پیشنهادهای حـامــد (٢٢٨)
موفقیت یک شرکت در بازار
وضعیت/شرایط پایدار
تغییردادن یکباره ی نظر یا موضع یا رفتار
بیانیه دادن
ترویج/ادامه ی یک تفکر قالبی/کلیشه ای
موش صحرایی
نظریه خودمختاری
نهفتگی
هم نوع خواری ( کسب و کار و بازاریابی )
مذاکره ی مجدد
قلدری سازمانی، اوباشگری سازمانی
مزخرف / بی معنی / چرت و پرت
خوشایند بودن / باب میل بودن / موافق بودن
لهجه فصیح / انگلیسی ملکه یا انگلیسی پادشاه ( گونه استاندارد زبان انگلیسی در انگلستان )
جشن هولی ( به انگلیسی: Holi Festival ) از اعیاد رسمی مردم هندوستان است. هولی یک جشنواره ملی و مذهبی بهاره است که توسط هندی ها بخصوص هندوها برگزار می ...
تلویزیون واقع نما
آتشفشان چینه ای، استراتوولکان، آتشفشان ترکیبی ( مرکب ) آتشفشانی مرتفع و مخروطی شکل است که از روی هم قرارگرفتن لایه های سفت شده ای از گدازه، آذرآوار، ...
سازمان یافته
خشمگینانه، با تندی، حریصانه، بیرحمانه
آژانس اطلاعات دفاعی
ارزش درک شده، ارزش ادراکی
تهیه کننده اجرایی / تهیه کننده / سرپرست نویسندگان
چیزی که کسی با وسواس و با شانس کمی جهت موفقیت آن را دنبال می کند.
آویزان بودن
خرد جمعی
هدف فروش از پیش تعیین شده
بیراهه
جستجو/گشتن برای پیدا کردن چیزی/کسی
نگه داشتن، حفظ کردن
آپارتمان کوچک، آپارتمان یک اتاقه
این مشکل بزرگیه، این مشکل اصلیه
هم نوع خواری ( کسب و کار و بازاریابی )
هیچ راه/امکان دیگه ای نداره ، تنها راه/احتمال موجود
یادداشت یا یادآور برنامه هاى آینده
فرسودگی هیجانی
نگران، مضطرب، استرسی
تعهد دادن، تعهد کردن
آمیخته بازاریابی
به مسئولیت های فرعی، ثانویه یا غیررسمی، dotted line responsibility گفته میشه
اصطلاحی به معنای "شر به پا کردن" ، "مشکل درست کردن"، "تحریک کردن"، "دعوا راه انداختن"
ناخنک زدن، انگولک کردن، دستکاری کردن
( به ویژه در مدخل سینماها ) تاق ورودی ، سایه افکن تزیینی
میل جنسی
دوست صمیمی
همدلانه، با همدلی، با همدردی
درجا زدن
گازگرفتن محکم
نابهنگام
ریسک ناپذیر
پذیرفتن اشتباه