جنبه طنز دارد و مثلا میگویند خدا برای آدم تنبل کارها را می سازد.
۴. کار خدا ازروی عدل و عدالت و حکمت است و نصیب هرکس و هر جانداری مشخص است
از رابعه بنت کعب قزداری، به بررسی منابع، بیش هفت و به روایتی یازده غزل و قطعه در دست است، ظاهرا تمامی اشعار پر حجم وی به دست برادرش حارث و شاید اشعار وی فقط در گذر زمانی به درازای ۱۱ قرن، از بین رفته است.
نمونه شعری از رابعه:
عشق او باز اندر آوردم به بند
کوشش بسيار نامد سودمند
عشق دريايی کرانه نا پديد
کی توان کردن شنا ای هوشمند؟
عاشقی خواهی که تا پايان بری
پس ببايد ساخت با هر ناپسند
زشت بايد ديد و انگاريد خوب
زهر بايد خورد و پنداريد قند
توسنی کردم ندانستم همی
کز کشيدن سخت تر گردد کمند
زبان، بسيار مهم است. عدّه اى بِه اشتباه تصوّر كرده اند كه اگر ما زبان پارسی را توسعه داديم و روى آن كار كرديم، به معناى ناسيوناليسم ايرانی است! نخير؛ اين كار امروز براى تفكّرِ ملی است؛ يعنی امروز براى رساندن پيام آرمانی خود، و دفاع از حقوق ملی است، و از این نظر، كاربرد زبان فارسی در دنيا از كاربرد زبان عربی، كه زبان دين ما است، بيشتر است. در گذشته ای نه چندان دور زبان پارسی ما از پايتخت عثمانی تا پايتخت تيموريان در هند بوده، و بين استانبول تا مثلاً دهلی يا كلكته و همچنين بقيه ى استانهاى ديگر، در آنزمان که وسایل نقلیه کنونی وجود نداشته چقدر فاصله بوده است، در تمام اين قلمرو وسيع، زبان رايج همین پارسی عزیز ما متداول بوده. باید اینگونه گفت که وقتی زبان پارسی در آنجا باشد، گلستان سعدى هم هست، ديوان حافظ هم هست؛ شعر ما، ادب ما، كتاب ما، نوشته ى ما هم هست؛ اين ميشود انتقال فرهنگ. مسئله ى زبان هم كه اساتید و بزرگان روى آن خيلی تكيه ميكنند، به خاطر همين است.
این ضربالمثلها بازتاب بخشی از نگرش سنتی مردم به تقدیر، روزی، و رابطه انسان با خدا هستند. البته ممکن است در مناطق مختلف، تعبیرهای اندکی متفاوت داشته باشند.
۱. «زبان بنده، قلم خداست.»
یعنی گاهی سخنی که از زبان کسی جاری میشود، نشانه یا خبر از آن چیزی است که قرار است رخ دهد.
از آن در موقعیتهایی استفاده میکنند که حرفی به ظاهر اتفاقی، بعداً درست از آب درآید.
این مثل بر این باور عامیانه تکیه دارد که خداوند ممکن است حقیقتی را بر زبان یک انسان جاری کند.
۲. «خدا تنگروزی میکند اما قحطروزی نمیکند.»
یعنی ممکن است انسان دچار سختی مالی و کمبود شود، اما خداوند روزی او را بهطور کامل قطع نمیکند.
مفهوم اصلی آن امیدواری در زمان تنگدستی و اعتماد به ادامه یافتن معاش است.
۳. «خدا یار تنبلهاست» (یا «خدا یار شلختههاست»).
این جمله معمولاً بهصورت طنز یا کنایه به کار میرود.
وقتی فردی بدون برنامهریزی، دقت یا تلاش کافی، باز هم به نتیجه خوبی میرسد، میگویند «خدا یار تنبلهاست».
معنای تحتاللفظی آن تأیید تنبلی نیست؛ بلکه اشارهای طنزآمیز به خوشاقبالی برخی افراد دارد.
۴. «خدا میان دانه گندم هم خط گذاشته است.»
یعنی خداوند برای هر موجودی سهم و نصیب مشخصی قرار داده است.
«خط» در اینجا به معنای حد، مرز یا قسمت مقدر است.
این مثل برای بیان باور به قسمت، سرنوشت یا تقسیم روزی به کار میرود؛ اینکه هر کس سهمی دارد که به او خواهد رسید.
اگر بخواهیم یک مفهوم مشترک برای هر چهار مثل پیدا کنیم، آن مفهوم باور به تقدیر الهی، تقسیم روزی، و حضور اراده خداوند در امور زندگی انسان است؛ هرچند برخی از آنها (بهویژه شماره ۳) با چاشنی طنز و کنایه بیان میشوند.
درود بر شما امیر عزیزم، آفرین ضرب المثل دوم و چهارم را صحیح فرمودید، براوو🙏🌹
درود بر حمیدرضا جان🌹🙏
آفرین، خوب توصیف کردین، اولی قدرت فال و نفوس را میرساند مثلاً وقتی کسی نفوس بد میزند، اینرا میگویند، چون اغلب همان نفوس گیرا میشود و سومی هم معمایی است، چون خدا برای آدمهای تنبل خوب میسازه😀