پاسخ‌های محمد فروزانی (٢,٢٨٧)

بازدید
٥,٧٣٠
٣ رأی
تیک ٤ پاسخ
٣٦٣ بازدید

از قدیم الایام به انگلیسی چی میشه؟ سلام ممنون میشم راهنماییم کنید اگر بخوام بگم از قدیم الایام مردم نوروز را جشن میگرفتند چطوری میتونم بگم؟ ممنونم

٥٠٨
١ سال پیش
٢ رأی

Iranians have celebrated Norooz for ages.

١ سال پیش
٠ رأی
تیک ١ پاسخ
١٨٥ بازدید

Any evaluation should include a careful history of past and present symptoms with an exam. Medical tests that look for damage already done are not a substitute for controlling exposure.  

١,٤١٧
١ سال پیش
١ رأی

هر گونه بررسی یا ارزیابیِ آسیب شناسی باید در برگیرنده‌ی تاریخچه‌ای دقیق از علائم گذشته و حال همراه با معاینه و آزمایش باشد. آزمایش‌های پزشکی که تنها به دنبال بررسی آسیب‌های اتفاق افتاده در گذشته هستند نمی‌توانند جایگزین مناسبی برای کنترل آسیب پذیری باشد. 

١ سال پیش
٢ رأی
تیک ٥ پاسخ
٤٣٤ بازدید

ضرب المثل فارسی معادل اصطلاح انگلیسی :  "Butter someone up"

١ سال پیش
١ رأی

- هندوانه زیر بغل کسی گذاشتن - بادمجان دور قاب چیدن - پاچه خواری کردن

١ سال پیش
٠ رأی
٥ پاسخ
٣١٧ بازدید

A sac spider just crawled down and went, ba ba ba. And I went, Aghh! این  نوشته،  دیالوگ گفتگو  یکی از بازیگران در talkshow است که در مورد یک خاطره سخن می گوید. اینطور پیش رفت، یا &nb ...

١ سال پیش
٢ رأی

کاوه عزیز شما خودت طرح سؤال کردی، خودت هم به زیبایی جواب دادی. متنی شسته رفته که از نظر ترجمه کاملا روان و قابل فهم است. همانطور که خود شما اشاره غیر مستقیم داشتید یکی از معانی go، عبارت زیر است:   to proceed, esp up to or beyond certain limits (Collins Dictionary) و شما به خوبی با توجه به این معنی، متن بالا را روان ترجمه کرده‌اید.

١ سال پیش
٠ رأی
٢ پاسخ
٢٧٤ بازدید

اگر از will استفاده نکنیم،‌باز هم کاربرد دارد؟

١ سال پیش
١ رأی

ممکن است در مکالمه غیر رسمی بکار رود اما در فرم نوشتاری و رسمی  از فعل آینده استفاده می‌شود:   I’m about to finish what I started. I’ll finish… I’m going to finish…

١ سال پیش
٠ رأی
تیک ٢ پاسخ
١٩٤ بازدید

Let me get in the right headspace.

١ سال پیش
٢ رأی

- بذار اول ذهنم رو جمع و جور کنم - بذار اول خودم رو پیدا کنم - بذار خودم رو آماده کنم

١ سال پیش
٠ رأی
٢ پاسخ
٢١٠ بازدید

Do not use the cord as a handle. این عبارت به چه معناست؟؟

١ سال پیش
١ رأی

اگر براتون امکانش هست چند جمله قبل و بعد از این جمله را تایپ کنید. کلمه cord چندین معنی دارد (از بند ناف گرفته تا طناب، سیم، ریسمان، زه و غیره) . باید دید در چه زمینه‌ای توصیه به عدم استفاده از آن بعنوان handle (که خود چندین معنی دارد چون وسیله، دسته، دستگیره، قبضه و غیره… ) شده است. با جملات قبل و بعد از این جمله معنای خاص این دو لغت در متن معلوم گشته و ترجمه‌ی صحیح‌تری خواهیم داشت. 

١ سال پیش
٢ رأی
تیک ١ پاسخ
١٨٢ بازدید

با سلام و درود، ترجمه مطلب زیر چی میشه: Even the most foolish ones have a staggering genius for self-deception, let alone the so-called intellectuals

٢٠,٢٩٠
١ سال پیش
٤ رأی

…. چه رسد به این به   «اصطلاح روشنفکران»  «مثلاً روشنفکران» «معروف به روشنفکران» حتی احمق ترین ها هم نبوغ خیره کننده ای در خودفریبی دارند، این به  اصطلاح روشنفکران که دیگر جای خود دارند

١ سال پیش
٠ رأی
١ پاسخ
٢٠٩ بازدید

معنی socialization چی میشه ؟؟

٤٥٦
١ سال پیش
٠ رأی

-عمل اجتماعی شدن/کردن - تعامل اجتماعی - عمل معاشرت کردن

١ سال پیش
٠ رأی
٣ پاسخ
٢٠٠ بازدید

جمله :«به امید دیدار » به زبان عامیانه در انگلیسی چی میشه ؟؟

٤٥٦
١ سال پیش
١ رأی

- So long - see you soon - (informal) later - until next time - talk to you later - don’t be a stranger - catch you later  

١ سال پیش
١ رأی
تیک ١ پاسخ
١٩٨ بازدید

سلام  معادل فارسی اصطلاح   " Victimisation"  چی میشه ؟

١ سال پیش
٢ رأی

- قربانی شدن/کردن - قربانی سازی

١ سال پیش
٠ رأی
٢ پاسخ
١٤٦ بازدید

 معادل انگلیسی محاوره ای  برای  "hold your tongue"

١ سال پیش
٠ رأی

- حرفی نزن - ساکت باش/بمان - مُهر به زبانت بزن - خاموش باش - دهنت رو ببند

١ سال پیش
٠ رأی
تیک ١ پاسخ
١٣٣ بازدید

hash mony  در بازار های مالی به چه معناست ؟

١ سال پیش
٢ رأی

اگر منظورتون hush money باشد، عبارات زیر پیشنهاد می‌شود - حق سکوت  - باج سبیل

١ سال پیش
٠ رأی
٤ پاسخ
٢٢٥ بازدید

تیکه کلام فارسی معادل  "that s nonsense"

١ سال پیش
١ رأی

مزخرفه؛ چرته؛ حرف مفته؛ یاوه است؛ بی‌معنیه

١ سال پیش
٠ رأی
٢ پاسخ
٢٠٣ بازدید

واضح است که واژه «کارشناس» درباره شخصی به کار می‌رود که کار تخصصی خود را می‌شناسد و آن را به درستی انجام می‌دهد. واژه «کارنشناس» درباره شخصی به کار می‌رود که جایگاه سازمانی یا تخصصی را اِشغال کرده است که تخصصی در آن زمینه ندارد، اما توانسته است با روش‌هایی در آن منصب شغلی قرار بگیرد.

١ رأی

- amateur  - nonprofessional  -  incompetent  - unqualified  - non-specialist 

١ سال پیش
١ رأی
٤ پاسخ
٣٣١ بازدید

معادل رسمی  "shut the f*uck up"

٣,٥٠٩
١ سال پیش
٠ رأی

این عبارت بیانی تند و صریح برای ساکت کردن یک نفر  است. افراد ممکن است به دلایل مختلفی از این عبارت استفاده کنند و انتخاب چنین زبان بی‌ملاحظه‌ای اغلب منعکس کننده احساسات شدید یا ناامیدی در لحظه است. معادل فارسی آن بستگی به موقعیت و نوع روابط، پیشنهادهای زیر است: -  ببند گاله رو - زیپ دهنت رو بکش - در خلا رو ببند - خفه شو - زِرِ زیادی نزن

١ سال پیش
٢ رأی
٣ پاسخ
١,١٥٢ بازدید

وقتی مثلا سوال میشه چرا فلان کار رو انجام ندادی توی گذشته  چطوری می تونیم بگیم شرایط برام مهیا نشد. یه جوابی که هم مودبانه باشه هم جزئیات نداشته باشه 

١ سال پیش
١ رأی

I couldn’t make it.

١ سال پیش
٣ رأی
٢ پاسخ
٢٣٤ بازدید

فرش ماشینی به انگلیسی چی میشه ؟

١ سال پیش
١ رأی

- machine-knotted rugs - machine-made rugs - machine-woven carpet - machine-produced rug فرش دست باف هم عبارت زیر است: Hand-knotted carpet/rug

١ سال پیش
٣ رأی
٥ پاسخ
١,٨٩١ بازدید

حواستو جمع کن به انگلیسی؟

١,٧٣٧
١ سال پیش
٢ رأی

در موقعیت‌های مختلف عبارات متفاوتی بکار می‌رود.  - watch out - look out - be careful - heed one’s behavior - to be on the watch - pay heed to - be cautious of - be heedful  - be focused - on one’s toes - to be wary of - be alert …..

١ سال پیش
٢ رأی
٧ پاسخ
٤٠٠ بازدید

when someone says that they love me but i know they love being loved by me but not loving me as an individual person ترجمه ترنسلیت واقعا معنی نمیداد ممکنه اگر کسی از معنی تخصصی مطمئن هست  جواب بده متشکر

٢٠
١ سال پیش
رأی

وقتی کسی به من ابراز عشق می‌کند، مطمئنم که مرا بعنوان یک فرد مستقل دوست ندارد بلکه او با بیان کردن عشقش نسبت به من، تنها بدنبال این است که عاشقش شوم. 

١ سال پیش
٢ رأی
٤ پاسخ
٥٧٣ بازدید

معنای کلمه dash در این مورد برایم سوال برانگیز است و شک دارم یک قاشق نمک معادل دقیق آن باشد چون کلمه dash به قاشق ربطی ندارد. Add a dash of pepper and salt  to your dish

١ سال پیش
٢ رأی

یکی از معانی کلمه dash مقدار کمی از چیزی است: A small quantity of anything thrown into or mixed with something else: a dash of salt. (Dictionary.com) بنابرین ترجمه جمله مورد پرسش این است: کمی نمک و فلفل به غذات اضافه کن.

١ سال پیش
٢ رأی
تیک ٢ پاسخ
٢٠٢ بازدید

با سلام و احترام معنی این به نظرتون چیه؟ Concept Attainment Model این مفهوم از سوی جروم بونر  مظرح شده من ترجمه کردم مدل دستیابی مفهوم ولی به نظرم معنای دقیقی نیست 

١ رأی

این مدل یکی از مدل‌های فرایند اطلاعات است و این عبارت مربوط به فرایند تعریف مفاهیم است. فرایندِ مورد بحث بر این اساس است که ما فقط با تعیین صفات و خصوصیاتی که برای معنای یک مفهوم ضروری هستند و نادیده ...

١ سال پیش
٢ رأی
١ پاسخ
١٩٧ بازدید

تلفظ صوتی اسم ارین مورگنشترن 

١ سال پیش
٠ رأی

eh·ruhn mor·gin·strn /mɔɹɡɪnstɹ̩n/ و تلفظ آلمانی آن مورگنشتَن هست👇 https://www.google.com/gasearch?q=Erin%20Morgenstern%20pronunciation&source=sh/x/gs/m2/5#fpstate=ive&vld=cid:d9525ba5,vid:9dLJ1FcxA5E,st:0

١ سال پیش
٢ رأی
٣ پاسخ
١٩٨ بازدید
٠ رأی

بعضی مواقع مجبوری کاری که دلت نمیخواد رو انجام بدی.

١ سال پیش
٢ رأی
١ پاسخ
٢١٧ بازدید

سلام  ترجمه این کالوکیشن رو کسی میدونه؟  favourable impression

١ سال پیش
١ رأی

making people have a good opinion of somebody/something. - وادار کردن دیگران به اینکه نسبت به کسی یا چیزی نظر خوبی داشته باشند؛  - تحت تأثیر مثبت قرار دادن - جلب نظر مساعد دیگران را کردن - توجه دیگران را به خود یا فرد دیگر  جلب کردن - به چشم آوردن

١ سال پیش
٣ رأی
تیک ١ پاسخ
٢٤٦ بازدید

With nothing left to give, the king could only think of one thing to help protect his people.

١ سال پیش
١ رأی

دلیل خاصی ندارد. یکی از ساختارهای معمول انگلیسی شروع جمله با prepositional phrase (عبارت حرف اضافه‌ای) است. این عبارت از یک حرف اضافه و یک noun phrase (عبارت اسمی) تشکیل شده است. عبارت اسمی می‌تواند ت ...

١ سال پیش
٢ رأی
تیک ١ پاسخ
١٢١ بازدید

Polishing stick was written publishing stick by mistake.

١ سال پیش
١ رأی

میله‌های صیقل یا جلا  برای درخشان کردن سطوح کوچک سنگ مرمر و گرانیت و همچنین مجسمه ها، قطعات تزئینی و غیره بکار می‌رود. البته در این جمله یک طنز هم وجود دارد. نویسنده می‌گوید یک اشتباهی صورت گرفته و آنهم این است که بجای کلمه polish به اشتباه از کلمه publish به معنای انتشار استفاده شده است.

١ سال پیش
٢ رأی
تیک ٢ پاسخ
٢٦٣ بازدید

هموستیز   که اصطلاح پزشکیه چه ربطی داره  A strong character is beyond homeostasis. It towers over the mediocrity and searches for avenues not explored yet.

٢,١٢٦
١ سال پیش
٤ رأی

این جمله از مطلبی است که نوشته‌ی Sumeet Sarkar است. عنوان این مطلب Hardest choices require strongest will است.  نویسنده در این نوشتار تلاش می‌کند تا به شکل گیری یک شخصیت قوی بپردازد. به اعتقاد و ...

١ سال پیش
٢ رأی
٤ پاسخ
٢٥٤ بازدید

معنی این اصطلاح یادگیری  مادام العمر. هست میخاستم معنی کلی اش رو بدونم. ممنون

١ سال پیش
٠ رأی

 اصطلاح غیر فنی «مادام العمر» معمولاً از ترجمه‌های ماشینی مثل گوگل می‌آید. اگر  منظور از یادگیری مادام‌العمر  نوعی از یادگیری باشد که انسان هرگز فراموش نمی‌کند، ترجمه مناسبی برای عبارت ...

١ سال پیش
١ رأی
تیک ٤ پاسخ
٤٤٤ بازدید

آیا میشه هنر های دستی برای مثال مجستمه سازی رو هم در انگلیسی handjob عنوان کرد؟ 

١ سال پیش
١ رأی

خیر. کلمه‌ی پیشنهادی شما vulgar و slang در نظر گرفته می‌شود: vulgar, slang an act of masturbation, esp male masturbation.   احتمالا شما بدنبال لغتی مثل handicraft بوده‌اید.

١ سال پیش
٢ رأی
تیک ٨ پاسخ
٢,٨٦٣ بازدید

I have been vague

١ سال پیش
٤ رأی

من مبهم/نامفهوم/غیر شفاف بوده‌ام.

١ سال پیش
٢ رأی
تیک ٢ پاسخ
٢٤٣ بازدید

در سریال فرنز وقتی حیوانات چندلر و جویی، رچل و مانیکا را اذیت میکنند، این جمله توسط چندلر گفته میشود. We're getting a second opinion. What kind of changes? Well, the vet seems to think that she's becoming a rooster. We're getting a second opinion.

١ سال پیش
١ رأی

In medicine, the opinion of a doctor other than the patient's current doctor. با توجه به اینکه در این متن صحبت از نظر یک دامپزشک است که سخنگو به شکل طنزگونه درباره‌اش می‌گوید که « دامپزشک فکر می‌کند که جوجه مرغ، یک خروس خواهد شد.» بنابراین جمله بعدی بر اساس همین مکالمه ترجمه می‌شود: We're getting a second opinion. ما از یک دامپزشک دیگه  هم می‌پرسیم (نظر یک دامپزشک دیگه رو هم جویا میشیم).

١ سال پیش
٣ رأی
تیک ١ پاسخ
٢٨٩ بازدید

معنی  "fighter brand strategy" چیه ؟ مثالش چیه ؟

١ سال پیش
٢ رأی

Fighting/fighter Brand strategy راهبردِ نام تجاری جنگنده (یا رقابت طلب) این اصطلاح  در بازاریابی بکار می‌رود.  یک نام تجاری جنگنده کالایش را با قیمت پایین تر عرضه می‌کند تا رقبای خاصی را ک ...

١ سال پیش
٢ رأی
١ پاسخ
٢١٠ بازدید
١ رأی

محدوده‌ی سنی بینایی میزان قدرت بینایی بر اساس سن

١ سال پیش
٣ رأی
تیک ١٣ پاسخ
١,١٦٧ بازدید

اگه بخوام به انگلیسی بگم طرف پایه یه کاریه چطوری باید بگم. ممنونم

٥٠٨
١ سال پیش
١٠ رأی

- Be game.  Example: he’s game for similar challenge.  - Be up for something. Example: We're going clubbing tonight if you're up for it. - Be in. Example: I am gonna watch a movie tonight, who’s in? Be down for something. Who is down for a movie?    - Be into something Example: He’s really into cinema.

١ سال پیش
١ رأی
تیک ٣ پاسخ
٥٦٣ بازدید

معادل فارسی اصطلاح  "dont give him ammunition"

٤,٣٩٨
١ سال پیش
١ رأی

معنی اصلی ammunition مهمات و اَدَوات است اما این کلمه در اصطلاح زیر که در سؤال شما آمده است معنی متفاوت می‌دهد:👇   Give give someone ammunition : to give  information, advice, or supplie ...

١ سال پیش
١ رأی
١ پاسخ
٢٠٣ بازدید

معادل فارسی  Running  parallel to  this approach

١ سال پیش
١ رأی

در راستای همین رویکرد

١ سال پیش
٠ رأی
تیک ٤ پاسخ
٩٣٤ بازدید

ریشه واژه Jackal  چیست؟

١١,٠٣٣
١ سال پیش
٠ رأی

c. 1600, from French chacal, earlier jackal, from Turkish çakal, from Persian shaghal, from or cognate with Sanskrit srgala-s, literally "the howler." Figurative sense of "skulking henchman" is from the old belief that jackals stirred up game for lions.     ۱.فرانسه chacal  ۲. ترکی çakal ۳. پارسی shaghal ۴.سانسکریت  srgala-s 

١ سال پیش
٠ رأی
تیک ٣ پاسخ
٢٨٧ بازدید

ریشه واژه Caravansary  چیست؟

١١,٠٣٣
١ سال پیش
٠ رأی

1590s, in reference to in North Africa or western Asia, "company of travelers, pilgrims, merchants, etc., going together for security," from French caravane , from Old French carvane , carevane "c ...

١ سال پیش
٠ رأی
تیک ٤ پاسخ
١,٢٤٧ بازدید

ریشه واژه Bazaar  چیست؟

١١,٠٣٣
١ سال پیش
٠ رأی

1580s, from Italian bazarra, ultimately from Persian bazar (Pahlavi vacar) "a market," from Old Iranian *vaha-carana "sale, traffic," from suffixed form of PIE root *wes- (1) "to buy, sell" (see venal ...

١ سال پیش