🔸 معادل فارسی:
از میان مشکل گذشتن : از بحران عبور کردن : به آن مرحله رسیدن و از آن گذشتن : از آن مرحله رد شدن : وقتی به آنجا رسیدیم، تصمیم می گیریم
🔸 مثال ها:
• We'll cross that bridge when we come to it.
... [مشاهده متن کامل]
وقتی به آنجا رسیدیم، درباره اش تصمیم می گیریم.
• The company crossed the bridge and survived the crisis.
آن شرکت از بحران عبور کرد و زنده ماند.
• Let's not cross that bridge yet — we have time.
هنوز زود است به آن موضوع بپردازیم؛ برای تصمیم گیری در آن مورد وقت داریم.
• Don't worry about it now; we'll cross that bridge later.
الان نگرانش نباش؛ بعداً وقتی به آنجا رسیدیم، تصمیم می گیریم.
از میان مشکل گذشتن : از بحران عبور کردن : به آن مرحله رسیدن و از آن گذشتن : از آن مرحله رد شدن : وقتی به آنجا رسیدیم، تصمیم می گیریم
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
وقتی به آنجا رسیدیم، درباره اش تصمیم می گیریم.
آن شرکت از بحران عبور کرد و زنده ماند.
هنوز زود است به آن موضوع بپردازیم؛ برای تصمیم گیری در آن مورد وقت داریم.
الان نگرانش نباش؛ بعداً وقتی به آنجا رسیدیم، تصمیم می گیریم.