پیشنهادهای Raheem2br (١٠٦)
میان تنه بدن
آماده بودن I want the bill on the floor in 100 days. لایحه رو تا صد روز آینده آماده میخوام.
عنابی - اناری ( رنگ )
سیاه بازی
نکات ایمنی
( فوتبال ) کنترل کردن توپ هوایی
Syn : deltoid ماهیچه ی دلتوئید/سرشانه
( فوتبال ) تکل بلند type of tackle where the defending player slides along the ground to tackle their opponent.
در فوتبال : برای اشاره به موقعیت گل آسانی که از دست میرود مانند خراب کردن دروازه خالی
( فوتبال ) ۱. رویاروشدن ، تقابل یا به مصاف هم رفتن دو تیم ۲. زمانی که یک بازیکن ، بازیکن حریف را جا میگذارد یا دریبل میکند هم از این فعل استفاده می ...
( فوتبال ) یک نوع تاکتیک هجومی در فوتبال با سبک بازی مستقیم. direct, attacking style of football which generally involves taking the most direct ro ...
( فوتبال ) بازی ساز بازیکنی که وظیفهء پخش توپ ، ایجاد موقعیت ، دادن پاس های کلیدی ، کنترل سرعت بازی تیم و . . . دارد. نمونه های بارز : زیدان ، مسی ...
( فوتبال ) اصطلاح عامیانه فوتبالی ها مشابه "تا داور سوت نزده به بازی ادامه بده" an informal phrase used to instruct players to keep on playing until ...
( فوتبال ) تمارض بعد از خطا similar to diving, playacting is deceiving the officials that a player is injured to try to gain an advantage or force th ...
( فوتبال ) دفاع اتوبوسی when all the players on a team play defensively, usually when the team is intending to draw the game or defending a narrow m ...
( فوتبال ) آوانتاژ تصمیم داور به ادامه بازی برای تیمی که روی بازیکن آن خطا شده درصورتی که موقعیت خوبی برای ادمه دادن باشد. decision made by the refe ...
( فوتبال ) اگر هر پنج پنالتی در ضربات پنالتی تمام شد و گل ها مساوی بود حالت sudden death مشخص میکنه برنده رو که همون پنالتی یک به یکه. Sudden deat ...
skill move used when taking a penalty kick wherein the player taking the penalty delicately chips the ball over a diving goalkeeper, rather than stri ...
( فوتبال ) the skill of juggling a football, keeping it off the ground using the feet, the knees, the chest, the shoulders or the head. Also known ...
در فوتبال : داور خط
( فوتبال ) تَکل بلند In football, a type of tackle in which a player slides along the ground with one leg stretched out in order to push the ball awa ...
( فوتبال ) در بغل گرفتن توپ توسط دروازبان
( فوتبال ) مالکیت توپ . دراختیار داشتن توپ
( فوتبال ) مسابقه مقدماتی
( فوتبال ) First touch describes a skill where a player is able to immediately get the ball under control after the first, initial contact. It is ...
( فوتبال ) رد شدن/عبور کردن از بازیکن حریف
( فوتبال ) پشت خط
( فوتبال ) یک به یک ( موقعیتی که صاحب توپ میخاد از نفر مقابلش رد بشه )
( فوتبال ) ( موقعیت ) یک به یک، تک به تک
( فوتبال ) قطع توپ کردن ( جلوگیری از رسیدن پاس تیم حریف با منحرف کردن یا گرفتن توپ )
( فوتبال ) چیپ بلند
صراحت سادگی ( درک و نمود چیزی )
منشور
double round - robin:سیستم لیگ در فوتبال که همه تیمها رفت و برگشت باهم بازی میکنند
( فوتبال ) چیپ کوتاه. ضربه خفیف به توپ که قوس کوتاهی از زمین بردارد جهت رد کردن توپ از دروازه بان و گلزنی.
( فوتبال ) چیپ بلند ضربه به توپ به صورتی که بلند و قوسی حرکت کند تفاوت آن با chip در ارتفاع توپ و هدف آن است که lob برای ارسال توپ برای هم تیمی نی ...
( فوتبال ) تو قوطی بودن تیم تحت فشار بودن تیم این اصطلاح زمانی به کاربرده میشود که یک تیم درطول مسابقه مدام زیر فشار حملات حریف است
کسی که فوتبال بازی میکنه
( فوتبال ) برای اشاره به مسابقه آتی که تاریخ و زمان آن تعیین شده. scheduled match which has yet to be played.
( برای ورزشکاران ) مهارت ، تسلط
بیش از حد
( فوتبال ) مکانی برای اسکان و تجمع طرفداران که درآن بازی را در اسکوربورد ها تماشا میکنند. area away from grounds – often in city centres – used to s ...
( فوتبال ) نُه کاذب. مهاجم نوکی که از خط حمله به خط هافبک میاد برای بازی سازی و ایجاد فضا برای وینگرها. A centre forward who regularly drops back in ...
( فوتبال ) حذف کردن/شدن تیم از لیگ بطوری که اصلا از ابتدا نبوده. to render all matches played by a given team up to a certain point in a league sea ...
CAF : Confederation of African Football کنفدراسیون فوتبال آفریقا ( سازمان نظارت کننده و برگزارکننده مسابقات و مسائل فوتبال آفریقا )
Union of European Football Associations یوفا . اتحادیه فوتبال اروپا که بر مسابقات و مسائل فوتبال اروپا نظارت دارد.
( فوتبال ) گل مساوی
( فوتبال ) صفت برای مسابقه ای بسیار هیجان انگیز با حملات پی در پی وپرسرعت
( فوتبال ) پاس عمقی ، پاس تو در ، پاس در عمق. پاسی که از بین مدافعان حریف و به فضای پشت خط دفاع فرستاده میشود. Syn : through pass
( فوتبال ) پاس عمقی ، پاس تو در ، پاس در عمق. به پاسی میگویند که از خط دفاعی حریف یا فضای خالی بین مدافعین عبور میکند تا به یار خودی برسد. Syn : th ...
( فوتبال ) نیمکت area on the edge of the pitch where a team's substitutes and coaches sit, usually consisting an actual covered bench or a row of se ...
( فوتبال ) ازسرگیری ادامه بازی توسط داور که توپ را با دست جلوی بازیکن رها میکند. ( معمولا بعد از توقف بازی در زمانیکه توپ در زمین باشد بخاطر مشکلات ...
( مربوط به امور ) خیرخواهانه ، کمک کننده به نیازمندان
العَلیم ( صفت الله )
القهّار ( صفت الله )
( فوتبال ) سقوط تیم به رتبه پایین تر در جدول یا به لیگ پایین تر syn : relegation
[Football] form of cheating, sometimes employed by an attacking player to win a free kick or penalty. [92] When being challenged for the ball by an ...
( فوتبال ) تمارض کردن
( فوتبال ) اعتراض بازیکن به تصمیم داور ( با حالت پرخاشگرانه که میتواند با کارت زرد یا قرمز همراه باشد چون نوعی تخلف و خطا محسوب میشود ) breach of t ...
( Football ) the type of play undertaken by a defensive midfielder – such as making tackles in midfield, playing short passes to the wing, and break ...
( فوتبال ) سقف قرارداد بازیکنان سقف حقوق برای یک بازیکن یا کل تیم
Syn : "D" semi - circular arc at the edge of the penalty area, used to indicate the portion of the 10 - yard distance around the penalty spot that li ...
( فوتبال ) موقعیتی که بازی باید با شروع مجدد از سر گرفته شود درحالی که توپ ثابت روی زمین باشد، مانند ضربه ی کرنر ، پنالتی یا ضربه ی آزاد.
در فوتبال برای اشاره به گلی که تیم بازنده میزند و هیچ تاثیری بر نتیجه پایانی ندارد.
( فوتبال ) ضد حمله نوعی تاکتیک که اکثرا تیمهای ضعیف از آن درمقابل تیمهای قویتر استفاده میکنند به طوری که در لاک دفاعی فرو میروند و هنگام اشتباه حریف ...
( فونبال ) این تاکتیک به محض از دست دادن توپ، توسط تیم مدافع برای بازپس گیری سریع توپ اعمال می شود. تفاوت آن با پرس عادی در زمان و سرعت انجام دادن آن ...
( فوتبال ) ارسال توپ به محوطه جریمه یا هجده قدم حریف. delivery of the ball into the penalty area by the attacking team, usually from the area betw ...
( فوتبال ) تیر افقی دروازه
A modern portmanteau of cup and upset, often used in sports journalism to refer to win for an underdog in a knockout competition.
( فوتبال ) ارسال یا شوت توپ بصورت کات دار و بلند Syn : bend
( فوتبال ) طرفداران تعصبی یک تیم طرفداران متعصب طرفداران افراطی طرفداران دو آتشه
در فوتبال معنی مجازی برای اشاره به "دروازه بان"
( فوتبال ) جام حذفی بازی حذفی ( بسته به نوع جام میتواند اشاره به هر یک از مراحل جام حذفی باشد که یا دومسابقه رفت و برگشت یا یک بازی تک حذفی می باشد ...
( فوتبال ) پاس پشت دفاع a cross or pass which is delivered into the area in front of the goalkeeper and behind the last line of defence.
شانس کمی دارید
با کشیدن دایره روی قسمتی از صحفه آن را از سایر مطالب جدا کردن.
( فوتبال ) بالا بردن پرچم داور خط {نشان دهنده ی آفساید ، خطا یا ردشدن کامل توپ از خط زمین}
in a way that is different from the first thing you mentioned. با این وجود اما
احساس سرگیجه داشتن ( همراه با درد )
syn : part of speech . like: noun , adj , verb . . .
syn = those
skin of a lamb with short wool attached.
( فوتبال ) به کسانی گفته میشود که مهارت زیادی در تسلط بر توپ و کارهای آکروباتیک دارند اما فوتبال را به صورت حرفه ای دنبال نمی کنند و بیشتر بر جنبه ه ...
زبان استعاری زبان ادبی
آرامش قبل از طوفان
سلول شخص اعدامی
Intersemiotic translation : ‘an interpretation of verbal signs by means of signs of non - verbal sign systems’. ( Jakobson 1959/2012: 127 )
( فوتبال ) دفع توپ دور کردن توپ از دروازه خودی when a player kicks the ball away from the goal they are defending.
( فوتبال ) چیپ زدن ضربه چیپ high trajectory shot or cross, executed by . wedging the foot underneath the ball
( football ) secret and unauthorised payment, used as a financial incentive to help a transfer go through.
فوتبال به هافبک کناری میگویند که بسیار لب خط بازی میکند و مدام درحال رفت و برگشت از فاز دفاع به حمله است
( فوتبال ) ارسال کات دار کردن شوت کات دار زدن syn: banan kick
( فوتبال ) ردشدن از مدافع از سر راه برداشتن عبور کردن فرار کردن از مدافع
( فوتبال ) گل خوردن
( فوتبال ) خروج بازیکن بطور دائمی از زمین به هر دلیلی ( اخراج، تعویض، مصدومیت و . . . )
( فوتبال ) پاس قبل از پاس گل
( فوتبال ) لو دادن توپ از دست دادن توپ واگذار کردن توپ
( فوتبال ) استارت زدن
در فوتبال ضربه ی شروع مجدد
بدبختی شقاوت سختی مصیبت
بارز transparent case : نمونه ی بارز
تنش
باران سیل آسا باران شدید
از نظر تجاری از نظر سودمالی
نمونه آوردن
کشف کردن