surprisingly

/sərˈprɑɪ.zɪŋ.li//səˈpraɪzɪŋli/

بطور شگفت اور
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

قید ( adverb )
• : تعریف: in a way or to a degree that surprises ;unexpectedly.

- It is surprisingly warm for December.
[ترجمه امین] هوا برای دسامبر به طور شگفت آوری گرم است.
|
[ترجمه اژدر] در ماه دسامبر هوابه طور شگفت آوری گرم است
|
[ترجمه ترگمان] به طرز شگفت آوری برای دسامبر گرم است
[ترجمه گوگل] برای ماه دسامبر شگفت انگیز است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. surprisingly enough, he too collects stamps
تعجب آور این است که او هم تمبر جمع می کند.

2. i once knew a lady that likened surprisingly to you
در گذشته خانمی را می شناختم که به طور شگفت انگیزی شبیه شما بود.

3. At seventy she was surprisingly broadminded.
[ترجمه ترگمان]در هفتاد سالگی او به طرز عجیبی روشنفکر بود
[ترجمه گوگل]در هفتاد و شش سالگی او شگفت انگیز بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Mares are surprisingly tolerant of the roughness and rudeness of their own offspring.
[ترجمه ترگمان]Mares به طرز شگفت آوری نسبت به خشونت و خشونت فرزندان خود تحمل می کنند
[ترجمه گوگل]Mares شگفت آور تحمل زبری و ناراحتی فرزندان خود را دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He answered my question in a surprisingly deep bass.
[ترجمه ترگمان]او به سوال من با صدای بم و شدید پاسخ داد
[ترجمه گوگل]او سوال من را در یک باس شگفت انگیز جواب داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The students we spoke to were surprisingly uninhibited in talking about sex.
[ترجمه ترگمان]دانش آموزانی که با آن ها صحبت کردیم، به طرز شگفت انگیزی از صحبت کردن درباره رابطه جنسی منع شدند
[ترجمه گوگل]دانش آموزانی که به آنها صحبت کردیم، به طور شگفت انگیزی در صحبت کردن درباره جنسیت غیرقابل انکار بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The weather was surprisingly warm and sunny.
[ترجمه ترگمان]هوا به طرز شگفت انگیزی گرم و آفتابی بود
[ترجمه گوگل]آب و هوا شگفت آور گرم و آفتابی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Jan was surprisingly matter-of-fact about her divorce.
[ترجمه ترگمان]جان به طرز شگفت انگیزی در مورد طلاق او مهم بود
[ترجمه گوگل]یان در مورد طلاقش شگفت آور بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Many teenagers are surprisingly ignorant about current politics.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از نوجوانان به طرز شگفت انگیزی از سیاست فعلی بی اطلاع هستند
[ترجمه گوگل]بسیاری از نوجوانان در مورد سیاست های فعلی شگفت آور نادان هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. They appeared surprisingly pessimistic about their chances of winning.
[ترجمه ترگمان]آن ها به طرز شگفت آوری درباره شانس برنده شدن خود بدبین بودند
[ترجمه گوگل]آنها در مورد شانس برنده شدنشان شگفت زده شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Most surprisingly, quite a few said they don't intend to vote at all.
[ترجمه ترگمان]در کمال تعجب، تعداد کمی از آن ها گفتند که قصد رای دادن ندارند
[ترجمه گوگل]بیشترین شگفت آور، تعداد بسیار کمی از آنها گفته اند که قصد ندارند همه را رأی دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The exam was surprisingly easy.
[ترجمه ترگمان]امتحان به طرز عجیبی آسان بود
[ترجمه گوگل]امتحان شگفت آور آسان بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Her voice was surprisingly calm.
[ترجمه ترگمان]صدایش به طرز عجیبی آرام بود
[ترجمه گوگل]صدای او شگفت آور آرام بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The audience was surprisingly well behaved.
[ترجمه ترگمان]حضار به طرز شگفت انگیزی خوش رفتار بودند
[ترجمه گوگل]تماشاگران شگفت آور رفتار خوبی داشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. The changes were made with surprisingly little difficulty.
[ترجمه ترگمان]تغییراتی که به طرز شگفت آوری ایجاد شده بود
[ترجمه گوگل]تغییرات با مشکل شگفت آور کمی انجام شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• startlingly, in an astonishing manner, unexpectedly

پیشنهاد کاربران

"Even"
حتی
به طور غیرمنتظره، در کمال تعجب و شگفتی
به طور شگفت آور
شگفت انگیز
غافلگیرانه
شگفت آور
به طور حیرت آور/حیرت انگیز، به طرز مبهوت کننده، به شکل بهت آور/بهت انگیز، به صورت غافلگیرکننده، به طور تعجب برانگیز/ اعجاب آمیز/اعجاب انگیز/حیرت آفرین/حیرت زا/حیرتناک/ شگفتی زا/خیره کننده
حیرت اور
به طرزِ عجیبی
در کمال ناباوری
به طرز شگفتی
با کمال تعجب
نقل از هزارهک
1 - با کمال تعجب
2 - به طور شگفت انگیزی، به طرز تعجب آوری، به نحو غیرمترقبه ای
YOU DIDN'T RUN AWAY, SURPRISINGLY. . .
تو فرار نکردی، جالبه. . .

بیشتر جالبه استفاده میکنیم تا به طرز شگفت انگیز ی فرار نکردی
تو میای موقع جنگ در میدان جنگ مقابل حریف به طرف میگی: به طرز شگفت انگیزی فرار نکردی. . .
یا میگی :فرار نکردی، جالبه. . . یه پوزخند هم روش
بعد جمله تو ادامه میدی. . .
البته ناگفته نمونه که به جمله ی بعد هم باید ربط داشته باشه
به طور غافلگیر کننده
جای تعجب
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما