🔸 معادل فارسی:
• بزن برو، شروع کن، انجام بده
• هر کاری که دلت می خواد بکن، اقدام کن
• برو جلو، دستت درد نکنه، کمک خودت باش
• ( با لحن تشویقی ) بفرما، بپر تو کار
🔸 مثال ها:
"You want to try fixing the car yourself? Have at it!"
... [مشاهده متن کامل]
می خوای خودت ماشین رو درست کنی؟ بزن برو!
"If you think you can do a better job, have at it. "
اگر فکر می کنی بهتر از من انجام می دی، بفرما شروع کن.
"She said I could redesign the whole website. So I had at it. "
گفت می تونم کل وبسایت رو دوباره طراحی کنم. پس رفتم تو کارش.
• بزن برو، شروع کن، انجام بده
• هر کاری که دلت می خواد بکن، اقدام کن
• برو جلو، دستت درد نکنه، کمک خودت باش
• ( با لحن تشویقی ) بفرما، بپر تو کار
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
می خوای خودت ماشین رو درست کنی؟ بزن برو!
اگر فکر می کنی بهتر از من انجام می دی، بفرما شروع کن.
گفت می تونم کل وبسایت رو دوباره طراحی کنم. پس رفتم تو کارش.
"می خوای ماشین رو تعمیر کنی؟ خیلی خوب، دست به کار شو!"
- - -
... [مشاهده متن کامل]
"پیتزا تو یخچاله، اگه گرسنه ای، بِزن بهش!"
- - -
"ابزارها رو روی میز گذاشتم—برو، شروع کن. "
- - -
"فکر می کنی تو این بازی می تونی من رو بزنی؟ خیلی خب، امتحان کن!"
- - -
"کتاب ها مال توئه—تا من برگشتم، استفاده کن. "
- - -
"اگه واقعاً می خوای بحث کنی، باشه، حرفتو بزن. "
- - -
"بوفه بازه—همه، بِزنید به غذاخوری!"
- - -
"می خوای از لپ تاپم استفاده کنی؟ حتماً، بِزن بریم. "
- - -
"حالا این پروژه مال توئه—هرجوری دوست داری انجامش بده. "
- - -
"ده دقیقه وقت داری تمومش کنی—برو جلو!"
- - -
- Persian equivalents vary based on context but often use phrases like "بزن ", "شروع کن", or "امتحان کن".
بسم الله؛ شروع کن.
شروع کن ببینم
... [مشاهده متن کامل]
امتحانش کن