go off the rails

به انگلیسی

• go crazy

پیشنهاد کاربران

منحرف شدن و خیانت کردن
بزنه زیرش، بزنه زیر حرفش، نامردی کنه
no one’s going to go off the rails:هیچ کس نمی خواهد زیر حرفش بزند ( تا کاری که قرار گذاشته بود را انجام ندهد ) .
از کنترل خارج شدن، منحرف شدن
ازخط قرمز عبور کردن
go off the rails
phrase of rail
INFORMAL
begin behaving in an uncontrolled or unacceptable way.
"sport saved them from going off the rails as youngsters"
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما