پیشنهاد‌های حسین کتابدار (٣٢,٧٤٤)

بازدید
٣٠,٦٩٢
تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • نفوذ سایبری / ورود غیرمجاز به سیستم های رایانه ای • ( در کاربرد امنیتی ) دسترسی غیرقانونی به شبکه یا سیستم اطلاعاتی • ( در کاربرد ح ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی ( در بافت جمله ی مورد نظر ) : • کنجکاو بودن / شیفته شدن ( در مورد چیزی ) • ( در کاربرد عاطفی ) جلب توجه و علاقه شدن • ( در کاربرد روز ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • گنجینه / مجموعه ی ارزشمند • ( در کاربرد خبری ) انبوهی از اطلاعات یا اشیاء کشف شده • ( در کاربرد عمومی ) منبع غنی و ارزشمند ( از اطل ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • ناراحت کننده / آزاردهنده ( از نظر عاطفی یا روانی ) • ( در کاربرد خبری ) هشداردهنده و نگران کننده • ( در کاربرد عمومی ) باعث ناراحت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • روزنامه نگار کهنه کار / خبرنگار با سابقه • ( در کاربرد حرفه ای ) فردی با سال ها تجربه در عرصه ی روزنامه نگاری • ( در کاربرد توصیفی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این صفت با Adultery و Infidelity: Adultery ( زنا / خیانت زناشویی ) یک اصطلاح حقوقی و مذهبی است که به رابطه ی جنسیِ داوطلبانه ی یک فرد ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این واژه با Affair و Relationship: Affair ( رابطه ی عاشقانه / ماجرا ) معمولاً به رابطه ای پنهانی و اغلب خارج از ازدواج اشاره دارد و با ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • ( اسم ) رابطه ی عاشقانه / ماجراجویی جنسی ( با لحنی غیررسمی و سبک ) • ( فعل ) بازیگوشی کردن / با شور و هیجان کاری را انجام دادن • ( ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • دارا بودن ( یک ویژگی یا قابلیت ) به طور برجسته • ( در کاربرد بی طرفانه ) داشتن ( چیزی که ارزشمند یا قابل توجه است ) 🔸 مثال ها: Th ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Peek at و Spy on: Peek at ( نگاه سریع و دزدکی انداختن ) به یک نگاه کوتاه و کنجکاوانه ( معمولاً بدون قصد آزار ) اشاره دارد ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • جاسوسی کردن / دزدکی نگاه کردن ( به کسی ) • ( در کاربرد عامیانه ) مخفیانه کسی را زیر نظر گرفتن • ( در کاربرد روزمره ) با کنجکاوی به ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Blow up at someone و Freak out: Blow up at someone ( با کسی برخورد شدید کردن ) به انفجار خشم ناگهانی ( معمولاً با صدای بل ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 مثال ها: This new album is straight fire! I can't stop listening to it. این آلبوم جدید فوق العاده است! نمی توانم از گوش دادن به آن دست بکشم. Tha ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • جزءسازی / جداسازی به اجزاء ( در علوم پایه و مهندسی ) • تقطیر جزءبه جزء / جداسازی بر اساس نقطه جوش ( در پالایش نفت ) • ( در علوم س ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این واژه با Phenotype و Allele: Phenotype ( فنوتیپ ) به صفات قابل مشاهده ( مانند رنگ مو یا قد ) اشاره دارد که از ترکیب ژنوتیپ و تأثیرا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اَلِیل ( با تأکید بر هجای دوم ) 🔸 معادل فارسی: • الل / شکل های مختلف یک ژن • ( در ژنتیک ) یکی از دو یا چند نسخه ی احتمالی یک ژن که در جایگاه مشخصی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • ژنوتیپ / ترکیب ژنتیکی • مجموعه ی کامل ژن های یک موجود زنده • ( در کاربرد علمی ) اطلاعات ژنتیکیِ نهفته در دی ان ای که صفات وراثتی را ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 مثال ها : The victim suffered a penetrating wound to the abdomen. قربانی دچار زخمی در ناحیه شکم شد که به داخل بافت نفوذ کرده بود. A penetrating ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • نتیجه ای برای آن داشتن / دستاوردی نشان دادن • ( در کاربرد انتقادی ) با وجود تلاش، نتیجه ی قابل توجهی نداشتن • ( در کاربرد روزمره ) ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • امتیاز دادن / کوتاه آمدن ( در مذاکره یا اختلاف ) • ( در کاربرد سیاسی و حقوقی ) پذیرش بخشی از خواسته های طرف مقابل • ( در کاربرد عم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Compromise و Give ground: Compromise ( سازش / مصالحه ) به توافقی گفته می شود که در آن هر دو طرف از بخشی از خواسته های خود ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 مثال ها: The news sparked frenzied speculation about a possible prisoner swap. این خبر گمانه زنی های شدیدی را درباره ی احتمال تبادل زندانیان بران ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Resolve a dispute و Drop a lawsuit: Resolve a dispute ( حل اختلاف ) به طور کلی به حل یک اختلاف ( قانونی یا غیرقانونی ) از ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • یک پرونده ی قضایی را به طور توافقی خاتمه دادن • ( در کاربرد حقوقی ) بدون ادامه ی دادگاه، به یک توافق مالی یا غیرمالی در یک شکایت دس ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 مثال ها ( در بافت مشابه ) : The embassy is under heightened security following the threat. سفارت به دنبال این تهدید، تحت تدابیر امنیتی تشدیدشده ق ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • به راه افتادن / عزیمت کردن ( به سفری ناشناخته ) • ( در کاربرد ادبی ) با جسارت و ریسک، به سفر یا اقدامی دست زدن • ( در کاربرد روزمر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این واژه با Partnership و Enterprise: Partnership ( مشارکت ) به رابطه ی حقوقی بین دو یا چند نفر برای انجام یک کسب وکار ( با تقسیم سود ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • سرمایه گذاری مشترک / مشارکت تجاری ( Joint venture ) • ( در کاربرد تجاری ) پروژه یا کسب وکاری که با مشارکت دو یا چند طرف راه اندازی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 نکته: تفاوت این فعل با File و Submit: File ( ثبت کردن / ارائه دادن ) رسمی ترین گزینه است و معمولاً برای اسناد حقوقی و دادگاهی به کار می رود ( مانن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • ارائه دادن / ثبت کردن ( یک اعتراض یا شکایت رسمی ) • به طور رسمی مطرح کردن ( یک درخواست یا اعلامیه ) • ( در کاربرد حقوقی و دیپلمات ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • توشه ی آخرت / زادِ ره توشه ی قیامت • ( در ترجمه ی تحت اللفظی ) توشه ای برای بازگشت ( به آخرت ) • عنوان کتابی معروف در سیره، فقه، و ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • گریه و زاری / داد و فریاد • شیون و ناله ی زیاد ( اغلب همراه با جیغ و فریاد ) • ( در کاربرد عامیانه ) غوغا و سر و صدای بی مورد 🔸 م ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • ( در مالکیت ملک ) به عنوان مالک در سند رسمی ثبت شدن • ( در حقوق ) نام شخص در سند مالکیت قید شدن • ( در کاربرد عامیانه ) داشتن حق ما ...

پیشنهاد
٠

یز انگار امروز بخت با ما یار نیست! ← فارسی و روان انگار کواکب سر ناسازگاری گذاشته اند! ← ادبی و طنز انگار فلک با ما سر جنگ دارد! ← ادبی نکنه اوضاع کو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • ادراک ضعیف از زمان • ( در کاربرد روانشناسی ) عدم آگاهی دقیق از گذر زمان • ( در کاربرد روزمره ) مشکل در مدیریت یا تخمین زمان 🔸 مثال ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • جای خالی قدیمی را پر کردن • ( در کاربرد عاطفی ) خلأ عاطفی یا احساسیِ گذشته را جبران کردن • ( در کاربرد اجتماعی ) کمبود یا نبودِ یک ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • اقدام دیوانه وار / کار خطرناک و غیرمنطقی • ( در کاربرد انتقادی ) طرح یا پروژه ای که به دلیل ریسک بالا یا غیرعملی بودن، احمقانه تلقی ...

پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • حتماً انجام دادن / به طور قطع کاری را انجام دادن • ( در کاربرد پیش بینی ) به ناچار اتفاق افتادن • ( در کاربرد احساسی ) ملزم و موظف ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • اختلاف را حل کردن / به بحث پایان دادن • ( در کاربرد روزمره ) با توافق یا تصمیم، به یک بحث خاتمه دادن • ( در کاربرد حقوقی ) با میانج ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرواز از فراز یا عبور نمایشی یک هواپیما/بالگرد از نزدیکی یک مکان

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این واژه با Decoration و Medal: Decoration ( نشان تزیینی / افتخاری ) معمولاً به نشان های نظامی یا دولتی ( با طراحی خاص ) اشاره دارد. ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • نشان / مدال افتخاری • ( در کاربرد رسمی ) نشان دولتی یا سلطنتی که به افراد برجسته اعطا می شود • ( در کاربرد تاریخی ) نشان های شوالیه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معنی دقیق: لاکتوز یک قند طبیعی است که به طور عمده در شیر پستانداران ( از جمله انسان، گاو، و بز ) یافت می شود و حدود ۲ تا ۸ درصد از ترکیب شیر را تش ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • آنتی هیستامین ( داروی ضد حساسیت ) • دارویی که اثر هیستامین را در بدن مهار می کند • ( در کاربرد دارویی ) مسدودکننده ی گیرنده های هی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • از خود دفاع کردن / حق خود را گرفتن • ابراز وجود کردن / قاطعانه رفتار کردن • ( در کاربرد روانشناسی ) ابراز عقاید و احساسات به شیوه ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • خود را نشان دادن / آشکار شدن • ( در کاربرد مجازی ) اثری از خود برجای گذاشتن یا نمود پیدا کردن • ( در کاربرد فیزیکی ) حاضر بودن یا ح ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Never و Not even once: Never ( هرگز ) یک قید منفی عمومی است که به معنای �هیچ وقت� به کار می رود. Not even once ( حتی یک ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • حتی یک بار هم نه • هرگز ( برای تأکید بر عدم وقوع یک رویداد ) • ( در کاربرد تأکیدی ) به هیچ وجه 🔸 مثال ها: Not once did he apologi ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 مثال ها: The weather forecast said it would be very hot, but it wasn't all that much. پیش بینی آب وهوا گفته بود که خیلی گرم می شود، اما چندان زیا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • دوران مشترک / عصر کنونی • معادل غیرمذهبی برای �میلادی� ( Anno Domini ) • ( در کاربرد تاریخی ) سال شمار معمول در گاهشماری میلادی 🔸 ...