تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

slap in make up اصطلاح محاوره ای و غیر رسمی آرایش کردن است. لغات هم معنی slap in make up موارد روبرو هستند put on makeup , make up , do up

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به معنای آرایش کردن هم است. لغات هم معنی با do up : apply cosmetics , put on makeup است

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همان آرایش کردن یا make up است. برای متن رسمی است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

make up یعنی آرایش کردن صورت با لوازم معمولی و حتی گریم هنری آرایشی . کلمات هم معنی : do up , apply makeup , put on makeup, wear makeup, dab on make ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خبرنگار ترجمه بدی نیست چون Broadcast Journalism بی معنی میشه اگر بگی روزنامه نگار تلویزیون یا روزنامه نگار صدا و سیما. اساسا صدا و سیما با تصویر و صد ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در ترکی استانبولی، واژهٔ muşamba ‎ ( موشامبا ) به معنی پارچهٔ روکش شده با روغن یا موم برای ضدآب کردن بوده ( چیزی شبیه برزنت یا سفرهٔ ضد آب ) . این کل ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کارت خرید کارت هدیه برای خرید فقط

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوتش با earphone

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفاوتش با هدفون

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

headphones این میشه هدفون earphones بیشتر معنیش به هندفری نزدیک تره handsfree

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

سرواژه مخفف شده چند خوان = initialism سرواژه مخفف شده یک خوان = acronym FBI وCIA یا ASAP از نوع initialism هستند اما NATO و SAD یا AKA از نوع acronym ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

سرواژه مخفف شده چند خوان = initialism سرواژه مخفف شده یک خوان = acronym FBI وCIA یا ASAP از نوع initialism هستند اما NATO و SAD یا AKA از نوع acronym ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاغذ شفاف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کسر مستقیم از حساب بدهکار کردن مستقیم از حساب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

pop into somewhere یعنی به جایی سریع وارد شدن یا رفتن. Pop into one of our branches سریع وارد یکی از شعب ما شوید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

pop into somewhere یعنی به جایی سریع وارد شدن یا رفتن. Pop into one of our branches سریع وارد یکی از شعب ما شوید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مرخصی قضایی : کسی که زودتر از دوران حبس خود به دلیل رفتار خوب آزاد می شود مرخصی رسمی : به دلیل تعطیلات رسمی مرخصی استعلاجی: به دلیل مریضی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

peak, apex, acme, summit : قله کوه crown, crest : نوک تپه top, tip : قله یا نوک تپه این لغات گاهی اوقات به معنای بالای یک چیز یا نوک یک شیء به کار می ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

peak, apex, acme, summit : قله کوه crown, crest : نوک تپه top, tip : قله یا نوک تپه این لغات گاهی اوقات به معنای بالای یک چیز یا نوک یک شیء به کار می ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

peak, apex, acme, summit : قله کوه crown, crest : نوک تپه top, tip : قله یا نوک تپه این لغات گاهی اوقات به معنای بالای یک چیز یا نوک یک شیء به کار می ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

peak, apex, acme, summit : قله کوه crown, crest : نوک تپه top, tip : قله یا نوک تپه این لغات گاهی اوقات به معنای بالای یک چیز یا نوک یک شیء به کار می ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

peak, apex, acme, summit : قله کوه crown, crest : نوک تپه top, tip : قله یا نوک تپه این لغات گاهی اوقات به معنای بالای یک چیز یا نوک یک شیء به کار می ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

peak, apex, acme, summit : قله کوه crown, crest : نوک تپه top, tip : قله یا نوک تپه این لغات گاهی اوقات به معنای بالای یک چیز یا نوک یک شیء به کار می ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

peak, apex, acme, summit : قله کوه crown, crest : نوک تپه top, tip : قله یا نوک تپه این لغات گاهی اوقات به معنای بالای یک چیز یا نوک یک شیء به کار می ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

peak, apex, acme, summit : قله کوه crown, crest : نوک تپه top, tip : قله یا نوک تپه این لغات گاهی اوقات به معنای بالای یک چیز یا نوک یک شیء به کار می ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

chapel : نمازخانه ( محل کوچکی برای عبادت مسیحیان ) church : کلیسا ( محل بزرگتری برای عبادت، ازدواج، مطالعه کتاب مقدس و بحث به صورت گروهی، کلاس برای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

chapel : نمازخانه ( محل کوچکی برای عبادت مسیحیان ) church : کلیسا ( محل بزرگتری برای عبادت، ازدواج، مطالعه کتاب مقدس و بحث به صورت گروهی، کلاس برای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

chapel : نمازخانه ( محل کوچکی برای عبادت مسیحیان ) church : کلیسا ( محل بزرگتری برای عبادت، ازدواج، مطالعه کتاب مقدس و بحث به صورت گروهی، کلاس برای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

chapel : نمازخانه ( محل کوچکی برای عبادت مسیحیان ) church : کلیسا ( محل بزرگتری برای عبادت، ازدواج، مطالعه کتاب مقدس و بحث به صورت گروهی، کلاس برای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

chapel : نمازخانه ( محل کوچکی برای عبادت مسیحیان ) church : کلیسا ( محل بزرگتری برای عبادت، ازدواج، مطالعه کتاب مقدس و بحث به صورت گروهی، کلاس برای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

chapel : نمازخانه ( محل کوچکی برای عبادت مسیحیان ) church : کلیسا ( محل بزرگتری برای عبادت، ازدواج، مطالعه کتاب مقدس و بحث به صورت گروهی، کلاس برای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

chapel : نمازخانه ( محل کوچکی برای عبادت مسیحیان ) church : کلیسا ( محل بزرگتری برای عبادت، ازدواج، مطالعه کتاب مقدس و بحث به صورت گروهی، کلاس برای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

chapel : نمازخانه ( محل کوچکی برای عبادت مسیحیان ) church : کلیسا ( محل بزرگتری برای عبادت، ازدواج، مطالعه کتاب مقدس و بحث به صورت گروهی، کلاس برای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

chapel : نمازخانه ( محل کوچکی برای عبادت مسیحیان ) church : کلیسا ( محل بزرگتری برای عبادت، ازدواج، مطالعه کتاب مقدس و بحث به صورت گروهی، کلاس برای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

chapel : نمازخانه ( محل کوچکی برای عبادت مسیحیان ) church : کلیسا ( محل بزرگتری برای عبادت، ازدواج، مطالعه کتاب مقدس و بحث به صورت گروهی، کلاس برای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

chart: نمودار آمار و ارقام نشان، برای مقایسه آمار عناصر مختلف diagram: نمودار شکل نما بیشتر برای نمایش یک تفکر، دستگاه یا نحوه کار کردن یک سیستم به و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

chart: نمودار آمار و ارقام نشان، برای مقایسه آمار عناصر مختلف diagram: نمودار شکل نما بیشتر برای نمایش یک تفکر، دستگاه یا نحوه کار کردن یک سیستم به و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

chart: نمودار آمار و ارقام نشان، برای مقایسه آمار عناصر مختلف diagram: نمودار شکل نما بیشتر برای نمایش یک تفکر، دستگاه یا نحوه کار کردن یک سیستم به و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

chart: نمودار آمار و ارقام نشان، برای مقایسه آمار عناصر مختلف diagram: نمودار شکل نما بیشتر برای نمایش یک تفکر، دستگاه یا نحوه کار کردن یک سیستم به و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

elusive memories : خاطرات فرّار ( بسختی به یاد آورده می شوند ) elusive questions : سئوالات سخت ( پاسخشان به سختی بدست می آید ) elusive numbers : اع ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

لفظی: به خودت کمک کن معنا: از خودت پذیرایی کن، راحت باش، بفرمایید، استفاده کنید این عبارت بیشتر برای دعوت شخصی به برداشتن چیزی فیزیکی از خانه شما اس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

edge out یک فعل اصطلاحی به معنای پیروز شدن با فاصله کم است. edge به تنهایی به معنای حاشیه، لبه یا فاصله است و با ترکیب out یک اصطلاح ایجاد می شود که ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

prequalify یعنی از قبل تصدیق و تایید کردن چیزی. 1 - پیش ( واجد ) صلاحیت کردن 2 - پیش تایید کردن پیش صلاحیت کردنِ چیزی به معنای برآورده کردن الزامات ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

روحیه افتاده روحیه ضعیف If someone tells you: you have a sagging spirit, that means your life - force seems to be missing. اگر کسی به شما بگوید که ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

نیروی زندگی نیروی حیات این به انرژی یا قدرتی اشاره دارد که اعتقاد بر این است که موجودات زنده را زنده نگه می دارد و فرآیندهای فیزیکی و ذهنی آنها را ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

prison : زندان بلند مدت jail : زندان کوتاه مدت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

prison : زندان بلند مدت jail : زندان کوتاه مدت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

Coast: منطقه ساحلی وسیع ( شامل صخره، ساحل شنی، سنگ، * اقیانوس، دریا و حتی دریاچه بزرگ * ) Shore: منطقه ساحلی، کرانه، حاشیه، لبه دریا و زمینِ * کوچکِ ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

Coast: منطقه ساحلی وسیع ( شامل صخره، ساحل شنی، سنگ، * اقیانوس، دریا و حتی دریاچه بزرگ * ) Shore: منطقه ساحلی، کرانه، حاشیه، لبه دریا و زمینِ * کوچکِ ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٠

Coast: منطقه ساحلی وسیع ( شامل صخره، ساحل شنی، سنگ، * اقیانوس، دریا و حتی دریاچه بزرگ * ) Shore: منطقه ساحلی، کرانه، حاشیه، لبه دریا و زمینِ * کوچکِ ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٩

Coast: منطقه ساحلی وسیع ( شامل صخره، ساحل شنی، سنگ، * اقیانوس، دریا و حتی دریاچه بزرگ * ) Shore: منطقه ساحلی، کرانه، حاشیه، لبه دریا و زمینِ * کوچکِ ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

آقا امیر این معنا "لعنت بر شیطون" اشتباه است. معنا درست برای fuck me running "باورم نمیشه" می باشد. این عبارت یک ضرب المثل یا اصطلاح مبتذل و بسیار غ ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

رزیتا خانم یه اشتباه فاحش داشتن و اینکه این کلمه صفت نیست بلکه اسم ( و قید ) است. ( 1 ) ✘ صفت ( غلط ) ✔اسم ( درست ) - ( شغل و مقام ) : بالاترین در ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

home, sweet home خونه، خونه شیرین و راحت خودم. east or west home is best هیچ جا خونه خود آدم نمیشه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

کِش رفتن پول، کِش رفتن از کسی، چیزی را کِش رفتن یا دزدیدن Grift someone - to cheat someone out of money. Grift money - to obtain money dishonestly. ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

Understand: فهمیدن، واژه عمومی درک کردن مطلب Realize:فهمیدن ناگهانی، مثل لامپی که ناگهان در ذهن شما روشن می شود. Figure out: فهمیدنی که به حل معما ی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Understand: فهمیدن، واژه عمومی درک کردن مطلب Realize:فهمیدن ناگهانی، مثل لامپی که ناگهان در ذهن شما روشن می شود. Figure out: فهمیدنی که به حل معما ی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

Understand: فهمیدن، واژه عمومی درک کردن مطلب Realize:فهمیدن ناگهانی، مثل لامپی که ناگهان در ذهن شما روشن می شود. Figure out: فهمیدنی که به حل معما ی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٩

Understand: فهمیدن، واژه عمومی درک کردن مطلب Realize:فهمیدن ناگهانی، مثل لامپی که ناگهان در ذهن شما روشن می شود. Figure out: فهمیدنی که به حل معما ی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

Understand: فهمیدن، واژه عمومی درک کردن مطلب Realize:فهمیدن ناگهانی، مثل لامپی که ناگهان در ذهن شما روشن می شود. Figure out: فهمیدنی که به حل معما ی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

Understand: فهمیدن، واژه عمومی درک کردن مطلب Realize:فهمیدن ناگهانی، مثل لامپی که ناگهان در ذهن شما روشن می شود. Figure out: فهمیدنی که به حل معما ی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

تمام اطلاعات ناقصی که ما می دانیم این است که

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

"as far as we can tell" or "based on what we currently know. " "تا آنجا که می توانیم بگوییم" یا "بر اساس آنچه در حال حاضر می دانیم. "

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

آقا شایان، در"آغوش گرفتن" و "بغل کردن" هر دو یکی است و ترجمه مناسبی برای hug و cuddle نیست. hug یعنی بغل کردن یا در آغوش گرفتن cuddle یعنی "دست به ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

معانی ذکر شده دقیق نیستند، luggage یعنی هر نوع چمدان، کیف یا ساک که برای سفر استفاده می شود. این یک اصطلاح گسترده تر و عام است. شامل تمام چمدان ها به ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

معانی ذکر شده دقیق نیستند، luggage یعنی هر نوع چمدان، کیف یا ساک که برای سفر استفاده می شود. این یک اصطلاح گسترده تر و عام است. شامل تمام چمدان ها به ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

Departure lounge یعنی سالن مفارقت، سالن جدایی، یا سالن عزیمت. در فرودگاه یک سالن برای انتظار و خرید است که عملا یک مرحله قبل از پرواز و یک مرحله بعد ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Board به معنای تابلو و Departure به معنای عزیمنت یا مفارقت است. در نتیجه departure board می شود: تابلو [نمایش زمان] مفارقت. تابلو مفارقت تابلو عزی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Senior یعنی ارشد، بزرگ، قدیمی Senior partner یعنی شریک تجاری بزرگتر، که قدرت و نفوذ بیشتری در تصمیم گیری آینده شرکت داره شریک ارشد، شریک بزرگ، شریک ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Faint یعنی ضعف یا بیهوشی و بیهوش شدن اما وقتی صفت باشد یعنی ضعیف یا کم رنگ. Faintest Idea یعنی ضعیف ترین دلیل، کم ترین دلیل، کمرنگ ترین دلیل [I ha ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

Faint یعنی ضعف یا بیهوشی و بیهوش شدن اما وقتی صفت باشد یعنی ضعیف یا کم رنگ. Faintest یعنی ضعیف ترین یا کمرنگ ترین [I haven't the faintest [idea ...

پیشنهاد
٠

هیچ کدام از ترجمه ها دقیق نبود. Faint یعنی ضعف یا بیهوشی و بیهوش شدن اما وقتی صفت باشد یعنی ضعیف یا کم رنگ. [I haven't the faintest [idea ۱ - من ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Faint یعنی ضعف یا بیهوشی و بیهوش شدن اما وقتی صفت باشد یعنی ضعیف یا کم رنگ. [I haven't the faintest [idea ۱ - من ضعیف ترین دلیل این را ندارم که. . ...

پیشنهاد
٠

یک اصطلاح توهین آمیز و بسیار نامودبانه به معنای آسیب زدن به اموال کسی، خیانت کردن یا کثیف شدن چیزی. ۱ - ریدن به هیکل کسی ۲ - ریده شدن به چیزی ( متع ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

شخص کلیدی شخصیت کلیدی کسی که در تاریخ نقش مهمی ایفا کرده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

Legumes یعنی گیاهانی که دانه حبوبات را پرورش می دهند. یا غلاف نخود یا لوبیا، بدون دانه داخل آن، چون میوه گیاه نیست. Pulses: یعنی حبوبات یا دانه های ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

Legumes یعنی گیاهانی که دانه حبوبات را پرورش می دهند. یا غلاف نخود یا لوبیا، بدون دانه داخل آن، چون میوه گیاه نیست. Pulses: یعنی حبوبات یا دانه های ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Legumes یعنی گیاهانی که دانه حبوبات را پرورش می دهند. یا غلاف نخود یا لوبیا، بدون دانه داخل آن، چون میوه گیاه نیست. Pulses: یعنی حبوبات یا دانه های ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

Legumes یعنی گیاهانی که دانه حبوبات را پرورش می دهند. یا غلاف نخود یا لوبیا، بدون دانه داخل آن، چون میوه گیاه نیست. Pulses: یعنی حبوبات یا دانه های ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

کتری رو گازی، کتری ای که روی گاز حرارت می بیند و آب را می جوشاند.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

کتری گازی، کتری ای که رو اجاق گاز حرارت می بیند تا آب را بجوشاند

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

بعنوان ارجاعی از دما یعنی نه گرم نه سرد یعنی معتدل، ملایم و مناسب خیلی خیلی گرم، جوشیدن: Boiling خیلی گرم، داغ: Hot گرم: Warm نه گرم نه سرد ( خنک c ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

بعنوان ارجاعی از دما یعنی سرد در حد سرد شدن اعضای بدن یا اشیاء اما نه خیلی سرد خیلی خیلی گرم، جوشیدن: Boiling خیلی گرم، داغ: Hot گرم: Warm نه گرم نه ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

بعنوان ارجاعی از دما یعنی گرم اما نه خیلی گرم خیلی خیلی گرم، جوشیدن: Boiling خیلی گرم، داغ: Hot گرم: Warm نه گرم نه سرد ( خنک cold ) ( ملایم mild ) ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

بعنوان ارجاعی از دما یعنی خیلی گرم در حد داغ شدن اعضای بدن یا اشیاء خیلی خیلی گرم، جوشیدن: Boiling خیلی گرم، داغ: Hot گرم: Warm نه گرم نه سرد ( خنک ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

بعنوان ارجاعی از دما یعنی خیلی خیلی گرم در حد جوش آمدن و پختن خیلی خیلی گرم، جوشیدن: Boiling خیلی گرم، داغ: Hot گرم: Warm نه گرم نه سرد ( خنک cold ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

بعنوان ارجاعی از دما در آب و هوا یعنی خیلی سرد در حد یخ زدن خیلی خیلی گرم، جوشیدن: Boiling خیلی گرم، داغ: Hot گرم: Warm نه گرم نه سرد ( خنک cold ) ( ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

یعنی سرد، با cold مترادف و هم معنی است خیلی خیلی گرم، جوشیدن: Boiling خیلی گرم، داغ: Hot گرم: Warm نه گرم نه سرد ( خنک cold ) ( ملایم mild ) : Cool ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

بعنوان ارجاعی از دما دوتا معنی میده ۱ - نه خیلی گرم نه خیلی سرد: خنک ( متوسط و مناسب ) ۲ - سرد ( به معنای منفی ) مثلا تابستان سرد خیلی خیلی گرم، ج ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

nice: خوب lovely : خیلی خوب، دوست داشتنی great : عالی wonderful : بسیار عالی ، فوق العاده، شگفت انگیز excellent : بسیار بسیار عالی، خارق العاده، شگفت ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

nice: خوب lovely : خیلی خوب، دوست داشتنی great : عالی wonderful : بسیار عالی ، فوق العاده، شگفت انگیز excellent : بسیار بسیار عالی، خارق العاده، شگفت ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

nice: خوب lovely : خیلی خوب، دوست داشتنی great : عالی wonderful : بسیار عالی ، فوق العاده، شگفت انگیز excellent : بسیار بسیار عالی، خارق العاده، شگفت ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

nice: خوب lovely : خیلی خوب، دوست داشتنی great : عالی wonderful : بسیار عالی ، فوق العاده، شگفت انگیز excellent : بسیار بسیار عالی، خارق العاده، شگفت ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

nice : خوب lovely : خیلی خوب، دوست داشتنی great : عالی wonderful : بسیار عالی ، فوق العاده، شگفت انگیز excellent : بسیار بسیار عالی، خارق العاده، شگف ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

واژه pudding از کلمه فرانسوی boudin ( سوسیس ) گرفته شده اما طی گذشت زمان به دو معنا ارتقا پیدا کرد. ۱ - یک دسر شیرین که حالت خامه ای دارد و از شیر، آ ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣٣

به ندرت دیدم کسی به معنای درست آن در پارسی اشاره کند زیرا معادل دقیق ندارد. اما بعد از مطالعات شخصی به این نتیجه رسیدم که معادل دقیق آن "رها کردن/شدن ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

کلمه "Caliber" یا "کالیبر" از کلمه عربی "qālib" یا "قالب" به معنی "شکل, " "فرم, " یا "مدل" گرفته شده است. این کلمه در دهه 1560 وارد زبان انگلیسی شد و ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

صفت و قید: ایالتی. ( مربوط به ایالات آمریکا یا ایالات کشور دیگر )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

سازوارگی یا constituency در زبانشناسی به چه معناست ؟

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

نقل قول یا Reported Speech یک سر فصل گرامری ( دستور زبان ) است که درباره قواعد نقل قول کردن در زبان انگلیسی بحث می کند. این موضوع شامل دو حالت گفتار ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢٩

Mind اینجا فعل است و به معنای مخالف هستی. . . یا اذیت می شوی. . . به همین دلیل ممکن است معنای سوال را متوجه نشوید و در جواب اشتباه فاحش کنید. بگذارید ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٩

در بریتانیا معنای نسبتا و pretty داره اما در امریکا معنای کاملا و very

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

مراسم وداع یا بدرقه یک فرد موقع خروج او از یک سازمان، دانشگاه، مرگ و. . . به منظور اظهار حسن نیت و آرزوی سلامتی یا. . . an occasion at which people ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

خیلی کسل کننده، کاملا کسل کننده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

بسیار وحشتناک، کاملا ناخوشایند

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

بسیار افتضاح، بسیار وحشتناک

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ماده اصلا ترجمه درستی برای این واژه نیست. طبق تعریف دیکشنری آکسفورد بهترین ترجمه "جسم" است چون باید از نظر فیزیکی وجود داشته باشد اما ماده می تواند گ ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

Is supposed to قرار است که. . . Was supposed to قرار بود که. . .