تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
١

( با شجاعت، قدرت و قاطعیت ) رو در رو شدن/ روبرو شدن / سرشاخ شدن، مبارزه کردن . Cowards cannot go toe to toe

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

شهامت President had an opportunity to prove his own . mettle

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد

کسی را ( با یک نگاه ) دلباخته ی خود کردن دل کسی رو بردن شیفته ی خود کردن واله و شیدای خود کردن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد

زنی را دلباخته ی خود کردن دل زنی را بردن زنی را شیفته ی خود کردن زنی را واله و شیدای خود کردن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد

حساب کسی رو رسیدن دمار از روزگار کسی درآوردن دخل کسی رو درآوردن Beat the shit out of To beat someone up We should beat the brakes off this dude.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

معرکه بودن

پیشنهاد
١

Not do a stroke of work

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد

موجبات خشم و عصبایت کسی را فراهم کردن Indignation can arouse even a . seemingly hardened prisoner

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( با قطعیت و با تحکم ) رد کردن و نپذیرفتن و قبول نکردن to reject به رسمیت نشناختن to refuse to recognize با نادرست، بی اساس و ناعادلانه خواندن رد ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

بهداری یا درمانگاه واقع در یک پایگاه نظامی یا کشتی، ناو جنگی

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

بهداری یا درمانگاه واقع در یک پایگاه نظامی یا کشتی و یا ناو جنگی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

با کفایت توانمند با لیاقت کارآمد پربازده اعلی Of a high caliber a fine body with most appropriate limbs and physical and mental powers of a high cal ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد

جبار

پیشنهاد
٠

شرایط بر وفق مرداد نبودن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با اعمال خشونت با کسی رفتار کردن کشیدن و بیرون انداختن ( همراه با خشونت ) هل دادن و بیرون انداختن To handle roughly

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

۱ - رام و نرم کردن ( مثلا با مهربانی و محبت زباد برای گرفتن امتیازی یا پولی ) you need to sweeten him up before asking for the money. ۲ - حال و هوا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جان و مال The cost in blood and treasure : هزینه های جانی و مالی How much more blood and treasure must be sacrificed before the deceitful ?Bush ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

Iran needs to drum up more support for their next" "attack

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

موضوع یا مسئله ای که ارزش اندیشدن و تامل دارد. Thought snack Brain snack

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

ساده و پیش پا افتاده ( جلوه دادن ) کم اهمیت ( جلوه دادن ) the authors are pandering to the general reader with dumbed - down material )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

بیش از More than Greater than Upwords of The food price has risn north of 20%.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

بیش از More than Greater than North of We are kind of "flooded" by these books, with some . selling upwards of 6 million copies

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد

As we get older, our energy levels tend to take a nosedive

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

To give one's word of promise قول شرف دادن In the evening the senior prisoner gave his word of honor that he would hang us if he finds hidden money

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

* کسی که از هر چیزی ایراد بنی اسرائیلی میگیره. * کسی که همیشه مته به خشخاش میذاره. * کسی که بیش از حد حساس هست و هر جا بره یه ایرادی می گیره هر چند ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

شکی درش نیست.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گرفتاریها دردسرها

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

ورودی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

1 - نیکی کردن 2 - لطف کردن برای کسی • favor • Good deed To do someone a good turn To do something good/kind/helpful to sombody else . Maybe one day ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کوله پشتی که سربازان برای حمل وسایل خود استفاده می کنند و معمولا یک بند دارد و روی سانه قرار داده میشود.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

In slang: secret information اطلاعات واقعی و درست از چیزی یا کسی که خیلیا ازش بی خبرند. Here is the skinny To get the skinny on He wanted to get t ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برخلاف انتظار؟؟؟

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد

انتقاد شدید دیگران را باعث شدن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد

مایه ی افتخار ( جنبه ی منفی )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

جوابِ ( توهین یا انتقاد ) کسی را تند و سریع کف دستش گذاشتن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣

To have no scruples ابائی از انجام کاری ( معمولا غیر اخلاقی ) نداشتن . They had lost all scuples in their fight for existence آنهادر مبارزه برای ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

To eat well

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٥

نقش بسزایی داشتن He was instrumental in causing enormous suffering and much bloodshed in this world.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

To give sb willies عصبان، ناراحت و مضطرب کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

کسی که خیلی در موردش جوک میسازن سوژه ی خنده و مضخکه ی دیگران

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

گویای خیلی چیزها بودن Things That Speak Volumes About Another Person

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

شد همان آش و همان کاسه

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

وقتی یه چیزی مشکوک میزنه میگیم: جریان چیه؟ چه کلکی تو کاره؟ چه کاسه ای زیر نیم کاسه است؟

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٥

??What's the catch جریان چیه؟ قضیه چی؟ وقتی یه چیزی مشکوک میزنه میگیم.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد

پخمه

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

Desultory quite rhyms with its persian meaning "همینطوری "

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

دلیل یا توضیح قانع کننده ای برای من نیست. باب میل من نیست؟؟؟ رضایت خاطر من رو جلب نمیکنه؟؟؟ چنگی به دل نمیزنه؟ the material explanation that th ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

یه آدم قابل اتکا و قابل اعتماد که خیلی خوب از پس کارها برمیاد.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٦

به خاطر آوردن به یاد چیزی افتادن/انداختن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

حیوان باری/بارکش Any domesticated animal used by humans to carry goods and materials.