قرآن کریم ترجمه و تفسیر
در سوره زمر میفرمایند ، و نفخ فی الصور فصعق من فی السموات والارض الا من شاء الله این واژه صعق که حدث میزنم واژه صاعقه هم از این کلمه آمده باشه معنی دقیقش چی میشه ؟
٣ پاسخ
سلام مجدد حسن آقا جان
این آیه (وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَمَن فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَن شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرَىٰ فَإِذَا هُمْ قِيَامٌ يَنظُرُونَ. الزمر ٦٨)
بین دو آیه قرار داره که قیامت رو توصیف میکنه. دو تا نفخه صور داریم، اولی برای ممات هست چون این صور قارعه هست، صور دومی برای احیاء و صور قارئه هست. آیه منحصر به انسان نیست و شامل کهکشانها هم میشه، صور اول هفت میلیارد سال طول میکشه و خورشیدها هم خاموش و متلاشی میشن. صور دوم باز همینقدر طول میکشه (هفت میلیارد سال) و باعث چینش مجدد آسمان جدید میشه. بعد تشکیل حیات شکل میگیره که چهار میلیارد سال طول میکشه و الان در چنین حالتی هستیم. به مجموع این ۱۸ میلیارد سال قیامت گفته میشه. پس این حرف درسته که قیامت در حال حاضر برپاست، چون آسمانها دائماً در حال مدّ و کشیدگی هستند. میشه آفرینش رو به قلب تشبیه کرد که دائم در حال انبساط و انقباض و تلاش هست. این آیه هم،باهاش هم قافیه هستش (بَلْ تَأْتِيهِم بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ رَدَّهَا وَلَا هُمْ يُنظَرُونَ/ ﺑﻠﻜﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ میرﺳﺪ ، ﭘﺲ ﭼﻨﺎﻥ ﻣﺒﻬﻮﺗﺸﺎﻥ میکند ﻛﻪ ﻧﻪ ﻗﺪﺭﺕ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩﺍﻧﻨﺪ ، ﻭ ﻧﻪ ﺑﺮﺍی ﺑﻪ ﺗﺄﺧﻴﺮ ﺍﻓﺘﺎﺩﻧﺶ ﻣﻬﻠﺖ می ﻳﺎﺑﻨﺪ. الأنبياء ٤٠) پس.. صور اول برای امحاء و صور دوم برای احیاء هست. (ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرَىٰ) سپس دمیده میشود در آن بار دیگر. در قرآن باید روی تک تک کلمات مکث و تفکر کرد تا به کنه مطلب برسی. خصوصاً اینکه آیه به (قِيَامٌ يَنظُرُونَ) ختم میشه، یعنی در طی این مدت طولانی گنهکاران معذب و در حالت (صعق) هستند، چون مومنین در (إِلَّا مَن شَاءَ اللَّهُ) مستثنی شدند. و مثلاً در مورد کلمه آخر:
آخَر: دیگری. بعدی. ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِینَ. شعراء/۶۶) سپس دیگران را غرق کردیم.
آخِر: پایان.نهایی.انتهایی. وَمَثَلاً لِلْآخِرِینَ. زخرف، ۵۶) و مثالی برای پسینیان. ضمناً از نامهای خداوند تعالی هم هستش. هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ. حدید/ ۳) او اوّل و آخر است.
آخِرَة: مؤنث آخِر و به صیغه اسم فاعل و بمعنای عالم دیگر و بعدی و پس از دنیا است. فَلِلَّهِ الْآخِرَةُ وَالْأُولَی. نجم/ ۲۶) عالم آخرین/بعدی و دنیا از آن خداست. و گاهی هم بمعنای حالت دوم آمده. فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ. اسراء/ ۸) وقتی که وعده دیگر و بعدی که خرابی بیت المقدس است بیاید.
اَخَّرَ: به تأخیر انداخت، یا میشه گفت: بعداً فرستاد. بِمَا قَدَّمَ وَأَخَّرَ. قیامت/۱۳) به آنچه که پیش و بعد فرستاده است.
اُخْری: مؤنث آخَر، زن دیگر. فَتُذَکرَ إِحْدَاهُمَا الأُخْرَی. بقره/۲۸۲) پس آن زن دیگر یاد بیاورد. در مورد شهادت دادن هستش.
اُخَر: جمع آخَر، دیگرها. فَعِدَّةٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ. بقره/۱۸۴) پس چند روز دیگر. که مربوط به روزه گرفتنه.
اگر اینجوری حلّاجی کنی معنی دقیق تر و روشن تری میگیری. البته خلاصه وار گفتم وگرنه بازم هست مثل:
یَتَاَخَّرُ: از پس میفرستد. أَن یَتَقَدَّمَ أَوْ یَتَأَخَّرَ. مدثر/۳۷) اینکه از جلو یا از پس بفرستد.
مُسْتَأخِر: عقب اندازنده، درنگ کننده. وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَأْخِرِینَ. حجر/۲۴) و ما درنگ کنندگان را میشناسیم. و الخ...
مثلاً کلمه صور: صوب یعنی راست و درست. و صور یعنی کج و ناراست. به شیپوری که از شاخ قوچ ساخته میشه و پیچیدگی داره بهمین خاطر بهش صور میگن.
صور و صار و یصور و یصیر: کج کردن. پاره کردن. متلاش کردن. فَخُذْ أَرْبَعَةً مِّنَ الطَّیْرِ فَصُرْهُنَّ. بقره/ ۲۶۰) برای دیدن زنده شدن مردگان، چهار مرغ بگیر و آنها را (پس از کشتن) پاره پاره کن.
صورة: هیئت. ظاهر که هر چیز به آن شناخته میشود. فِی أَیِّ صُورَةٍ مَّا شَاء رَکبَک. انفطار/ ۸) در هر هیئتی که بخواهد تو را ترکیب میکند و جمع آن صُوَر است. وَصَوَّرَکمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَکمْ. غافر/ ۶۲) صورتهای شما را نیکو ساخت.
صُور: شیپور. کرنا. بوق. ناقور. یَوْمَ یُنفَخُ فِی الصُّورِ. نبأ/ ۱۸) روزی که در صور دمیده شود.
مُصَوِّر: صورتگر، شکل و نظام دهنده. هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ. حشر/۲۴) خداوند خالق و آفریدگار و صورتگر است.
در قرآن صور بصورت ناقور هم اومده.
ناقور: ابزاری که در آن میدمند همچون صور و شیپور. فَإِذَا نُقِرَ فِی النَّاقُورِ. مدثر/ ۸) وقتی که در شیپور دمیده شود.
نَقر: دمیدن. زدن هم معنی میده حسن جان.
نقیر: بر وزن فعیل بمعنای مفعوله و چند معنی داره: مقدار اندکی را گویند که مرغ با نوک خودش از زمین بردارد۲/ اثری که مثل جای منقار است۳/ سوراخ کوچیکی که در چوب و پشت دانه خرما ایجاد بشه۴/ نقطه ای که بر پشت استخوان خرماست. همۀ معانیش چیز کوچیک و ریز هست. وَلاَ یُظْلَمُونَ نَقِیرًا. نساء/ ۱۲۴) به اندازه یک ذره به آنها ظلم نمیشود. پوزش طولانی شد، عذرخواهی میکنم🙏
سلام بر حسن جان عزیز🌺
در کتابی که قبلاً معرفی کردم این رو کامل توضیح داده ولی منم برات خلاصه وار سعی میکنم کوتاه معنی کنم، البته در حد سواد کم خودم، وگرنه من که عددی نیستم.😀 در همین حد سواد کم خودم میجوابم، امیدوارم دیگر اساتید محترم این رو کاملش کنند.
درود 🌺
صَعِقَ: افتاد و بیهوش شد و مرد. فَصَعِقَ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَمَن فِی الْأَرْضِ (زمر/۶۸) پس آنچه که در زمین و آسمان هاست میمیرد. وَخَرَّ موسَی صَعِقاً (اعراف/۱۴۳) و افتاد موسی و بیهوش شد.
یُصْعَقُون: از صَعْق گرفته شده: بیهوش میافتند، هلاک میگردند. الَّذِی فِیهِ یُصْعَقُونَ (طور/۴۵) روزی که در آن بیهوش میافتند.
صاعِقَه: بلای آسمانی به ویژه برق که از مالش ابرها برخیزد و به زمین افتد و مردم را هلاک یا باغستانها را فاسد کند و بسوزاند. فَقُلْ أَنذَرْتُکمْ صَاعِقَةً مِّثْلَ صَاعِقَةِ عَادٍ وَثَمُودَ (فصلت/۱۳) پس بگو شما را از صاعقه ای مانند صاعقه قوم عاد و ثمود برحذر میدارم.
صَواعق: جمع صاعقة است. یَجْعَلُونَ أَصْابِعَهُمْ فِی آذَانِهِم مِّنَ الصَّوَاعِقِ (بقره/۱۹) انگشتان در گوشها گذارند از صاعقه آن ابر تیره که رعد و برق همراه دارد.
منظور من هم دقیقاً همینه ، نفخ صور برای احیاء ست نه برای ممات ، و نفخ فی الصور فصعق من فی السموات والارض یعنی در صور دمیده شد و کسانی افتادند و مردند !!!!!! ثم نفخ فیه اخری فاذا هم قیامٌ بنظر ون ، اینجا نفخ صور برای احیاء دمیده شده ، ولی چطور اولین نفخ صور برای افتادن و مردنه؟