🔸 معادل فارسی
پیشنهادی را به طور آزمایشی مطرح کردن؛ ایده ای را به میان انداختن تا واکنش دیگران سنجیده شود؛ افکار عمومی را نسبت به یک تصمیم احتمالی محک زدن.
🔸 مثال ها
The government floated a trial balloon about introducing a new wealth tax.
... [مشاهده متن کامل]
دولت برای سنجیدن واکنش ها، پیشنهاد وضع مالیات جدید بر ثروت را به طور آزمایشی مطرح کرد.
The president may be floating a trial balloon to see whether voters would accept cuts to public spending.
ممکن است رئیس جمهور برای بررسی اینکه آیا رأی دهندگان کاهش هزینه های عمومی را می پذیرند یا نه، این ایده را به طور آزمایشی مطرح کرده باشد.
The leaked proposal was widely seen as an attempt to float a trial balloon before the official announcement.
پیشنهاد افشاشده به طور گسترده تلاشی برای سنجیدن واکنش ها پیش از اعلام رسمی تلقی شد.
پیشنهادی را به طور آزمایشی مطرح کردن؛ ایده ای را به میان انداختن تا واکنش دیگران سنجیده شود؛ افکار عمومی را نسبت به یک تصمیم احتمالی محک زدن.
🔸 مثال ها
... [مشاهده متن کامل]
دولت برای سنجیدن واکنش ها، پیشنهاد وضع مالیات جدید بر ثروت را به طور آزمایشی مطرح کرد.
ممکن است رئیس جمهور برای بررسی اینکه آیا رأی دهندگان کاهش هزینه های عمومی را می پذیرند یا نه، این ایده را به طور آزمایشی مطرح کرده باشد.
پیشنهاد افشاشده به طور گسترده تلاشی برای سنجیدن واکنش ها پیش از اعلام رسمی تلقی شد.