ترجمه‌های Peter Strahm (١١٥)

بازدید
٨٦٩
تاریخ
١ سال پیش
متن
The company denies, in the face of overwhelming evidence, that smoking causes cancer.
دیدگاه
٠

شرکت برخلاف مدارک قاطعی که ( میگویند ) سیگار کشیدن باعث سرطان میشود، ( این نظریه را ) رد میکند.

تاریخ
١ سال پیش
متن
People who drop litter make me see red.
دیدگاه
٠

افرادی که آشغال میریزند ( رها میکنند ) مرا خشمگین میکنند.

تاریخ
١ سال پیش
متن
We cleaned the dishes by scalding them.
دیدگاه
٠

ما ظرف ها رو با ( شستن با ) آب جوش تمیزشون کردیم.

تاریخ
١ سال پیش
متن
She scalded her mouth on the hot tea.
دیدگاه
٠

اون توسط ( با خوردن ) چای داغ دهنش رو سوزوند.

تاریخ
١ سال پیش
متن
Weeds tend to displace other plants.
دیدگاه
٠

علف های هرز تمایل به گرفتن جای دیگر گیاهان رو دارند.

تاریخ
١ سال پیش
متن
Those resources can displace nuclear power.
دیدگاه
٠

اون منابع میتونن جایگزین نیروی هسته ای بشن.

تاریخ
١ سال پیش
متن
We live in a throwaway society .
دیدگاه
٠

ما در یک جامعه مصرف گرا زندگی میکنیم.

تاریخ
١ سال پیش
متن
Our throwaway society must be encouraged to recycle.
دیدگاه
٠

جامعه مصرف گرای ما باید تشویق به بازیافت کردن شود.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
There was someone skulking behind the bushes.
دیدگاه
٠

یک نفر پشت بوته ها کمین کرده بود.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
He skulked around outside until the police had gone.
دیدگاه
٠

اون تا زمانی که پلیس رفت بیرون قایم شد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
I thought I saw someone skulking in the bushes - perhaps we should call the police.
دیدگاه
٠

فکر کنم یک نفر رو که توی بوته ها کمین کرده دیدم، احتمالا بهتره به پلیس زنگ بزنیم.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
classified documents
دیدگاه
٠

اسناد محرمانه

تاریخ
٢ سال پیش
متن
She is one of those vain people who never take others' advice.
دیدگاه
٠

او یکی از آن مردم/افراد مغرور است که هرگز نصیحت دیگران را نمیپذیرد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The boy scented trouble and went straight up to his room.
دیدگاه
٠

پسر به خطر/دردسر پی برد و مستقیم به اتاقش رفت.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Young boy hurt in car smash.
دیدگاه
٠

پسر جوان در تصادف خودرو صدمه دید.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
We splashed in the ocean.
دیدگاه
٠

ما در اقیانوس شلپ و شلوپ میکردیم.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Splash water over his face, it'll help to wake him.
دیدگاه
٠

روی صورتش آب بپاش. این به بیدار شدنش کمک میکنه.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Bitter pills may have wholesome effort.
دیدگاه
٠

داروهای تلخ میتونن تاثیر مفید تری داشته باشن. ( باید بجای effort از کلمه effect استفاده بشه. )

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Repetition is the mother of success.
دیدگاه
١

تکرار کردن، مادر موفقیت است.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Deal with stress fast whenever it threatens to overwhelm you.
دیدگاه
١

هر موقع استرس تهدید به در هم شکستن شما کرد با آن مقابله کنید.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Some inmates were moved to the new wing of the hospital.
دیدگاه
٠

برخی بیماران روانی به بخش جدید بیمارستان منتقل شدند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Oliver filched a packet of cigarettes from a well - dressed passenger.
دیدگاه
٠

الیور یک بسته سیگار از یک مسافر خوش تیپ کش رفت ( دزدید ) .

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Jack filched a pen from his friend's pocket.
دیدگاه
٠

جک یک خودکار از جیب دوستش کش رفت ( دزدید ) .

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Who's filched my pencils?
دیدگاه
٠

چه کسی مدادهای مرا دزدیده است؟

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Somebody's been filching my pens again.
دیدگاه
٠

یه نفر دوباره خودکارهامو دزدیده.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Ask the man in the shop to carve the meat up for you.
دیدگاه
٠

از ( آن ) مرد داخل مغازه درخواست کن که گوشت رو برات قطعه قطعه کنه.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
At the dinnertable, father's job is to carve the meat.
دیدگاه
٠

سر سفره شام، وظیفه پدر بریدن ( تکه تکه کردن ) گوشت است.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The hard blow to the woman's head stunned her.
دیدگاه
٠

ضربه سخت ( محکم ) به سر زن او را بیهوش کرد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
She plays the drums well enough.
دیدگاه
٠

او به خوبی طبل میزند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
These measures are designed to alleviate the situation.
دیدگاه
١

این اقدامات به منظور آرام کردن وضعیت طراحی شده اند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
By ignorance is pride increased; those most assume who know the least.
دیدگاه
٢

غرور بوسیله نادانی افزایش پیدا میکند، آنهایی که اغلب میپندارند که میدانند ( از همه ) کمتر ( میدانند ) .

تاریخ
٢ سال پیش
متن
To accomplish great things, in addition to dream, must act.
دیدگاه
١

برای به نتیجه رساندن کارهای بزرگ، علاوه بر رویاپردازی، باید عمل کرد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The police are trying to ascertain what really happened.
دیدگاه
٢

پلیس در حال تلاش برای فهمیدن آنچه واقعا اتفاق افتاده است.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Cutting down all those trees is a crime in my opinion.
دیدگاه
٠

به نظر من قطع کردن همه آن درخت ها یک کار اشتباه و غیر اخلاقی است.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The plumber repaired the leaking pipes.
دیدگاه
٠

لوله کش لوله های دارای نشتی را تعمیر کرد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The shelves in the store were vacant after the sale.
دیدگاه
٠

قفسه های داخل فروشگاه بعد از حراج خالی بودند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Sex is no longer the taboo subject it used to be.
دیدگاه
٠

سکس دیگر یک مسئله حرام ( ممنوع ) مثل انچه که قبلا بود نیست.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Sex is considered taboo as a topic for discussion.
دیدگاه
٠

سکس ( مسائل جنسی ) بعنوان موضعی برای بحث ممنوع است.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
There's a taboo on smoking in this office.
دیدگاه
٠

سیگار کشیدن در این دفتر ممنوع است.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
His family is not very well off.
دیدگاه
٠

خانواده او خیلی ثروتمند نیستند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
He was born with a silver spoon in his mouth.
دیدگاه
٠

او با یک قاشق نقره در دهانش به دنیا آمد ( در یک خانواده ثروتمند متولد شد )

تاریخ
٢ سال پیش
متن
It's too difficult to winkle the truth out of him.
دیدگاه
٠

بیرون کشیدن حقیقت از او کار بسیار سختی است.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Paul tried to provoke Fletch into a fight.
دیدگاه
٠

پاول در تلاش برای تحریک فلچ به یک مبارزه ( جنگ ) بود.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Her partially clothed body was found in woods nearby.
دیدگاه
٠

بدن نیمه پوشیده او در جنگل های اطراف پیدا شد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
You manifest what you believe, not what you want.
دیدگاه
٢

تو چیزی رو به نمایش میذاری که باور داری، نه چیزی که میخوای.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Crosses on the map denote villages.
دیدگاه
٠

ضربدر های روی نقشه روستاها را نشان میدهند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
What does the term 'patrician' signify?
دیدگاه
٠

کلمه "patrician" چی معنایی میده؟

تاریخ
٢ سال پیش
متن
A huge throng had gathered round the speaker.
دیدگاه
٠

جمعیت زیادی دور سخنران جمع شده بودند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The only way to kurb this unruly mob is to use tear gas.
دیدگاه
٠

بجای kurb باید curb نوشته بشه.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The battery was dead, and he had to replace it.
دیدگاه
٠

باتری خراب شده بود، و او باید عوضش میکرد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
He is suspected of being the mastermind behind the bombings.
دیدگاه
٠

او مظنون به مغزمتفکر پشت پرده بمب گذاری ها است.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The mastermind behind the robbery was never caught.
دیدگاه
٠

مغز متفکر پشت پرده سرقت هرگز دستگیر نشد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Truss the chicken before you roast it.
دیدگاه
٠

قبل از اینکه مرغ را کباب کنید او را به سیخ بکشید.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
A police officer's badge is an emblem of authority.
دیدگاه
٠

درجه یک افسر پلیس نشانه اعتبار است.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
An involuntary cry escaped her as he entered the room.
دیدگاه
٠

وقتی که او وارد اتاق شد گریه ای ناخواسته از او سرزد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Her inadvertent running of a stop light earned her a traffic ticket.
دیدگاه
٠

عبور ناخواسته او از چراغ قرمز یک بلیط ترافیک به همراه داشت.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The prisoner cursed his captors.
دیدگاه
٠

زندانی به اسیرکننده هایش فحش داد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
As a young man, he was ashamed of his father's humble attitude.
دیدگاه
١

بعنوان یک جوان، از رفتار حقیرانه پدرش شرمسار بود.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
If I told her that she'd upset him she'd be mortified.
دیدگاه
٠

اگر به اون ( خانم ) میگفتم که اون ( خانم ) اونو ( اقا ) رو ناراحت کرده بود اون ( خانم ) شرمسار میشد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
A business cannot thrive without investment.
دیدگاه
٠

یک کسب و کار بدون سرمایه گذاری نمیتواند رونق پیدا کند

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Ben mislaid the tape he needed for his English class.
دیدگاه
٠

بن نواری رو که برای کلاس انگلیسی نیاز داشت گم کرد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Could I borrow a pen? I seem to have mislaid mine.
دیدگاه
٠

میتونم یه خودکار قرض بگیرم؟انگار از خودمو گم کردم.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
I seem to have mislaid my passport have you seen it?
دیدگاه
٠

انگار پاسپورتم رو گم کردم شما اون رو ندیدی؟

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Oh dear, I've mislaid my glasses again.
دیدگاه
٠

اوه عزیزم من دوباره عینکم رو گم کردم.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
'He drives like a madman,' was all the information he vouchsafed.
دیدگاه
٠

تمام اطلاعاتی که او داد ( این بود که ) او مثل دیوانه ها رانندگی میکند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Elinor would not vouchsafe any answer.
دیدگاه
٠

الینور هیچ پاسخی نداد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
His gambling soon bankrupted him.
دیدگاه
٠

قمار کردن او خیلی زود اورا ورشکسته کرد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
We watched our fellow students saunter into the building.
دیدگاه
٠

ما هم کلاسی هایمان را هنگامی که درون ساختمان پرسه میزدند مشاهده کردیم.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
He sat by the window ruminating on recent underground accidents.
دیدگاه
٠

او کنار پنجره در حال اندیشه کردن درباره حوادث محرمانه اخیر بود.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
It is worth while to ruminate over his remarks.
دیدگاه
١

اندیشیدن در مورد حرف هایش ارزشمند است. ( worthwhile )

تاریخ
٢ سال پیش
متن
I meditate in order to relax.
دیدگاه
٠

به منظور ارام شدن تعمق میکنم.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
I try to meditate for half an hour every evening.
دیدگاه
٠

سعی میکنم هر بعد از ظهر برای نیم ساعت تعمق کنم.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
I'm going to hack the tree down.
دیدگاه
٠

من قصد دارم که درخت را ببرم.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
His antagonist in the debate was quicker than he.
دیدگاه
٠

حریف او در مناظره از اون سریع تر بود.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Don't make dumb mistakes again.
دیدگاه
٠

اشتباهات احمقانه را دوباره مرتکب نشوید.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
She is very kind to the dumb children.
دیدگاه
٠

او با بچه های لال خوش رفتار است.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Concealed video cameras scan every part of the compound.
دیدگاه
٠

دوربین های مخفی فیلمبرداری همه قسمت های محوطه را بررسی میکنند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
a slice of pie
دیدگاه
٠

یک تکه از کیک میوه ای/یک برش از کیک میوه ای

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Being a night watchman had its compensations, he had to admit.
دیدگاه
٠

اون باید اقرار میکرد که نگهبان شب بودن خسارت های مخصوص به خودشو داره.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The watchman came out from his hut, tipped his hat, and opened the gate.
دیدگاه
٠

نگهبان از کلبه خود بیرون امد، کلاهش را برداشت و بر سرش گذاشت، و درب را باز کرد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The watchman of the storehouse will be relieved at 10 p. m.
دیدگاه
٠

نگهبان انبار ساعت ۱۰ مرخص میشود.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The thieves left the night - watchman tied up and gagged.
دیدگاه
٠

سارقان به نگهبان شب را دستبندو دهان بند زدند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The subway was covered in graffiti.
دیدگاه
٠

مترو پوشیده از دیوار نوشته بود.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The graffiti on the wall said 'Liverpool rules OK'.
دیدگاه
٠

دیوار نوشته روی دیوار میگفت:لیورپول خوب فرمانروایی میکند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The buildings were covered with racist graffiti.
دیدگاه
٠

ساختمان ها پوشیده از دیوار نوشته نژادپرستانه بود.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Graffiti was scribbled all over the walls.
دیدگاه
٠

دیوار نوشته در سراسر دیوار ها خط خطی شده بود.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
I heard it through the grapevine.
دیدگاه
٠

من از طریق شایعات اونو شنیدم.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The outlook for today is cloudy and dry at first with showers later.
دیدگاه
٠

وضعیت ( اب و هوایی ) امروز در ابتدا خشک و ابری با رگبار باران در اینده نزدیک همراه خواهد بود.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The outlook for the economy is bright.
دیدگاه
٠

اینده اقتصاد روشن است.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The con artist bamboozled her out of $600.
دیدگاه
١

هنرمند حقه باز از او ۶۰۰ دلار کلاهبرداری کرد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
We loaded the boxes while she tallied.
دیدگاه
٠

زمانی که او محاسبه میکردما جعبه ها را پر میکردیم.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Our figures don't tally - you've made it twenty pounds more than me.
دیدگاه
٠

حساب های ما با هم همخوانی ندارند. تو ۲۰ پوند بیشتر از من کسب کردی.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
He can't stand traveling in the rush hour.
دیدگاه
٠

او توانایی تحمل سفر در ساعات شلوغی را ندارد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Sorry the place is so messy, I haven't had time to clear up.
دیدگاه
٠

متاسفم که اینجا خیلی کثیف و بهم ریخته است، وقتی برای تمیز کردن نداشتم.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
He sounded very agitated on the phone.
دیدگاه
١

او پشت تلفن بسیار اشفته به نظر میرسید.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Things often appear chaotic to the outsider.
دیدگاه
٠

از نظر یک بیگانه چیزها اغلب بی نظم و اشفته به نظر میرسند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
These steps are made of marble.
دیدگاه
٠

این پله ها ساخته شده از سنگ مرمر هستند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Lottie faced the dilemma of whether to approve of the operation or not.
دیدگاه
١

لوتی با این دوراهی مواجه شد که آیا عملیات را بپذیرد یا نه.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
In The Lady or the Tiger, the hero had the dilemma of which door to open.
دیدگاه
٠

بین ( انتخاب ) بانو یا ببر، قهرمان بین این دوراهی بود که کدام در را باز کند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
I hope to convince any doubters in the audience that our policies will work.
دیدگاه
٠

امیدوارم بتوانم همه شکاکان میان مخاطبان را قانع کنم که سیاست های ما جواب خواهد داد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Be a believer; not a doubter.
دیدگاه
٠

فرد معتقدی باش، نه یک شکاک.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The believer is happy, the doubter is wise.
دیدگاه
٠

فرد معتقد خوشحال است، فرد شکاک خردمند است.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Doubters should try their own experiment.
دیدگاه
٠

افراد شکاک باید ازمایش خود را بسنجند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The hound was quartering the woods.
دیدگاه
٠

سگ شکاری در جنگل ها تردد میکرد ( رفت و امد داشت ) .

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The hound nips at a rabbit.
دیدگاه
٠

سگ شکاری یک خرگوش را گاز میگیرد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The hound whipped out at the whistle.
دیدگاه
٠

سگ شکاری با صدای سوت بیرون امد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The pastry crust was always underdone.
دیدگاه
٠

کلوچه همیشه نیمه خام ( نیم پز ) بود.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Much joy to you in the upcoming year.
دیدگاه
٠

در سال آتی برای شما خوشحالی فراوان ارزومندم

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Your accountant will discuss with you how to complete these forms.
دیدگاه
٠

دفتر دار ( منشی ) شما درباره اینکه چگونه این فرم هارو کامل کنید با شما صحبت خواهد کرد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
I don't want to impose on you.
دیدگاه
٠

من نمیخواهم در حق شما اجحاف کنم.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Pet pigs are the latest craze.
دیدگاه
٠

خوک های خانگی به روز ترین مد هستند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
a craze for silly-looking hats
دیدگاه
٠

مد شدن کلاه های مسخره ( چرت و پرت )

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The university was put together by stages.
دیدگاه
٢

دانشگاه طی چند مرحله ساخته شد

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The movie will begin in five minutes. we'd better hotfoot it to the theater.
دیدگاه
٠

فیلم پنج دقیقه دیگه شروع میشه، بهتره برای رفتن به تئاتر عجله کنیم

تاریخ
٢ سال پیش
متن
If you had a morsel of intelligence, you would be uneasy, too.
دیدگاه
٠

اگر ذره ای هوشمند بودی ( عقل داشتی ) تو هم ناراحت میشدی