تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بدی بلا مصیبت

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بلاها بدیها مصیبت ها

پیشنهاد
٠

یعنی "چوب را دریغ کن، بچه را خراب کن" یا "اگه تنبیه نکنی، بچه لوس و بی مقدار میشه. " یعنی "برای تربیتِ درست، گاهی تنبیه لازم است" ( یک نگاه سنتی و بح ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بدترین یا حساسترین بودن، بسته به موقعیت: درد یا مصدومیت : اون که بیشترین درد رو داره ناراحتی یا دلخوری : اون که از همه بیشتر ناراحته بی ادبی یا زشتی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Gator " مخفف "alligator" ( تمساح ) است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Gators" مخفف "alligators" ( تمساح ) است و معمولاً به تیمهای ورزشی دانشگاه فلوریدا ( Florida Gators ) اشاره دارد. مثال : You go, gators! Win this ga ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این جمله معمولاً در مسابقات ورزشی یا فضای دانشگاهی برای تشویق تیم فلوریدا گیتورز استفاده میشود. اگر خارج از این فضا باشد، میتواند یک تشویق طنزآمیز یا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"You go" یک عبارت تشویقی است، مثل "برو که!" یا "آفرین!"

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"One of them nights" = یکی از اون شبهای خاص ( میتونه شبِ غم، خوشی، مستی، فکر، یا خاطره باشد ) . مثال: I feel one of them nights coming on — let's ju ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Coming on" = داره شروع میشه / داره میرسه. مثال: I feel one of them nights coming on — let's just drive and listen to music. حس میکنم امشب یکی از ا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حرفِ کاری / گپِ تخصصیِ شغلی؛ یعنی وقتی اهل یک حرفه یا صنف، خارج از محیط کار هم درباره ی کارشان صحبت میکنند/حرفِ تخصصیِ محل کار که حتی بیرون از محیط ک ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Have yourself a drink" = یه نوشیدنی بریز / یه نوشیدنی برای خودت بگیر/ به زبان خودمانی تر: "برو یه چیزی بنوش"/خودت را به یک نوشیدنی مهمان کن ( با لحن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Reasonable doubt" = شکِ معقول ( اصطلاح حقوقی؛ یعنی اگر شکِ منطقی وجود داشته باشد که متهم ممکن است بی گناه باشد، باید تبرئه شود ) . مثال: The eviden ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Squeeze through the door" = به سختی رد شدن از یک فضا یا شرایط ( یعنی از حداقلِ ممکن استفاده کردن ) . مثال : The evidence is weak, but can we squeez ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Ceremonial bullshit" = تشریفاتِ بی ارزش، حرف های تشریفاتیِ توخالی، یا کارهایِ فرمالیته ای که هیچ فایده ی عملی ندارند. مثال: I suggest we front - lo ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Front - load" = اولِ کار انجام دادن / جلو انداختن ( همون "چپون" در فارسی محاوره ) . مثال: I suggest we front - load the ceremonial bullshit, then g ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آدمِ درست / مناسب، یعنی کسی که بهترین انتخاب برای یک کار، موقعیت، یا نقش خاص است/کسی که بهترین گزینه است یا انتخابِ درست مثال : He was the right man ...

پیشنهاد
٠

"the right man" یعنی آدمِ درست / مناسب، یعنی کسی که بهترین انتخاب برای یک کار، موقعیت، یا نقش خاص است/کسی که بهترین گزینه است یا انتخابِ درست مثال : ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"My time" یعنی هر چیزی که به زمانِ من ربط داشته باشه، ولی بسته به موقعیت فرق میکنه: زمانِ شخصیم ( وقتی برای خودم وقت میذارم ) دوره ای که یه جایی بود ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Ranting = شکایتِ عصبانی و طولانی ( مثل آدمی که از صفِ بانک ناله میکنه ) Raving = هیاهو یا تعریفِ اغراق آمیز ( مثل کسی که فیلم رو فوق العاده میدونه، ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Ranting = شکایتِ عصبانی و طولانی ( مثل آدمی که از صفِ بانک ناله میکنه ) Raving = هیاهو یا تعریفِ اغراق آمیز ( مثل کسی که فیلم رو فوق العاده میدونه، ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

هیاهو و داد و قال کردن / غرولند و فریاد زدن ؛ یعنی کسی از شدت عصبانیت یا هیجان، دیگر کنترلِ رفتار و کلامش را از دست داده و دارد با صدای بلند، ناهماهن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بده بستان / مصالحه / گرفتن و دادن؛ یعنی در یک رابطه، مذاکره، یا تعامل، هر دو طرف چیزی بدهند و چیزی بگیرند تا به توافق برسند. یعنی "هم بدهم، هم بگیرم" ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آدمِ درست / مناسب، یعنی کسی که بهترین انتخاب برای یک کار، موقعیت، یا نقش خاص است/کسی که بهترین گزینه است یا انتخابِ درست مثال : He was the right man ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Backed" یعنی حمایت کردن، پشتیبانی کردن، یا پشت کسی ایستادن ( چه در سیاست، چه در کار، چه در زندگی ) . مثال : Now that he's president, I can say I ba ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"My time" یعنی هر چیزی که به زمانِ من ربط داشته باشه، ولی بسته به موقعیت فرق میکنه: زمانِ شخصیم ( وقتی برای خودم وقت میذارم ) دوره ای که یه جایی بود ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مدتِ محکومیتم را گذراندم/کارِ خودم را کردم / دوره ام را تمام کردم/سهمِ خودم را کامل دادم/به اندازه ی کافی تحمل کردم و حالا تمام شده معانی و کاربردها: ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خیلی بیشتر / خیلی طولانی تر ( از نظر زمان یا مدت ) /مدت زمانِ خیلی بیشتری ( نسبت به چیزی که انتظار میرفت یا معمول بود ) این عبارت معمولاً برای مقایس ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

"Pettiness" = کوچک اندیشی، ریزبینیِ بی مورد، یا گیر دادن به جزئیاتِ بی ارزش. مثال : He felt choked by the pettiness and lassitude of office life. ا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Lassitude" = بی حالی، خستگیِ مفرط، یا سستیِ روحی و جسمی. مثال : He felt choked by the pettiness and lassitude of office life. از کوچک اندیشی و بی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Choked" = خفه شدن / گرفتار شدن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Lowly" = فروتن / معمولی / حقیر ( برای نشان دادن اینکه این فرد، جایگاهِ خیلی بالایی در سلسله مراتب ندارد، یا اینکه گوینده با تحقیر به او نگاه میکند ) ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Majority whip" یعنی ناظم / هماهنگ کنندهٔ حزبِ اکثریت در مجلس ( معمولاً مجلس نمایندگان یا سنا ) . وظیفه اش چیه؟اطمینان از حضورِ اعضای حزبِ خودش در ج ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Zen look" یعنی حالتی از آرامش عمیق، تمرکز، بی احساسیِ متعالی، یا پذیرشِ کاملِ لحظه. "He got this zen look on his face" یعنی "یه حالتِ ذن وار روی صو ...

پیشنهاد
٠

تهِ ذهنت / گوشه ی ذهنت / ناخودآگاهت معنی دقیقتر: این عبارت به افکاری اشاره دارد که کاملاً در سطح آگاهی نیستند، اما همیشه یک جایی در ذهن وجود دارند؛ م ...

پیشنهاد
٠

"in the back of someone's mind " یعنی تهِ ذهن کسی / گوشه ی ذهن / ناخودآگاه معنی دقیقتر: این عبارت به افکاری اشاره دارد که کاملاً در سطح آگاهی نیستند، ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روبرو شدنِ مستقیم و شجاعانه با چیزی، بدون فرار، تردید، یا دور زدن/جلو رفتن و مستقیم روبرو شدن ( نه فرار، نه حاشیه رفتن ) . معنی دقیقتر: یعنی به جای ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

روبرو شدنِ مستقیم و شجاعانه با چیزی، بدون فرار، تردید، یا دور زدن/جلو رفتن و مستقیم روبرو شدن ( نه فرار، نه حاشیه رفتن ) . معنی دقیقتر: یعنی به جای ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

To "face head - on" a problem, challenge, or situation means to confront it directly, boldly, and without hesitation.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Head on" یعنی رویاروییِ مستقیم، بدون تردید یا عقب نشینی. مثال : We can solve this, if we can face them head on. می تونیم این رو حل کنیم، اگر بتونی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسمیت اند وسون = یه برند معروف و قدیمی آمریکایی که از سال ۱۸۵۲ تا حالا اسلحه ( مخصوصاً تپانچه های کمری ) میسازه.

پیشنهاد
٠

تهِ ذهن کسی / گوشه ی ذهن / ناخودآگاه معنی دقیقتر: این عبارت به افکاری اشاره دارد که کاملاً در سطح آگاهی نیستند، اما همیشه یک جایی در ذهن وجود دارند؛ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

نیمی از دلیل/یکی از دلایل اصلی ( اما نه همه اش ) . معنی دقیقتر: وقتی میگویند "half the reason" یعنی این عامل، بخشی از دلیل است، نه کلِ ماجرا. معمولا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Zen look" یعنی حالتی از آرامش عمیق، تمرکز، بی احساسیِ متعالی، یا پذیرشِ کاملِ لحظه. "He got this zen look on his face" یعنی "یه حالتِ ذن وار روی صو ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Zen" یک مکتب از آیین بودیسم است که بر مراقبه، سادگی، و حضور در لحظه ی حال تأکید دارد. اما در زبان محاوره، به هر چیزی که آرام، متمرکز، بی دغدغه، یا م ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Philander = فعل است؛ یعنی بی وفایی کردن / ناقلا بازی درآوردن ( مخصوصاً در روابط عاطفی ) . Philanderer = اسم است؛ یعنی کسی که این کار رو میکنه، یعنی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

Philander = فعل است؛ یعنی بی وفایی کردن / ناقلا بازی درآوردن ( مخصوصاً در روابط عاطفی ) . Philanderer = اسم است؛ یعنی کسی که این کار رو میکنه، یعنی ...

پیشنهاد
٠

"Or find themselves in contempt" یعنی "یا با اتهامِ توهین به دادگاه / عدم رعایتِ دستورِ قضایی مواجه شوند" یا "در غیر این صورت، متهم به بی احترامی به ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متوجه شدن/به تصویرِ کلیِ ماجرا پی بردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مخبر / لو دهنده/کسی که جنایتکاران و مجرمان را به پلیس معرفی میکند معنی دقیقتر: در اصطلاحات پلیسی و جنایی، "fingerman" به کسی گفته میشود که مخفیگاه یا ...