پاسخ‌های سادات خاتمی (٦٧٥)

بازدید
١,٤٩٦
٢ رأی
تیک ٢ پاسخ
٣٠ بازدید

در کدام گزینه غلط املایی وجود دارد ؟ الف)  زینهار دار نباید که زینهار خوار باشد که امانت بردن جوانمردی نیست. ب)  اتفاق را طراری از پس این مرد می رفت به طراری خویش. ج) شمشیر برکشید و دبوس در کش گرفت  و اسب بگذاشت. د) امیر مسعود در سقه سرای عدنانی نشسته بود با ندیمان.

١ روز پیش
٢ رأی

با سلام و احترام  گزینه آخر نادرست است. سقه باید یا صفه باشه یا سقیفه یا سقف.

١ روز پیش
١ رأی
٣ پاسخ
٣٥ بازدید

به این جمله توجه کنید لطفاً  this made me feel rather frightened for I felt altogether helpless,  به نظر شما میشه جای  rather  و  altogether  رو عوض کرد ؟ 

٣ روز پیش
٢ رأی

سلام  از نظر گرامر می‌شه ولی معنیش فرق داره: این ماجرا باعث شد تا حدّی بترسم چون کاملاً احساس ناتوانی می‌کردم. این ماجرا باعث شد واقعاً (کاملاً) بترسم چون یه کم (تا حدّی) احساس ناتوانی می‌کردم.

١ روز پیش
٣ رأی
تیک ٢ پاسخ
٣٢ بازدید

سلام عزیزان. تفاوت about و around به معنی تقریبا چیه؟ و  کاربرد آنها در جملات چه فرقی با هم دارن؟

٢,٠١٤
١ روز پیش
٤ رأی

سلام و عرض ادب  around  مفهوم «اطراف» داره: They're playing around the park. اونا دارن اطراف پارک بازی می‌کنن. about مفهوم «درباره» داره: We talked about that book. ما درباره (در مورد) آن کتاب با هم صحبت کردیم. -هر دو معنی حدوداً و تقریباً هم دارن ولی around به این مفهوم معمول‌تره و about رسمی‌تر: She'll come around 8:30. او حدود ساعت ۸:۳۰ می‌آد.

١ روز پیش
٣ رأی
٤ پاسخ
٤٢ بازدید

I believe that no one would mind if I came to my first meeting a little late tomorrow afternoon.....................? A-don't I B-would they C- didn't I D-would he

١ روز پیش
٢ رأی

با سلام  گزینه B ابتدا به نظر می‌رسه would he درست باشه، ولی no one مفهوم جمع داره. منفی هم هست پس انتها سؤالیش مثبت می‌آد‌. هیچ‌کس اهمّیت نمی‌ده اگه من یه کم دیر بیام، اهمّیت  می‌ده؟

١ روز پیش
١ رأی
٣ پاسخ
٢٦ بازدید

این جمله را چطور ترجمه کنیم  I didn't know that how empty life could feel. until you weren't here to feel it ,  منظور گوینده زندگی خالی می‌تونه حس کنه ؟ یا همون ضمیر  I  ؟ 

٣ روز پیش
٣ رأی

سلام بله منظورش زندگیه  نمی‌دونستم زندگی چقدر می‌تونه حسّ خالی بودن داشته باشه تا وقتی تو این‌جا نبودی که  حسّش کنی یعنی  تهی بودن را نفهمیده بودم، تا وقتی که تو نبودی تا حتّی آن ته ...

٢ روز پیش
١ رأی
٣ پاسخ
٣٣ بازدید

آیا این جمله اشکال گرامری دارد ؟  the love like ours is stubborn,     like ours  نشنیده بودم اگر like us  بود ، یا چرا اصلا like us   نگفت ؟ 

٣ روز پیش
٢ رأی

سلام خیر این‌جا  like فعل نیست که ضمیر مفعولی بخواد.  می‌گه عشقی مثل مال ما (عشق ما) موندگاره.     stubborn یعنی لجباز و سرسخت.

٢ روز پیش
٦ رأی
تیک ٧ پاسخ
٥٢ بازدید
چند گزینه‌ای

..   . .    بهتر از چنین حلم ای خدا که کند از نور ایمانم جدا ✏ �مولانا

٥ روز پیش
٤ رأی

سلام گزینه دوم✔️ خِلم : خشم و غضب خشم از  حلمی که مرا از نور ایمان جدا کند بهتر است. خلم و حلم با هم زیاد به‌کار رفته. (تا کی آرم رحم خلم آلود را ره نمایم علم حلم اندود را)

٥ روز پیش
٣ رأی
تیک ٧ پاسخ
١٦٠ بازدید
چند گزینه‌ای
٣ رأی

با سلام ✔️فایت  فائت، از بین رفته، فوت شده 

١ هفته پیش
٢ رأی
تیک ٢ پاسخ
٥٧ بازدید
٤ رأی

با سلام  بَرین: برتر، اعلی بِرین: قاچ مُعتنی:  اعتناکننده، اهتمام‌گر خونیان: قاتلان، جنگندگان مُفیق: هوشیار، بیدار  صَحو: بازگشت از مستی به هوشیاری

١ ماه پیش
٢ رأی
تیک ٦ پاسخ
٨٠ بازدید
چند گزینه‌ای

.  ..      تو شد نشان آن کشش بر تو بی کاری بود چون جان کنش ✏ مولانا

١ ماه پیش
٥ رأی

سلام و عرض ادب  گزینه سوم✔️ تقریباً گزینه‌ها هم‌معنا هستند ولی فقط تاسه، وزن مناسبی می‌دهد و مهم‌تر این‌که شاعر از این واژه استفاده کرده.

١ ماه پیش
٣ رأی
تیک ٣ پاسخ
٩٢ بازدید

افتقاد صحه نوشت واصف اطباق نشاب

١ ماه پیش
٦ رأی

سلام و عرض ادب  افتقاد:  جستن گمشده/ دلجویی صحّه نوش:  طبیب و  نیز صحّت و گوارا باشد واصف: توصیف‌گر اطباق: طبق‌ها، طبقه‌ها نَشّاب: تیرانداز، تیرساز

١ ماه پیش
٢ رأی
تیک ٧ پاسخ
١٤٩ بازدید
چند گزینه‌ای

هر رطبی کز سر این خوان بُوَد آن نه سخن پاره‌ای از جان بُوَد ✏ «نظامی»  

١ ماه پیش
٢ رأی

با سلام گزینه دوم✔️ همین‌طور که گفته‌اند: «پرده رازی که سخن‌پروری‌ست سایه‌ای از پرده پیغمبری‌ست» پس شاعران، پیرو راه پیمبرانند و میوه‌ی شیرینِ سخنی که در سفره الهیِ خود دارند، از دل و جانشان روییده و کام مخاطب را شیرین کرده.

١ ماه پیش
٥ رأی
تیک ٦ پاسخ
١٤٩ بازدید
چند گزینه‌ای

That's a noisy angry argument 

١ ماه پیش
٤ رأی

سلام گزینه دوم✔️  Altercation: بحث، مجادله، دعوا Preoccupied: گرفتار، مشغول (از نظر فکری و ذهنی)   Clandestine پنهانی  Antithesis  : تضاد، نقطه‌مقابل

١ ماه پیش
١ رأی
تیک ٢ پاسخ
٨٩ بازدید

استیزه رویان شب گردک دم دهش مهتر بچه خوزه گری مراهق گشت

١ ماه پیش
١ رأی

با سلام  استیزه رویان:  ستیزه‌گران شب گردک: شب زفاف دم دهش:  به او فرصت بده مهتر بچه: نجیب‌زاده خوزه گر: خواستگار مراهق گشت: نوجوان شد

١ ماه پیش
٠ رأی
٣ پاسخ
٨٧ بازدید
چند گزینه‌ای

ا و ی ب ر  ند س م

١ ماه پیش
٢ رأی

سلام سمیرا، مرداب، بنادر، سامری، سیمان، یاسمن، سینما، بیدار، ردیاب، نامرد، درمان، دینام، میدان، میناب، بندری، بیمار، میراب...

١ ماه پیش
١ رأی
١ پاسخ
٧٠ بازدید

معنای عبارت?  Did not  you mean out  چیست ؟

١ ماه پیش
٠ رأی

سلام Did you mean ..? منظورت این بود؟ Didn't you mean…? منظورت این نبود؟ یا: نکنه منظورت این بود؟ به‌جای اون کلمه out  هر چیزی که احتمالاً شخص اشتباه گفته می‌گیم. مثلاً طرف می‌گه: Please turn "on" the lights. It's too bright here. لطفاً چراغا رو روشن کن. این‌جا خیلی روشنه. ما می‌گیم: Didn't you mean "off"? It's already bright. منظورت خاموش نبود؟ آخه همین‌جوریشم زیادی روشنه.

١ ماه پیش
١ رأی
تیک ٣ پاسخ
٩٧ بازدید

معنی عبارت  every freaking time چیست ؟

١ ماه پیش
٤ رأی

سلام برای بیان عصبانیت و نارضایتی از اتّفاق بدی که هر بار تکرار می‌شه. هر دفعه همین بساطه  همیشه ی خدا همینه هر بار همینه لعنتی!

١ ماه پیش
٢ رأی
تیک ٢ پاسخ
٦٩ بازدید

دشمن رویی هوس جو زود مهر اجله علما پای شتاب روشنان فلکی

١ ماه پیش
٢ رأی

سلام دشمن رویی:  خصم بودن، دشمنی کردن هوس جو:  هوس‌باز زود مهر: کسی که زود بر سر مهر می‌آید، با عطوفت اجلّه علما:علمای جلیل(عالی‌قدر) پای شتاب: عجله  روشنان فلکی:  (روشنان: روشن‌ها) ستارگان 

١ ماه پیش
٤ رأی
تیک ٣ پاسخ
٧٣ بازدید

ترضیه خاطر تنگ زندگی اتش نهادی جهد بلیغ نا خوش خیالی  

١ ماه پیش
٤ رأی

سلام و احترام  ترضیه خاطر: رضایت خاطر تنگ زندگی:  سختی‌کشیده، بیچاره آتش نهادی: طبع آتشین داشتن، تندخویی جهد بلیغ: کوشش بسیار، کوشش کامل و کافی ناخوش‌خیالی:  بدگمانی

١ ماه پیش
٢ رأی
٢ پاسخ
٩٤ بازدید

کلمه با حروف د ا ش ن د ن ی ی کلاس ششم

١ ماه پیش
٣ رأی

سلام با کلّ حروف این واژه را داریم: اندیشیدن

١ ماه پیش
٢ رأی
٣ پاسخ
٧٣ بازدید

صاحبی ایلچی به صیغه انعام لباس تبدیل شالده کوب باجاغلی

١ ماه پیش
٢ رأی

با سلام  صاحبی ایلچی: پیک، سفیر به صیغه انعام: به عنوان پاداش لباس تبدیل: لباس مبدّل شالُده کوبی:  پی‌ریزی باجاُغلی: باجاوقلی، باجُقلی، نام ترکی سکّه دوکات اروپایی، سکّه طلای عثمانی

١ ماه پیش
١ رأی
٢ پاسخ
٩٥ بازدید
چند گزینه‌ای

چه روز ی سال ۲۰۲۵ به اتمام می‌رسد و سال ۲۰۲۶ شروع میشود؟

١ ماه پیش
٢ رأی

با سلام آخرین روز سال ۲۰۲۵، دهم دی و شروع ۲۰۲۶ میلادی، یازدهم دی‌ماه ۱۴۰۴خورشیدیه.

١ ماه پیش
٤ رأی
٧ پاسخ
١٣٥ بازدید
چند گزینه‌ای

 به ورود به آنجا جمعی بزرگان و..... در سر راه آمده تعارفات رسمی به جای آوردند. سفرنامه میرزا ابوالحسن خان ایلچی به روسیه

١ ماه پیش
٢ رأی

با سلام  گزینه دوم باشیان مأخوذ از ترکی به معنای سران و رؤسا

١ ماه پیش
٣ رأی
تیک ٢ پاسخ
٥٤ بازدید

نائره مخاصمت بین الاماثل خلاع فاخره خواتم کارها اکرم الظیف تلطفات

١ ماه پیش
٢ رأی

با سلام و احترام  نائره مخاصمت:  آتش خصومت بین الاماثل: بین افاضل و علما (و نیز اماثل به معنای همسران و نظایر) خلاع فاخره: خلعت‌های فاخر، لباس‌های گران‌بها خواتم کارها: عواقب کارها  اکرم الظیف:  گرامی‌ترین میهمان تلطّفات:  لطف‌کردن‌ها، مهربانی‌ها

١ ماه پیش
٢ رأی
٤ پاسخ
١٣٠ بازدید

ضرب المثل پیش غازی و معلق بازی به چه معناست؟ 

١ ماه پیش
٢ رأی

سلام شیرین‌کاری و هنرنمایی پیش بندباز حرفه‌ای، ارزشی ندارد. به عبارتی: یک هنر کوچک یا ناقص در برابر مهارتی بزرگ و  کامل، ناچیز است. معادل این ضرب المثل: پیش توپچی، ترقّه درکردن!

١ ماه پیش
١ رأی
٢ پاسخ
٧٦ بازدید

باسلام  به من گفتن در فارسی قدیم کلمه (پسو) به معنی دام یا همون حیوان خانگی استفاده می شده کسی اطلاعی داره ممونوم

١ ماه پیش
٢ رأی

سلام اگه تو  لغت‌نامه آبادیس جست‌وجو کنید معانیش هست ولی به معنی دام خونگی ننوشته.

١ ماه پیش
١ رأی
١ پاسخ
٧٦ بازدید

ترجمه کلمه poonem 

١ ماه پیش
٢ رأی

سلام وجه یک جسم چند وجهی، face

١ ماه پیش
٢ رأی
تیک ٥ پاسخ
١٩١ بازدید

این اصطلاح معنی دقیقش چی میشه و آیا مترادف هم داره ؟  give me five 

١ ماه پیش
٣ رأی

سلام و احترام یعنی بزن قدّش.

١ ماه پیش
٢ رأی
تیک ٤ پاسخ
١٣٢ بازدید

I can't buy it  قطعا به اصطلاح میخوره تا معنی تحت الفظی ؟ 

١ ماه پیش
٣ رأی

سلام بله. یعنی باورم نمی‌شه یا قانع نشدم.

١ ماه پیش
١ رأی
١ پاسخ
٦٧ بازدید

یکی از معانی لغت «واژه» را باید برعکس و سرنگون معنی کرد. واژگون هم از این معنی استفاده و ساخته شده. در گویش محلی گلپایگانی وقتی میخواهند بگویند چیزی را برعکس کن. میگویند آنرا واژه کن!

١ ماه پیش
٢ رأی

سلام «واژ» به معنی معکوس و وارونه است.

١ ماه پیش
٥ رأی
٤ پاسخ
١٠٦ بازدید

کدام ویژگی در شعر فارسی لازم است؟ ۱- ساختار منظم زبانی، و ردّ قواعد دستوری، رد قواعد نهاد، گذاره، مفعول و متمم. ۲- داشتن شور جنون و ایجاز، فشردگی در زبان و معنا. ۳- گره‌خوردگی عاطفه و تخيّل و داشتن شک ...

١ ماه پیش
٢ رأی

با سلام و احترام  به نظرم گزینه سوم، مناسب‌تره. ردّ دستور که جزء لوازم شعر نیست و بدون هیچ منطقی هم شعر درستی  نداریم.  وجود آرایه‌ها و  عناصر بدیع و... هم واجب نیستند، همچنین شور و ....

١ ماه پیش
٢ رأی
تیک ٢ پاسخ
٥٥ بازدید

لمحه ای مشیخه اساطین نیل مامول معاینت اعلا مصدر علی العمد

١ ماه پیش
٢ رأی

با سلام  لمحه ای: اندک‌زمانی مشیخه اساطین: مشایخ و برجستگان نیل مأمول:  رسیدن به خواسته معاینت: بررسی و مشاهده  اعلا مصدر: جایگاه والا، صدر مجلس علی العمد: به عمد

١ ماه پیش
٣ رأی
تیک ٢ پاسخ
٧٥ بازدید

محبوس خانه سیرگاه گاریت چیان تکلتوی اسب اغرای کردن ذمام معرفت زمن تر

٢ ماه پیش
٣ رأی

با سلام و احترام  محبوس خانه: زندان سیرگاه: مکان کشت‌وگذار، تفرّجگاه گاریت چیان: گاری‌چی‌ها تکلتو: نمدزین اغرای کردن: اغراء، برانگیختن، تحریض ذمام معرفت: حرمت آشنایی زَمِن‌تر: طولانی‌تر،  مُزمن‌تر زَمَنِ تر: زمین مرطوب

١ ماه پیش
٢ رأی
٣ پاسخ
١١٠ بازدید

معنی اصطلاح نوبره ، نوبره والا چیه؟   این مرد عقلش قد یه گنجیشکه از یه همچین پدری یه همچین پسری نوبره.  ( اینجا انگار یه معنی متفاوت میده )  مرد هم اینقد ساده و یابو! خواهر اینقد زرنگ و پاچه ورمالیده نوبره والا  ادم اینقدر وقیح!!!! نوبره والا رئیس جمهور و این همه تناقض نوبره والا

٢ ماه پیش
٢ رأی

با سلام یعنی عجیبه، مخصوصا اوّلی که می‌شه بعیده! نوبرونه، نورسیده، تا حالا کسی همچین چیزی ندیده. تو موارد دیگه همین‌طور که جناب شفیعی گفتن هست. یا می‌گیم: فکر کرده نوبرش رو آورده!

٢ ماه پیش
٣ رأی
تیک ٢ پاسخ
٧٠ بازدید

اوانی مفضض خوائیدن مترس بستان مرور دهور کوچه غلطی محط رحال

٢ ماه پیش
١ رأی

با سلام و عرض ادب  🔹اوانی مُفَضَّض: ظروف نقره‌اندود [اوانی: جمع آناء (ظرف، سبو)مُفَضَّض: نقره‌کاری‌شده] 🔹خوائیدن: خائیدن، جاییدن، جویدن 🔹مترس بُستان: مترسک باغ 🔹مرور دهور: مرور دهرها، گذ ...

٢ ماه پیش
٣ رأی
٤ پاسخ
١٤٤ بازدید

شما بجای واژه بیگانه اسانس چه پیشنهادی دارید ؟ 

٢ ماه پیش
٣ رأی

با سلام و احترام  در لغت‌نامه عطرمایه، جوهر و عصاره آمده. البته عطر  و عصاره عربی هستند و جوهر معرّب گوهر.

٢ ماه پیش
٣ رأی
تیک ٥ پاسخ
١٢٦ بازدید

زیر چاقی شکم باب زنی اورته بزستان ظلمگی نقیر و قطمیر

٢ ماه پیش
٣ رأی

با سلام و احترام  زیر چاقی: مهارت شکم به آب زنی: حسابی خوردن، شکم‌چرانی اورته: گروه بزستان: بازار پارچه  ظلمگی: ظَلَمه بودن، اهل ظلم و ستم بودن،  عامل ستم نقیر: فرورفتگی پشت هسته خرما قمطیر: شکاف هسته خرما  نقیر و قمطیر: کنایه از ناچیز و اندک

٢ ماه پیش
٤ رأی
تیک ٤ پاسخ
١٠١ بازدید

از نظر تعداد جملات کدام گزینه با بقیه متفاوت است؟ الف) برخیز تو نیز کاسه برکف خود را بفکن به سلک آن کف ب) آن دل شده چون رسید آنجا صد دل شده بیش دید آنجا ج) هر کس ز کف چنان حبیبی می یافت به قدر خود نصیبی د) مجنون چو شنید این بشارت برخاست به موجب اشارت

٢ ماه پیش
٣ رأی

با سلام گزینه سوم✔️ هر کس ز کف چنان حبیبی، به قدر خود نصیبی می‌یافت. یک جمله است. بقیه گزینه‌ها دو جمله هستند.

٢ ماه پیش
٣ رأی
٣ پاسخ
٩٢ بازدید

واژه ای هم معنی و مترادف واژه های: فرمانده ارتش ها سپاهیان ارتش ها غطرف مشیر

٢ ماه پیش
٣ رأی

با سلام فرمانده ارتش‌ها:  ارتشبد سپاهیان:  لشکریان ارتش ها: قشون غطرف:سَرور، پادشاه مقتدر (غطرف، متکبّر و خودآرا هم معنی می‌دهد.) مُشیر: مارشال، سپهبد، سپهسالار (معنی دیگر مشیر، مشاور و رایزن، وزیر)

٢ ماه پیش
٤ رأی
تیک ٤ پاسخ
١١٢ بازدید

شیء الله درویش چاپ زن میگواری برصیان طاریست ور بلوقیده فسیح المسالک مستحق اللوم

٢ ماه پیش
٤ رأی

با سلام شیء الله درویش: دارایی درویش چاپ زن: دروغگو و لاف‌زن می‌گواری: گوارش می‌کنی، می‌خوری برصیان: بَرَصی‌ها، افراد دارای بیماری بَرَص (پیسی) طاری:عارض، جاری ور بلوقیده: ورقلمبیده فسیح المسالک: دارای مسلک‌های بسیار مستحق اللوم: سزاوار ملامت

٢ ماه پیش