پیشنهادهای hamideh (٦٥٢)
آدمِ درست / مناسب، یعنی کسی که بهترین انتخاب برای یک کار، موقعیت، یا نقش خاص است/کسی که بهترین گزینه است یا انتخابِ درست مثال : He was the right man ...
"Backed" یعنی حمایت کردن، پشتیبانی کردن، یا پشت کسی ایستادن ( چه در سیاست، چه در کار، چه در زندگی ) . مثال : Now that he's president, I can say I ba ...
"My time" یعنی هر چیزی که به زمانِ من ربط داشته باشه، ولی بسته به موقعیت فرق میکنه: زمانِ شخصیم ( وقتی برای خودم وقت میذارم ) دوره ای که یه جایی بود ...
مدتِ محکومیتم را گذراندم/کارِ خودم را کردم / دوره ام را تمام کردم/سهمِ خودم را کامل دادم/به اندازه ی کافی تحمل کردم و حالا تمام شده معانی و کاربردها: ...
خیلی بیشتر / خیلی طولانی تر ( از نظر زمان یا مدت ) /مدت زمانِ خیلی بیشتری ( نسبت به چیزی که انتظار میرفت یا معمول بود ) این عبارت معمولاً برای مقایس ...
"Pettiness" = کوچک اندیشی، ریزبینیِ بی مورد، یا گیر دادن به جزئیاتِ بی ارزش. مثال : He felt choked by the pettiness and lassitude of office life. ا ...
"Lassitude" = بی حالی، خستگیِ مفرط، یا سستیِ روحی و جسمی. مثال : He felt choked by the pettiness and lassitude of office life. از کوچک اندیشی و بی ...
"Choked" = خفه شدن / گرفتار شدن.
"Lowly" = فروتن / معمولی / حقیر ( برای نشان دادن اینکه این فرد، جایگاهِ خیلی بالایی در سلسله مراتب ندارد، یا اینکه گوینده با تحقیر به او نگاه میکند ) ...
"Majority whip" یعنی ناظم / هماهنگ کنندهٔ حزبِ اکثریت در مجلس ( معمولاً مجلس نمایندگان یا سنا ) . وظیفه اش چیه؟اطمینان از حضورِ اعضای حزبِ خودش در ج ...
"Zen look" یعنی حالتی از آرامش عمیق، تمرکز، بی احساسیِ متعالی، یا پذیرشِ کاملِ لحظه. "He got this zen look on his face" یعنی "یه حالتِ ذن وار روی صو ...
تهِ ذهنت / گوشه ی ذهنت / ناخودآگاهت معنی دقیقتر: این عبارت به افکاری اشاره دارد که کاملاً در سطح آگاهی نیستند، اما همیشه یک جایی در ذهن وجود دارند؛ م ...
"in the back of someone's mind " یعنی تهِ ذهن کسی / گوشه ی ذهن / ناخودآگاه معنی دقیقتر: این عبارت به افکاری اشاره دارد که کاملاً در سطح آگاهی نیستند، ...
روبرو شدنِ مستقیم و شجاعانه با چیزی، بدون فرار، تردید، یا دور زدن/جلو رفتن و مستقیم روبرو شدن ( نه فرار، نه حاشیه رفتن ) . معنی دقیقتر: یعنی به جای ...
روبرو شدنِ مستقیم و شجاعانه با چیزی، بدون فرار، تردید، یا دور زدن/جلو رفتن و مستقیم روبرو شدن ( نه فرار، نه حاشیه رفتن ) . معنی دقیقتر: یعنی به جای ...
To "face head - on" a problem, challenge, or situation means to confront it directly, boldly, and without hesitation.
"Head on" یعنی رویاروییِ مستقیم، بدون تردید یا عقب نشینی. مثال : We can solve this, if we can face them head on. می تونیم این رو حل کنیم، اگر بتونی ...
اسمیت اند وسون = یه برند معروف و قدیمی آمریکایی که از سال ۱۸۵۲ تا حالا اسلحه ( مخصوصاً تپانچه های کمری ) میسازه.
تهِ ذهن کسی / گوشه ی ذهن / ناخودآگاه معنی دقیقتر: این عبارت به افکاری اشاره دارد که کاملاً در سطح آگاهی نیستند، اما همیشه یک جایی در ذهن وجود دارند؛ ...
نیمی از دلیل/یکی از دلایل اصلی ( اما نه همه اش ) . معنی دقیقتر: وقتی میگویند "half the reason" یعنی این عامل، بخشی از دلیل است، نه کلِ ماجرا. معمولا ...
"Zen look" یعنی حالتی از آرامش عمیق، تمرکز، بی احساسیِ متعالی، یا پذیرشِ کاملِ لحظه. "He got this zen look on his face" یعنی "یه حالتِ ذن وار روی صو ...
"Zen" یک مکتب از آیین بودیسم است که بر مراقبه، سادگی، و حضور در لحظه ی حال تأکید دارد. اما در زبان محاوره، به هر چیزی که آرام، متمرکز، بی دغدغه، یا م ...
Philander = فعل است؛ یعنی بی وفایی کردن / ناقلا بازی درآوردن ( مخصوصاً در روابط عاطفی ) . Philanderer = اسم است؛ یعنی کسی که این کار رو میکنه، یعنی ...
Philander = فعل است؛ یعنی بی وفایی کردن / ناقلا بازی درآوردن ( مخصوصاً در روابط عاطفی ) . Philanderer = اسم است؛ یعنی کسی که این کار رو میکنه، یعنی ...
"Or find themselves in contempt" یعنی "یا با اتهامِ توهین به دادگاه / عدم رعایتِ دستورِ قضایی مواجه شوند" یا "در غیر این صورت، متهم به بی احترامی به ...
متوجه شدن/به تصویرِ کلیِ ماجرا پی بردن
مخبر / لو دهنده/کسی که جنایتکاران و مجرمان را به پلیس معرفی میکند معنی دقیقتر: در اصطلاحات پلیسی و جنایی، "fingerman" به کسی گفته میشود که مخفیگاه یا ...
"Hold in contempt" یعنی"متهم به بی احترامی به دادگاه کردن" ، "نادیده گرفتنِ دستورِ قضایی محسوب کردن"، "به جرم بی احترامی یا سرپیچی از دستور دادگاه، م ...
"contempt of court" یعنی بی احترامی به دادگاه یا نادیده گرفتنِ دستورِ قاضی. "Or find themselves in contempt" یعنی "یا با اتهامِ توهین به دادگاه / عد ...
یک عنوان افتخاری و بسیار رسمی در انگلستان و کشورهای مشترک المنافع است که به مقامات عالی رتبه داده میشود. این عنوان معمولاً برای:وزرای کابینه ، نخست و ...
چشمهای پر از اعتماد/نگاهِ معصوم و بااعتماد/چشمانی که نشان از اعتماد بی چون وچرا دارد به چشمانی گفته میشود که نشان می دهند فرد، دیگران را بدون شک و تر ...
لبخندِ برنده / لبخندِ جذاب و گیرا/ لبخندی که دل میبرد/لبخندِ کاریزماتیک لبخندی که آنقدر گرم، صمیمی و جذاب است که دل هر کسی را میبرد و معمولاً در موقع ...
گاه به گاه یعنی یک رابطه یا وضعیت که گاهی وجود داشته، گاهی قطع شده، و دوباره شروع شده ( مثل یک رابطه ی عاطفی، قرار ملاقات، یا حتی یک عادت ) .
واقعی نیست/شوخی است / جدی نیست ( با لحن غیررسمی ) این جمله معمولاً زمانی به کار میرود که کسی میخواهد بگوید یک موقعیت، خبر، یا رفتاری دروغ، شوخی، یا ...
اولتیماتوم دادن / مهلت نهایی تعیین کردن/تکلیفِ نهایی را مشخص کردن/آخرین فرصت را دادن یعنی به کسی بگویید که یا کاری را انجام دهد، یا عواقب بدی در انت ...
"Quite enough" یعنی "کاملاً کافی است / دیگر بس است". این عبارت زمانی به کار میرود که چیزی به حدی رسیده که دیگر نیازی به ادامه یا اضافه کردن نیست؛ معم ...
همین قدر کافی است/بس است دیگر/دیگر بس است/همین قدرش کافیه، تمومش کن این جمله معمولاً زمانی به کار میرود که کسی میخواهد رفتار، حرف، یا شوخیِ طرف مقابل ...
"Goddamn" یه دشنامِ غیررسمی برای تأکید شدید روی یه چیزه؛ یعنی "واقعاً"، "به شدت"، یا "لعنتی". میشه برای عصبانیت ( مثل: Goddamn it! لعنت! ) ، تحسین ( ...
Disease - ridden = آکنده از بیماری / آلوده
Degenerates = افرادپست/ منحط / تباه شده / سقوط کرده ( از نظر اخلاقی یا جسمی ) مثال: The dictator referred to the protestors as disease - ridden dege ...
آلوده به بیماری / سرشار از میکروب و بیماری/پر از بیماری این عبارت معمولاً برای توصیف مکانها، حیوانات، یا شرایطی به کار میرود که به شدت درگیر بیماری ی ...
سوگیری/جانبداری/ جهت گیری ذهنی Credibility and bias = "ارزشِ باورپذیری و جهت گیریِ پنهان یا آشکار" ( که با هم میزانِ اتکاپذیریِ یک منبع را مشخص میکنن ...
اعتبار /قابل باور بودن /قابلیت اعتماد Credibility and bias = "ارزشِ باورپذیری و جهت گیریِ پنهان یا آشکار" ( که با هم میزانِ اتکاپذیریِ یک منبع را م ...
تأییدکردن/ حفظ کردن / پایبند ماندن/روی حرف ماندن این جمله در دو بافت اصلی معنی میدهد: در دادگاه ( رسمی ) : وقتی قاضی میگوید "sustain" یعنی اعتراض را ...
اعتبار و سوگیری/قابل باور بودن و جانبداری/قابلیت اعتماد و جهت گیری ذهنی یعنی یک منبع چقدر قابل اعتماد است و چقدر یکطرفه یا جانبداری دارد؟. این دو وا ...
چیزهای شبیهِ صبحانه / خوراکیهای صبحانه ای /چیزهایی که به درد صبحانه میخورند ( با لحنی خودمانی و غیردقیق ) این عبارت غیررسمی برای اشاره به غذاهایی ب ...
یعنی/ به عبارت دیگر / به زبان ساده تر ( برای توضیح یا استثنا ) از "that is" برای روشن کردن، اصلاح کردن، یا توضیح دوباره ی جمله ی قبلی استفاده میشود ...
باغبانی کردن / به باغچه رسیدگی کردن/کارهای باغبانی / رسیدگی به گلها و گیاهان یعنی فعالیتهایی مثل کاشتن گلها، هرس کردن درختچه ها، وجین علفهای هرز، آب ...
لباس دوختن / تولید کردن لباس یعنی از پارچه، نخ، و مواد اولیه، لباسهای جدید تولید کنید؛ چه در خانه با چرخ خیاطی، چه در کارخانه به صورت انبوه. در یک ک ...