پیشنهادهای کاوه بهنیا (١٠٨)
slap in make up اصطلاح محاوره ای و غیر رسمی آرایش کردن است. لغات هم معنی slap in make up موارد روبرو هستند put on makeup , make up , do up
به معنای آرایش کردن هم است. لغات هم معنی با do up : apply cosmetics , put on makeup است
همان آرایش کردن یا make up است. برای متن رسمی است.
make up یعنی آرایش کردن صورت با لوازم معمولی و حتی گریم هنری آرایشی . کلمات هم معنی : do up , apply makeup , put on makeup, wear makeup, dab on make ...
خبرنگار ترجمه بدی نیست چون Broadcast Journalism بی معنی میشه اگر بگی روزنامه نگار تلویزیون یا روزنامه نگار صدا و سیما. اساسا صدا و سیما با تصویر و صد ...
در ترکی استانبولی، واژهٔ muşamba ( موشامبا ) به معنی پارچهٔ روکش شده با روغن یا موم برای ضدآب کردن بوده ( چیزی شبیه برزنت یا سفرهٔ ضد آب ) . این کل ...
کارت خرید کارت هدیه برای خرید فقط
تفاوتش با earphone
تفاوتش با هدفون
headphones این میشه هدفون earphones بیشتر معنیش به هندفری نزدیک تره handsfree
سرواژه مخفف شده چند خوان = initialism سرواژه مخفف شده یک خوان = acronym FBI وCIA یا ASAP از نوع initialism هستند اما NATO و SAD یا AKA از نوع acronym ...
سرواژه مخفف شده چند خوان = initialism سرواژه مخفف شده یک خوان = acronym FBI وCIA یا ASAP از نوع initialism هستند اما NATO و SAD یا AKA از نوع acronym ...
کاغذ شفاف
کسر مستقیم از حساب بدهکار کردن مستقیم از حساب
pop into somewhere یعنی به جایی سریع وارد شدن یا رفتن. Pop into one of our branches سریع وارد یکی از شعب ما شوید
pop into somewhere یعنی به جایی سریع وارد شدن یا رفتن. Pop into one of our branches سریع وارد یکی از شعب ما شوید
مرخصی قضایی : کسی که زودتر از دوران حبس خود به دلیل رفتار خوب آزاد می شود مرخصی رسمی : به دلیل تعطیلات رسمی مرخصی استعلاجی: به دلیل مریضی
peak, apex, acme, summit : قله کوه crown, crest : نوک تپه top, tip : قله یا نوک تپه این لغات گاهی اوقات به معنای بالای یک چیز یا نوک یک شیء به کار می ...
peak, apex, acme, summit : قله کوه crown, crest : نوک تپه top, tip : قله یا نوک تپه این لغات گاهی اوقات به معنای بالای یک چیز یا نوک یک شیء به کار می ...
peak, apex, acme, summit : قله کوه crown, crest : نوک تپه top, tip : قله یا نوک تپه این لغات گاهی اوقات به معنای بالای یک چیز یا نوک یک شیء به کار می ...
peak, apex, acme, summit : قله کوه crown, crest : نوک تپه top, tip : قله یا نوک تپه این لغات گاهی اوقات به معنای بالای یک چیز یا نوک یک شیء به کار می ...
peak, apex, acme, summit : قله کوه crown, crest : نوک تپه top, tip : قله یا نوک تپه این لغات گاهی اوقات به معنای بالای یک چیز یا نوک یک شیء به کار می ...
peak, apex, acme, summit : قله کوه crown, crest : نوک تپه top, tip : قله یا نوک تپه این لغات گاهی اوقات به معنای بالای یک چیز یا نوک یک شیء به کار می ...
peak, apex, acme, summit : قله کوه crown, crest : نوک تپه top, tip : قله یا نوک تپه این لغات گاهی اوقات به معنای بالای یک چیز یا نوک یک شیء به کار می ...
peak, apex, acme, summit : قله کوه crown, crest : نوک تپه top, tip : قله یا نوک تپه این لغات گاهی اوقات به معنای بالای یک چیز یا نوک یک شیء به کار می ...
chapel : نمازخانه ( محل کوچکی برای عبادت مسیحیان ) church : کلیسا ( محل بزرگتری برای عبادت، ازدواج، مطالعه کتاب مقدس و بحث به صورت گروهی، کلاس برای ...
chapel : نمازخانه ( محل کوچکی برای عبادت مسیحیان ) church : کلیسا ( محل بزرگتری برای عبادت، ازدواج، مطالعه کتاب مقدس و بحث به صورت گروهی، کلاس برای ...
chapel : نمازخانه ( محل کوچکی برای عبادت مسیحیان ) church : کلیسا ( محل بزرگتری برای عبادت، ازدواج، مطالعه کتاب مقدس و بحث به صورت گروهی، کلاس برای ...
chapel : نمازخانه ( محل کوچکی برای عبادت مسیحیان ) church : کلیسا ( محل بزرگتری برای عبادت، ازدواج، مطالعه کتاب مقدس و بحث به صورت گروهی، کلاس برای ...
chapel : نمازخانه ( محل کوچکی برای عبادت مسیحیان ) church : کلیسا ( محل بزرگتری برای عبادت، ازدواج، مطالعه کتاب مقدس و بحث به صورت گروهی، کلاس برای ...
chapel : نمازخانه ( محل کوچکی برای عبادت مسیحیان ) church : کلیسا ( محل بزرگتری برای عبادت، ازدواج، مطالعه کتاب مقدس و بحث به صورت گروهی، کلاس برای ...
chapel : نمازخانه ( محل کوچکی برای عبادت مسیحیان ) church : کلیسا ( محل بزرگتری برای عبادت، ازدواج، مطالعه کتاب مقدس و بحث به صورت گروهی، کلاس برای ...
chapel : نمازخانه ( محل کوچکی برای عبادت مسیحیان ) church : کلیسا ( محل بزرگتری برای عبادت، ازدواج، مطالعه کتاب مقدس و بحث به صورت گروهی، کلاس برای ...
chapel : نمازخانه ( محل کوچکی برای عبادت مسیحیان ) church : کلیسا ( محل بزرگتری برای عبادت، ازدواج، مطالعه کتاب مقدس و بحث به صورت گروهی، کلاس برای ...
chapel : نمازخانه ( محل کوچکی برای عبادت مسیحیان ) church : کلیسا ( محل بزرگتری برای عبادت، ازدواج، مطالعه کتاب مقدس و بحث به صورت گروهی، کلاس برای ...
chart: نمودار آمار و ارقام نشان، برای مقایسه آمار عناصر مختلف diagram: نمودار شکل نما بیشتر برای نمایش یک تفکر، دستگاه یا نحوه کار کردن یک سیستم به و ...
chart: نمودار آمار و ارقام نشان، برای مقایسه آمار عناصر مختلف diagram: نمودار شکل نما بیشتر برای نمایش یک تفکر، دستگاه یا نحوه کار کردن یک سیستم به و ...
chart: نمودار آمار و ارقام نشان، برای مقایسه آمار عناصر مختلف diagram: نمودار شکل نما بیشتر برای نمایش یک تفکر، دستگاه یا نحوه کار کردن یک سیستم به و ...
chart: نمودار آمار و ارقام نشان، برای مقایسه آمار عناصر مختلف diagram: نمودار شکل نما بیشتر برای نمایش یک تفکر، دستگاه یا نحوه کار کردن یک سیستم به و ...
elusive memories : خاطرات فرّار ( بسختی به یاد آورده می شوند ) elusive questions : سئوالات سخت ( پاسخشان به سختی بدست می آید ) elusive numbers : اع ...
لفظی: به خودت کمک کن معنا: از خودت پذیرایی کن، راحت باش، بفرمایید، استفاده کنید این عبارت بیشتر برای دعوت شخصی به برداشتن چیزی فیزیکی از خانه شما اس ...
edge out یک فعل اصطلاحی به معنای پیروز شدن با فاصله کم است. edge به تنهایی به معنای حاشیه، لبه یا فاصله است و با ترکیب out یک اصطلاح ایجاد می شود که ...
prequalify یعنی از قبل تصدیق و تایید کردن چیزی. 1 - پیش ( واجد ) صلاحیت کردن 2 - پیش تایید کردن پیش صلاحیت کردنِ چیزی به معنای برآورده کردن الزامات ...
روحیه افتاده روحیه ضعیف If someone tells you: you have a sagging spirit, that means your life - force seems to be missing. اگر کسی به شما بگوید که ...
نیروی زندگی نیروی حیات این به انرژی یا قدرتی اشاره دارد که اعتقاد بر این است که موجودات زنده را زنده نگه می دارد و فرآیندهای فیزیکی و ذهنی آنها را ...
prison : زندان بلند مدت jail : زندان کوتاه مدت
prison : زندان بلند مدت jail : زندان کوتاه مدت
Coast: منطقه ساحلی وسیع ( شامل صخره، ساحل شنی، سنگ، * اقیانوس، دریا و حتی دریاچه بزرگ * ) Shore: منطقه ساحلی، کرانه، حاشیه، لبه دریا و زمینِ * کوچکِ ...
Coast: منطقه ساحلی وسیع ( شامل صخره، ساحل شنی، سنگ، * اقیانوس، دریا و حتی دریاچه بزرگ * ) Shore: منطقه ساحلی، کرانه، حاشیه، لبه دریا و زمینِ * کوچکِ ...
Coast: منطقه ساحلی وسیع ( شامل صخره، ساحل شنی، سنگ، * اقیانوس، دریا و حتی دریاچه بزرگ * ) Shore: منطقه ساحلی، کرانه، حاشیه، لبه دریا و زمینِ * کوچکِ ...
Coast: منطقه ساحلی وسیع ( شامل صخره، ساحل شنی، سنگ، * اقیانوس، دریا و حتی دریاچه بزرگ * ) Shore: منطقه ساحلی، کرانه، حاشیه، لبه دریا و زمینِ * کوچکِ ...
آقا امیر این معنا "لعنت بر شیطون" اشتباه است. معنا درست برای fuck me running "باورم نمیشه" می باشد. این عبارت یک ضرب المثل یا اصطلاح مبتذل و بسیار غ ...
رزیتا خانم یه اشتباه فاحش داشتن و اینکه این کلمه صفت نیست بلکه اسم ( و قید ) است. ( 1 ) ✘ صفت ( غلط ) ✔اسم ( درست ) - ( شغل و مقام ) : بالاترین در ...
home, sweet home خونه، خونه شیرین و راحت خودم. east or west home is best هیچ جا خونه خود آدم نمیشه
کِش رفتن پول، کِش رفتن از کسی، چیزی را کِش رفتن یا دزدیدن Grift someone - to cheat someone out of money. Grift money - to obtain money dishonestly. ...
Understand: فهمیدن، واژه عمومی درک کردن مطلب Realize:فهمیدن ناگهانی، مثل لامپی که ناگهان در ذهن شما روشن می شود. Figure out: فهمیدنی که به حل معما ی ...
Understand: فهمیدن، واژه عمومی درک کردن مطلب Realize:فهمیدن ناگهانی، مثل لامپی که ناگهان در ذهن شما روشن می شود. Figure out: فهمیدنی که به حل معما ی ...
Understand: فهمیدن، واژه عمومی درک کردن مطلب Realize:فهمیدن ناگهانی، مثل لامپی که ناگهان در ذهن شما روشن می شود. Figure out: فهمیدنی که به حل معما ی ...
Understand: فهمیدن، واژه عمومی درک کردن مطلب Realize:فهمیدن ناگهانی، مثل لامپی که ناگهان در ذهن شما روشن می شود. Figure out: فهمیدنی که به حل معما ی ...
Understand: فهمیدن، واژه عمومی درک کردن مطلب Realize:فهمیدن ناگهانی، مثل لامپی که ناگهان در ذهن شما روشن می شود. Figure out: فهمیدنی که به حل معما ی ...
Understand: فهمیدن، واژه عمومی درک کردن مطلب Realize:فهمیدن ناگهانی، مثل لامپی که ناگهان در ذهن شما روشن می شود. Figure out: فهمیدنی که به حل معما ی ...
تمام اطلاعات ناقصی که ما می دانیم این است که
"as far as we can tell" or "based on what we currently know. " "تا آنجا که می توانیم بگوییم" یا "بر اساس آنچه در حال حاضر می دانیم. "
آقا شایان، در"آغوش گرفتن" و "بغل کردن" هر دو یکی است و ترجمه مناسبی برای hug و cuddle نیست. hug یعنی بغل کردن یا در آغوش گرفتن cuddle یعنی "دست به ...
معانی ذکر شده دقیق نیستند، luggage یعنی هر نوع چمدان، کیف یا ساک که برای سفر استفاده می شود. این یک اصطلاح گسترده تر و عام است. شامل تمام چمدان ها به ...
معانی ذکر شده دقیق نیستند، luggage یعنی هر نوع چمدان، کیف یا ساک که برای سفر استفاده می شود. این یک اصطلاح گسترده تر و عام است. شامل تمام چمدان ها به ...
Departure lounge یعنی سالن مفارقت، سالن جدایی، یا سالن عزیمت. در فرودگاه یک سالن برای انتظار و خرید است که عملا یک مرحله قبل از پرواز و یک مرحله بعد ...
Board به معنای تابلو و Departure به معنای عزیمنت یا مفارقت است. در نتیجه departure board می شود: تابلو [نمایش زمان] مفارقت. تابلو مفارقت تابلو عزی ...
Senior یعنی ارشد، بزرگ، قدیمی Senior partner یعنی شریک تجاری بزرگتر، که قدرت و نفوذ بیشتری در تصمیم گیری آینده شرکت داره شریک ارشد، شریک بزرگ، شریک ...
Faint یعنی ضعف یا بیهوشی و بیهوش شدن اما وقتی صفت باشد یعنی ضعیف یا کم رنگ. Faintest Idea یعنی ضعیف ترین دلیل، کم ترین دلیل، کمرنگ ترین دلیل [I ha ...
Faint یعنی ضعف یا بیهوشی و بیهوش شدن اما وقتی صفت باشد یعنی ضعیف یا کم رنگ. Faintest یعنی ضعیف ترین یا کمرنگ ترین [I haven't the faintest [idea ...
هیچ کدام از ترجمه ها دقیق نبود. Faint یعنی ضعف یا بیهوشی و بیهوش شدن اما وقتی صفت باشد یعنی ضعیف یا کم رنگ. [I haven't the faintest [idea ۱ - من ...
Faint یعنی ضعف یا بیهوشی و بیهوش شدن اما وقتی صفت باشد یعنی ضعیف یا کم رنگ. [I haven't the faintest [idea ۱ - من ضعیف ترین دلیل این را ندارم که. . ...
یک اصطلاح توهین آمیز و بسیار نامودبانه به معنای آسیب زدن به اموال کسی، خیانت کردن یا کثیف شدن چیزی. ۱ - ریدن به هیکل کسی ۲ - ریده شدن به چیزی ( متع ...
شخص کلیدی شخصیت کلیدی کسی که در تاریخ نقش مهمی ایفا کرده
Legumes یعنی گیاهانی که دانه حبوبات را پرورش می دهند. یا غلاف نخود یا لوبیا، بدون دانه داخل آن، چون میوه گیاه نیست. Pulses: یعنی حبوبات یا دانه های ...
Legumes یعنی گیاهانی که دانه حبوبات را پرورش می دهند. یا غلاف نخود یا لوبیا، بدون دانه داخل آن، چون میوه گیاه نیست. Pulses: یعنی حبوبات یا دانه های ...
Legumes یعنی گیاهانی که دانه حبوبات را پرورش می دهند. یا غلاف نخود یا لوبیا، بدون دانه داخل آن، چون میوه گیاه نیست. Pulses: یعنی حبوبات یا دانه های ...
Legumes یعنی گیاهانی که دانه حبوبات را پرورش می دهند. یا غلاف نخود یا لوبیا، بدون دانه داخل آن، چون میوه گیاه نیست. Pulses: یعنی حبوبات یا دانه های ...
کتری رو گازی، کتری ای که روی گاز حرارت می بیند و آب را می جوشاند.
کتری گازی، کتری ای که رو اجاق گاز حرارت می بیند تا آب را بجوشاند
بعنوان ارجاعی از دما یعنی نه گرم نه سرد یعنی معتدل، ملایم و مناسب خیلی خیلی گرم، جوشیدن: Boiling خیلی گرم، داغ: Hot گرم: Warm نه گرم نه سرد ( خنک c ...
بعنوان ارجاعی از دما یعنی سرد در حد سرد شدن اعضای بدن یا اشیاء اما نه خیلی سرد خیلی خیلی گرم، جوشیدن: Boiling خیلی گرم، داغ: Hot گرم: Warm نه گرم نه ...
بعنوان ارجاعی از دما یعنی گرم اما نه خیلی گرم خیلی خیلی گرم، جوشیدن: Boiling خیلی گرم، داغ: Hot گرم: Warm نه گرم نه سرد ( خنک cold ) ( ملایم mild ) ...
بعنوان ارجاعی از دما یعنی خیلی گرم در حد داغ شدن اعضای بدن یا اشیاء خیلی خیلی گرم، جوشیدن: Boiling خیلی گرم، داغ: Hot گرم: Warm نه گرم نه سرد ( خنک ...
بعنوان ارجاعی از دما یعنی خیلی خیلی گرم در حد جوش آمدن و پختن خیلی خیلی گرم، جوشیدن: Boiling خیلی گرم، داغ: Hot گرم: Warm نه گرم نه سرد ( خنک cold ...
بعنوان ارجاعی از دما در آب و هوا یعنی خیلی سرد در حد یخ زدن خیلی خیلی گرم، جوشیدن: Boiling خیلی گرم، داغ: Hot گرم: Warm نه گرم نه سرد ( خنک cold ) ( ...
یعنی سرد، با cold مترادف و هم معنی است خیلی خیلی گرم، جوشیدن: Boiling خیلی گرم، داغ: Hot گرم: Warm نه گرم نه سرد ( خنک cold ) ( ملایم mild ) : Cool ...
بعنوان ارجاعی از دما دوتا معنی میده ۱ - نه خیلی گرم نه خیلی سرد: خنک ( متوسط و مناسب ) ۲ - سرد ( به معنای منفی ) مثلا تابستان سرد خیلی خیلی گرم، ج ...
nice: خوب lovely : خیلی خوب، دوست داشتنی great : عالی wonderful : بسیار عالی ، فوق العاده، شگفت انگیز excellent : بسیار بسیار عالی، خارق العاده، شگفت ...
nice: خوب lovely : خیلی خوب، دوست داشتنی great : عالی wonderful : بسیار عالی ، فوق العاده، شگفت انگیز excellent : بسیار بسیار عالی، خارق العاده، شگفت ...
nice: خوب lovely : خیلی خوب، دوست داشتنی great : عالی wonderful : بسیار عالی ، فوق العاده، شگفت انگیز excellent : بسیار بسیار عالی، خارق العاده، شگفت ...
nice: خوب lovely : خیلی خوب، دوست داشتنی great : عالی wonderful : بسیار عالی ، فوق العاده، شگفت انگیز excellent : بسیار بسیار عالی، خارق العاده، شگفت ...
nice : خوب lovely : خیلی خوب، دوست داشتنی great : عالی wonderful : بسیار عالی ، فوق العاده، شگفت انگیز excellent : بسیار بسیار عالی، خارق العاده، شگف ...
واژه pudding از کلمه فرانسوی boudin ( سوسیس ) گرفته شده اما طی گذشت زمان به دو معنا ارتقا پیدا کرد. ۱ - یک دسر شیرین که حالت خامه ای دارد و از شیر، آ ...
به ندرت دیدم کسی به معنای درست آن در پارسی اشاره کند زیرا معادل دقیق ندارد. اما بعد از مطالعات شخصی به این نتیجه رسیدم که معادل دقیق آن "رها کردن/شدن ...
کلمه "Caliber" یا "کالیبر" از کلمه عربی "qālib" یا "قالب" به معنی "شکل, " "فرم, " یا "مدل" گرفته شده است. این کلمه در دهه 1560 وارد زبان انگلیسی شد و ...
صفت و قید: ایالتی. ( مربوط به ایالات آمریکا یا ایالات کشور دیگر )
سازوارگی یا constituency در زبانشناسی به چه معناست ؟
نقل قول یا Reported Speech یک سر فصل گرامری ( دستور زبان ) است که درباره قواعد نقل قول کردن در زبان انگلیسی بحث می کند. این موضوع شامل دو حالت گفتار ...
Mind اینجا فعل است و به معنای مخالف هستی. . . یا اذیت می شوی. . . به همین دلیل ممکن است معنای سوال را متوجه نشوید و در جواب اشتباه فاحش کنید. بگذارید ...
در بریتانیا معنای نسبتا و pretty داره اما در امریکا معنای کاملا و very
مراسم وداع یا بدرقه یک فرد موقع خروج او از یک سازمان، دانشگاه، مرگ و. . . به منظور اظهار حسن نیت و آرزوی سلامتی یا. . . an occasion at which people ...
خیلی کسل کننده، کاملا کسل کننده
بسیار وحشتناک، کاملا ناخوشایند
بسیار افتضاح، بسیار وحشتناک
ماده اصلا ترجمه درستی برای این واژه نیست. طبق تعریف دیکشنری آکسفورد بهترین ترجمه "جسم" است چون باید از نظر فیزیکی وجود داشته باشد اما ماده می تواند گ ...
Is supposed to قرار است که. . . Was supposed to قرار بود که. . .