با این وجود احتمالاً . . .
مثال:
For all we know, he might've been dreaming of this day since he was a young boy!
با این وجود احتمالاً او از زمانی که پسر بچه بوده، رویایش را در سر داشته.
مثال:
با این وجود احتمالاً او از زمانی که پسر بچه بوده، رویایش را در سر داشته.
تا جایی که از اطلاعات محدود ما برمی آید.
تمام اطلاعات ناقصی که ما می دانیم این است که
"تا آنجا که می توانیم بگوییم" یا "بر اساس آنچه در حال حاضر می دانیم. "
تنها چیزی که ما می دونیم
چه بسا
طبق اطلاعات محدود و ناقص ما
تا جایی که ما ( من، . . . ) می دانم/ با این وجود. . .