تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

۱ - ( در شرایط یا موقعیت خاصی ) : عملکرد بهتری داشتن موفق تر عمل کردن ۲ - لذت بردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به کلی کنار گذاشتن/امتناع کردن یا دوری کردن از انجام کاری ( برای دور ماندن از اثرات، عوارض یا نتایج منفی ناش از آن ) We steer clear of cold - proof ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Formal: معتقد بودن باور داشتن But it is a pity that some Muslims have been so influenced by the Talmud that they opine that in this story Moses do ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مواخذه کردن بازخواست کردن توبیخ کردن ملامت کردن نکوهش کردن Pharaoh and his courtiers were deluded by delay in the scourge that there was no power ab ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

فقر و بدبختی تنگدستی the affluence of the disobedient people and the . indigence of the obedient people

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

گوناگون و متفاوت/متمایز از هم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( با شجاعت، قدرت و قاطعیت ) رو در رو شدن/ روبرو شدن / سرشاخ شدن، مبارزه کردن . Cowards cannot go toe to toe

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شهامت President had an opportunity to prove his own . mettle

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

کسی را ( با یک نگاه ) دلباخته ی خود کردن دل کسی رو بردن شیفته ی خود کردن واله و شیدای خود کردن

پیشنهاد

زنی را دلباخته ی خود کردن دل زنی را بردن زنی را شیفته ی خود کردن زنی را واله و شیدای خود کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

حساب کسی رو رسیدن دمار از روزگار کسی درآوردن دخل کسی رو درآوردن Beat the shit out of To beat someone up We should beat the brakes off this dude.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

معرکه بودن

پیشنهاد
١

Not do a stroke of work

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

۱ - از خواب بیدار کردن I was roused from my reverie by the sound of a drum ۲ - برانگیختن احساساتی چون خشم، نفرت، غرور و . . شوراندن یا تحریک کردن Ca ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( با قطعیت و با تحکم ) رد کردن و نپذیرفتن و قبول نکردن to reject به رسمیت نشناختن to refuse to recognize با نادرست، بی اساس و ناعادلانه خواندن رد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بهداری یا درمانگاه واقع در یک پایگاه نظامی یا کشتی و یا ناو جنگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

با کفایت توانمند با لیاقت کارآمد پربازده اعلی Of a high caliber a fine body with most appropriate limbs and physical and mental powers of a high cal ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

جبارانه متکبرانه Einstein was, to put it extremely mildly, a pretty smart guy. You might think that made him highhanded about his opinions

پیشنهاد
٠

شرایط بر وفق مرداد نبودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

با اعمال خشونت با کسی رفتار کردن کشیدن و بیرون انداختن ( همراه با خشونت ) هل دادن و بیرون انداختن To handle roughly

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

۱ - رام و نرم کردن ( مثلا با مهربانی و محبت زباد برای گرفتن امتیازی یا پولی ) you need to sweeten him up before asking for the money. ۲ - حال و هوا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جان و مال The cost in blood and treasure : هزینه های جانی و مالی How much more blood and treasure must be sacrificed before the deceitful ?Bush ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Iran needs to drum up more support for their next" "attack

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

موضوع یا مسئله ای که ارزش اندیشدن و تامل دارد. Thought snack Brain snack

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ساده و پیش پا افتاده ( جلوه دادن ) کم اهمیت ( جلوه دادن ) the authors are pandering to the general reader with dumbed - down material )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

بیش از More than Greater than Upwords of The food price has risn north of 20%.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بیش از More than Greater than North of We are kind of "flooded" by these books, with some . selling upwards of 6 million copies

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

As we get older, our energy levels tend to take a nosedive

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

To give one's word of promise قول شرف دادن In the evening the senior prisoner gave his word of honor that he would hang us if he finds hidden money

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

* کسی که از هر چیزی ایراد بنی اسرائیلی میگیره. * کسی که همیشه مته به خشخاش میذاره. * کسی که بیش از حد حساس هست و هر جا بره یه ایرادی می گیره هر چند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شکی درش نیست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گرفتاریها دردسرها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

ورودی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

1 - نیکی کردن 2 - لطف کردن برای کسی • favor • Good deed To do someone a good turn To do something good/kind/helpful to sombody else . Maybe one day ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

کوله پشتی که سربازان برای حمل وسایل خود استفاده می کنند و معمولا یک بند دارد و روی سانه قرار داده میشود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

In slang: secret information اطلاعات واقعی و درست از چیزی یا کسی که خیلیا ازش بی خبرند. Here is the skinny To get the skinny on He wanted to get t ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

برخلاف انتظار؟؟؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

انتقاد شدید دیگران را باعث شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

مایه ی افتخار ( جنبه ی منفی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جوابِ ( توهین یا انتقاد ) کسی را تند و سریع کف دستش گذاشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

To have no scruples ابائی از انجام کاری ( معمولا غیر اخلاقی ) نداشتن . They had lost all scuples in their fight for existence آنهادر مبارزه برای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

To eat well

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

نقش بسزایی داشتن He was instrumental in causing enormous suffering and much bloodshed in this world.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

To give sb willies عصبان، ناراحت و مضطرب کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کسی که خیلی در موردش جوک میسازن سوژه ی خنده و مضخکه ی دیگران

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

گویای خیلی چیزها بودن Things That Speak Volumes About Another Person

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

شد همان آش و همان کاسه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

وقتی یه چیزی مشکوک میزنه میگیم: جریان چیه؟ چه کلکی تو کاره؟ چه کاسه ای زیر نیم کاسه است؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

??What's the catch جریان چیه؟ قضیه چی؟ وقتی یه چیزی مشکوک میزنه میگیم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

پخمه