🔸 معادل فارسی:
• چیزی را با کسی در میان گذاشتن
• نظری را مطرح کردن ( برای گرفتن بازخورد )
• پیش کسی گذاشتن، با کسی چک کردن
• ( عامیانه ) تست کردن نظر کسی روی یک ایده
🔸 مثال ها
"Before we present to the client, let's run the tagline by Peggy. "
... [مشاهده متن کامل]
قبل از ارائه به مشتری، بیا شعار تبلیغاتی را با پگی در میان بگذاریم.
"Don't make any decisions yet. Run it by Roger first. "
هنوز هیچ تصمیمی نگیر. اول با راجر در میان بگذار.
• چیزی را با کسی در میان گذاشتن
• نظری را مطرح کردن ( برای گرفتن بازخورد )
• پیش کسی گذاشتن، با کسی چک کردن
• ( عامیانه ) تست کردن نظر کسی روی یک ایده
🔸 مثال ها
... [مشاهده متن کامل]
قبل از ارائه به مشتری، بیا شعار تبلیغاتی را با پگی در میان بگذاریم.
هنوز هیچ تصمیمی نگیر. اول با راجر در میان بگذار.
۱ - تکرار کردن، دوباره گفتن، مجدداً توضیح دادن ( وقتی طرف مقابل متوجه حرف یا منظور شما نشده یا خوب نشنیده )
to say again, to repeat
۲ - مطرح کردن، در میان گذاشتن با کسی برای خواستن نظر آنها
۲ - مطرح کردن، در میان گذاشتن با کسی برای خواستن نظر آنها
چیزی را با کسی در میان گذاشتن ( بویژه برای دانستن نظر آن شخص )
I need to run the work schedule by you later