پیشنهاد
٢

دلنگرانیهای کسی واقعا رخ دادن/ به واقعیت تبدیل شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

با آب و تاب/ با ذوق و سوق/ یا اشتیاق فراوان در مورد کسی یا چیزی صحبت کردن/ از چیزی یا کسی تعریف کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

پاپ The Pope

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

( افراد یا چهرشون ) کوچیک و ظریف بویژه با یه جذابیت فریبنده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٣

کارآمد موثر تاثیر گذار

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

To begin doing something To begin working on something

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

تو خالی, بی ارزش، بی معنی, پوچ meaningless False Something that is lacking in value • hollowed - out democracy

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

گهواره Crib و Cradle نیز گهواره هستند اما تفاوتهایی بین آنها وجود داره

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٩

مثل، مانند I hate you and your ilk از تو و امثال تو متنفرم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

مراقب بودن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

آرارم آرام به خواب رفتن Prits: Sorry, I drifted off to sleep. Maybe we talk a little later today

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

۱ - ساده، بی تکلف simple , easygoing , modest بدون جلب توجه not very noticeable جمع و جور، محدود، On a small scale , of low intensity , restrained ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

A person who works hard A careful and hard - working person A person/worker who earnestly tries to do everything right • , She was good at her work ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

برنامه یا نمایش تبلیغاتی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

Midiator Negotiator Broker

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

رفتارها، رویدادها، اتفاقات مرموز/غیر عادی/ مشکوک/غیر معمول/نامتعارف

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Saltness pertains to the ocean شوری جزوی از ( ویژگی ) اقیانوس است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

افسر پلیس راه!؟؟؟

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

بدون مداقه سالب چخمامش

پیشنهاد
٠

اشتباه کسی رو به روش آوردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

طبق شنیده ها

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

باب مرسوم ( حال و هوا، شرایط، جو ) حاکم در جریان Very common A very common/important/prevailing custom or activity during a period of time Ac ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

perception of costmers

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیوانه شدن از کوره در رفتن Fit to be tied Be losing it I hit the roof when I realised she had read my personel diary

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Excessively and objectionably Sentimental Tear jerking Sobby Slushy Soupy

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

در دست در اختیار دم دست easy to reach در دسترس قابل دسترس accessible • An obvious example ready to hand • We need a topic ready at hand to appr ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

سوال پیچ کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

سرزده بی خبر by surprise, ناگهان suddenly بدون اطلاع بدون اینکه انتظارش رو داشته باشی unexpectedly Take unawares=take by surprise

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

Bum Vagrant

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

۱ - Intoxicated, high 2 - exhausted

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

سر خود را از سر شرمساری یا خجالت به زیر انداختن To look down in shame or embarressment Try to think of all that I've gone through. And . hang yo ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

متعدد multitude بی شمار a great/large number A whole host of readons/factors A whole host of young and promising producers

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

سود ده، The state of being profitabke Acronym: in the red= unprofitable

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

۱ - تیز، برنده ۲ - انتقادی critical sharp edged study of the movie

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

مشارکت همکاری تشریک مساعی , The act of working together to get a task done produce something, or achieve a shared goal

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٩

۱ - کاملا سوخته، جزغاله شده ( , related to food also objects and places ) completely or significantly burned, overcooked • The turkey burnt to a cr ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٣

درِ پیت الکی آبکی سست و لرزان شکننده سرهم بندی شده بی مایه So old, in poor condition or built poorly that is falling apart • Flimsy houses • Fli ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

شبیه سبک/مد پیشین، قدیمی similar to a style or fashion from the past A style from the past

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Everywhere همه جا A way to refer to large area They baptized far and near, and yet taught nowhere what was the formal, material, efficient, and fi ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

• The act of naming after • An eponym is a person after whom something has been named فکر کنم یه اصطلاحی هست در فارسی: نام این مکان از موسس آن وام ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

تک خوری کردن؟؟ با خودخواهی فقط برای خود برداشتن To keep for yourself selfishly instead of sharing with others

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

To be a thing Synonym: to catch on پدیده اجتماعی/عقیده/اصلی که معروف میشه، یا به اصطلاح امروزی ها ترند میشه Of an opinion, phenomenon, principle, ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

A bit of a stretch Quite a stretch غلو، بزرگنمایی Synonym: A big leap Quite a leap

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بسیار عصبانی خشمگین Furious Very angry In my opinion this idiom alludes to the fact that extremely angry people get so violent and uncontrolable t ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

:Just somewhat related Teepee fire Pit fire Campfire Bonfire Open fire

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨

ایده آل Flawless Ideal Perfect Social media sites are picture - perfect places to show off everything with over the top texts to match the photos

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

عواطف/احساسات عمیق کسی را برانگیختن کسی را از نظر احساسی منقلب کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

( روز، موقعیت، لحظه، تصمیم ) تعیین کننده/سرنوشت ساز - ترکی: اولدی وار دوندی یوخ! A situation in which you have to take great risks or you will los ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

عمیق، • . . . she felt so tired, so bone - deep weary and sad My interest in archaeology is so bone - deep • that it feels like a part of me.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

۱ - بی رحم، سنگدل Evil , Cruel ۲ - تپه hill ۳ - گذشته افتادن، انداختن Fell and grim inside but wery