تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

"Hold in contempt" یعنی"متهم به بی احترامی به دادگاه کردن" ، "نادیده گرفتنِ دستورِ قضایی محسوب کردن"، "به جرم بی احترامی یا سرپیچی از دستور دادگاه، م ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"contempt of court" یعنی بی احترامی به دادگاه یا نادیده گرفتنِ دستورِ قاضی. "Or find themselves in contempt" یعنی "یا با اتهامِ توهین به دادگاه / عد ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک عنوان افتخاری و بسیار رسمی در انگلستان و کشورهای مشترک المنافع است که به مقامات عالی رتبه داده میشود. این عنوان معمولاً برای:وزرای کابینه ، نخست و ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چشمهای پر از اعتماد/نگاهِ معصوم و بااعتماد/چشمانی که نشان از اعتماد بی چون وچرا دارد به چشمانی گفته میشود که نشان می دهند فرد، دیگران را بدون شک و تر ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

لبخندِ برنده / لبخندِ جذاب و گیرا/ لبخندی که دل میبرد/لبخندِ کاریزماتیک لبخندی که آنقدر گرم، صمیمی و جذاب است که دل هر کسی را میبرد و معمولاً در موقع ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گاه به گاه یعنی یک رابطه یا وضعیت که گاهی وجود داشته، گاهی قطع شده، و دوباره شروع شده ( مثل یک رابطه ی عاطفی، قرار ملاقات، یا حتی یک عادت ) .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واقعی نیست/شوخی است / جدی نیست ( با لحن غیررسمی ) این جمله معمولاً زمانی به کار میرود که کسی میخواهد بگوید یک موقعیت، خبر، یا رفتاری دروغ، شوخی، یا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اولتیماتوم دادن / مهلت نهایی تعیین کردن/تکلیفِ نهایی را مشخص کردن/آخرین فرصت را دادن یعنی به کسی بگویید که یا کاری را انجام دهد، یا عواقب بدی در انت ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Quite enough" یعنی "کاملاً کافی است / دیگر بس است". این عبارت زمانی به کار میرود که چیزی به حدی رسیده که دیگر نیازی به ادامه یا اضافه کردن نیست؛ معم ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همین قدر کافی است/بس است دیگر/دیگر بس است/همین قدرش کافیه، تمومش کن این جمله معمولاً زمانی به کار میرود که کسی میخواهد رفتار، حرف، یا شوخیِ طرف مقابل ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Goddamn" یه دشنامِ غیررسمی برای تأکید شدید روی یه چیزه؛ یعنی "واقعاً"، "به شدت"، یا "لعنتی". میشه برای عصبانیت ( مثل: Goddamn it! لعنت! ) ، تحسین ( ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

Disease - ridden = آکنده از بیماری / آلوده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Degenerates = افرادپست/ منحط / تباه شده / سقوط کرده ( از نظر اخلاقی یا جسمی ) مثال: The dictator referred to the protestors as disease - ridden dege ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آلوده به بیماری / سرشار از میکروب و بیماری/پر از بیماری این عبارت معمولاً برای توصیف مکانها، حیوانات، یا شرایطی به کار میرود که به شدت درگیر بیماری ی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سوگیری/جانبداری/ جهت گیری ذهنی Credibility and bias = "ارزشِ باورپذیری و جهت گیریِ پنهان یا آشکار" ( که با هم میزانِ اتکاپذیریِ یک منبع را مشخص میکنن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اعتبار /قابل باور بودن /قابلیت اعتماد Credibility and bias = "ارزشِ باورپذیری و جهت گیریِ پنهان یا آشکار" ( که با هم میزانِ اتکاپذیریِ یک منبع را م ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تأییدکردن/ حفظ کردن / پایبند ماندن/روی حرف ماندن این جمله در دو بافت اصلی معنی میدهد: در دادگاه ( رسمی ) : وقتی قاضی میگوید "sustain" یعنی اعتراض را ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اعتبار و سوگیری/قابل باور بودن و جانبداری/قابلیت اعتماد و جهت گیری ذهنی یعنی یک منبع چقدر قابل اعتماد است و چقدر یکطرفه یا جانبداری دارد؟. این دو وا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چیزهای شبیهِ صبحانه / خوراکیهای صبحانه ای /چیزهایی که به درد صبحانه میخورند ( با لحنی خودمانی و غیردقیق ) این عبارت غیررسمی برای اشاره به غذاهایی ب ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یعنی/ به عبارت دیگر / به زبان ساده تر ( برای توضیح یا استثنا ) از "that is" برای روشن کردن، اصلاح کردن، یا توضیح دوباره ی جمله ی قبلی استفاده میشود ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باغبانی کردن / به باغچه رسیدگی کردن/کارهای باغبانی / رسیدگی به گلها و گیاهان یعنی فعالیتهایی مثل کاشتن گلها، هرس کردن درختچه ها، وجین علفهای هرز، آب ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لباس دوختن / تولید کردن لباس یعنی از پارچه، نخ، و مواد اولیه، لباسهای جدید تولید کنید؛ چه در خانه با چرخ خیاطی، چه در کارخانه به صورت انبوه. در یک ک ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

من میگویم که . . .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به نظر من

پیشنهاد
٠

وقتِ انتقام / وقتِ پس دادن / وقتِ جبران/وقتِ حساب پس دادن رسیده/زمانِ جبران / انتقام فرا رسیده نکته:این عبارت معمولاً در دو معنی به کار میرود: انتقام ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دیگر وقتش شده دیر شده، باید هرچه زودتر کاری کرد وقتش شده / دیگر وقتش رسیده که. . . نکته: این عبارت برای تأکید بر این استفاده میشود که کاری باید هرچه ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اعتبارِ چیزی را به خود گرفتن/خود را مسئولِ موفقیتِ چیزی دانستن/موفقیتِ کاری را به خود نسبت دادن/ژستِ مسئولیتِ موفقیت را گرفتن یعنی شما به جای اینکه ب ...

پیشنهاد
٠

خود را دلیل موفقیتِ کسی دانستن /اعتبارِ کارهای کسی را از آن خود دانستن/موفقیتِ کسی رو به خود نسبت دادن/خود را دلیلِ پیشرفتِ کسی دانستن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Production = اجرا / نمایش / اثر هنری ( مثل تئاتر مدرسه، فیلم کوتاه، یا هر کار هنری )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بچّه ی کوچولو / کودکِ خردسال ( با لحنی صمیمی و محبت آمیز ) "Wee" در انگلیسی اسکاتلندی و غیررسمی به معنی "کوچک / ریز" است. "One" در اینجا به یک شخص ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

wee one: a younger child, that has not quite completely developed but has mature.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به انگیزه ( یا قصد و نیت ) مربوط میشود/به دنبال انگیزه است این عبارت معمولاً در بحثهای حقوقی، جنایی، یا تحلیل رفتار به کار میرود و به این معناست که ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1. مدرک / ادله ( در دادگاه ) :سند، شیء یا مدرکی که در دادگاه ارائه میشود . The prosecutor entered the knife as Exhibit A ( دادستان چاقو را به عنوان ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کشف ادله/بررسی ادله مثال: We had plenty of time for discovery here یعنی ما اینجا زمان زیادی برای ( مرحله ی ) کشف ادله / فرآیند کشف داشتیم. ما اینجا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مدرک / سندِ دفاعیه/ادله ی طرف دفاع در دادگاه، هر کدام از طرفین ( شاکی یا متهم ) مدارکی را به عنوان ادله ارائه میدهند. به مدرکی که وکیل مدافع ( متهم ) ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از قبل علامت گذاری / برچسب گذاری / شماره گذاری کردن /از پیش نشانه گذاری کردن/برچسب زدن قبل از استفاده نکته: این کار معمولاً برای آماده سازی مدارک، کا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یادداشت رد و بدل کردن / پیغامِ کتبی فرستادن ( معمولاً پنهانی و زیرمیزی ) . این عبارت بیشتر در محیط مدرسه یا جلسات رسمی به کار میرود، وقتی کسی بیصدا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Sometime, at an indefinite time.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک زمانی / در مقطعی / بالاخره/بالاخره یک روز یا در یک برهه ی زمانی ( نامعلوم ) این عبارت برای اشاره به زمانی نامشخص در گذشته یا آینده به کار میرود، ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هر چی از این حرفها همه چی / تمامِ امکانات / هرچی که انتظار میره/با همه ی مخلفات /تکمیل و بدون نقص این عبارت وقتی به کار میرود که میخواهید بگویید یک ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

everything that you might want or expect to find in a particular situation.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دعوایِ حسابی کردن / مشاجره ی شدید داشتن/یه جشنِ پرخرج و افراطی گرفتن نکته:این عبارت دو معنی اصلی دارد: دعوا یا مشاجره ی لفظی شدید ( معمولاً در روابط ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انگار یک قرن گذشته/حسِ یک ابدیت را داشتن/انگار هیچوقت تمام نمیشود/زمان خیلی کش آمده وقتی میگویید زمان خیلی کند میگذرد یا منتظر چیزی هستید که دیر اتف ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گذشتن و سپری شدن ( مثلا درباره زمان و دقیقه ها )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

very hot

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تحت تأثیر قرار گرفتن / از ته دل منقلب شدن/از ته دل تحت تأثیر قرار گرفتن ( نه از روی ناراحتی، بلکه از روی محبت ) وقتی کاری یا حرفی آنقدر مهربانانه، ...

پیشنهاد
٠

اشک در چشم حلقه زدن گریه ی بغض آلود ( اشک هنوز نریخته، اما نزدیک است ) اشک در چشم ها جمع شدن / حلقه زدن وقتی کسی شدیداً تحت تأثیر احساساتی مثل غم، خ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غذای پرچرب و سنگین

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به چیزی عادت کردن / ذائقه ی چیزی را پیدا کردن/کم کم به چیزی علاقه مند شدن/با تکرار، چیزی برایتان خوشایند شدن یعنی در ابتدا چیزی را دوست نداشتید، اما ...