تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٣

۱ - وسیله نقلیه means of transportation ۲ - بستر، واسطه، رسانه, a medium to express, display, or achieve something

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٨

فریب حیله نیرنگ حقه

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٧

Pestle and mortar دسته هاونگ

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

در رفاه در ناز و نعمت

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

In clover

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٨

همخانه شدن با جنس مخالف و داشتن رابطه جنسی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

توبیخ سرزنش امتیاز منفی I can't belive my boss gave me a demerit for being a mintue late.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

آئین دینی رسم دینی A religious seremony or rite In catholic christianity confession is a sacrament

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

فضول Busybody

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

مرتبا غر غر کردن همش ناله و شکوه کردن My younger daughter keeps griping about having too much assignments

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

فروشنده یا شغل فروش تجهیزات و ابزار و ادوات و ارائه دهنده راهنما ( برای مثال برای شکار )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

ملغی کردن Annul Cancel Revoke We were glad the order was rescinded, but . suspicious as to why

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١١

۱ - حین انجام وظیفه performing duties Being on duty ۲ - از نظر زمانی در مضیقه بودن، کم بودن وقت، وقت نداشتن To have a limited amount of time to ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

راحت باش غریبگی نکن خونه خودت بدون Feel comfortable

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٥

عین روز اولش مثل روز اولش Amir had kept his phone in pristine condition because he planned to sell it.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

قسمتی از خانه که برای اقامت مهمان در نظر گرفته میشود A portion of house for accomidation of guests We refurbished the guest wing

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

باز سازی تعمیر

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

مسحور My late grandma used to keep us spellbound by her facinationg old stories and yet if it had not been a narrative film I would have been spe ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

Well informed

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

جدال گرا A person with a strong opinions and independent critical mind who engages in debates furiously • Louis Frankin Celine was a polemicist

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

تظاهر کردن Pretend جدی نبودن To do something half - heartedly, without much care or effort

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١١

گنده گ*زی، شجاعت، تهور یا جسارت نمایشی/ ظاهری، لاف زدن A showy/false bravery

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

سپری شدن زمان ( به ویژه به کندی )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

Defer to محول کردن، واگذار کردن، سپردن, اتکا کردن، اعتماد کردن، قبول داشتن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

۱ - بلاتکلیفی To be in a situation which isn't clear or certain A suspended uncertain state • to be in an unpleasent state of limbo • I am tired o ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٢

اولین ماه کامل در پائیز که بسیار پر نور و درخشان میشود و در گذشته کشاورزان با کمک نور ماه به برداشت محصول تا اواخر شب می پرداختند.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

لختِ لخت, عریان Completely naked Unclothed Bare assed

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٧

خیلی احتیاط کردن تا مبادا با گفتن حرفی یا با انجام کاری باعث ناراحتی یا رنجش کسی نشوی To be very careful It was very easy to set him off, so I sp ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

Uncomfortable معذب دستپاچه The answer to this question never fails to put me . ill - at - ease

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

نمود، جلوه، ظاهر They had the seeming of battlle - wrecks

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

۱ - درخشان، تابان، براق، نورانی shining intensly Blazing sun Blazing wreath of hibiscus on his black hair ۲ - واضح obvious ۳ - شعله ور، فروزان ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

تعلق وابستگی Religious affiliation : تعلق یا وابستگی مذهبی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

Also: make a name for oneself مشهور شدن، نام کسی بر سر زبانها افتادن To become well - known His fertile imagination began conceiving the stories ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

واحد اندازه گیری بویژه مایعات A pint of One of them had a pint of beer

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

۱ - تمایل به چیزی داشتن to be incluned ۲ - مراقبت یا تیمارداری کردن, مواظبت کردن Care for something • He tended his garden and fed the chickens

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

آسایشگاهی که در آن افراد مبتلا به بیماری های لاعلاجی که روزهای آخر عمر خود را سپری میکنند نگهداری و مراقبت میشوند.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shy Diffident Timid

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

Nasty

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

دزد آفتابه دزد swindler Theif Conman The activist is being accused as grifter after report reveals his ‘lavish’ new lakeside home

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

To lie

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

هی بالا پایین شدن متناوبا افزایش و کاهش یافتن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

بالا پایین شدن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

ملازمان دار و دسته همراهان اصحاب یاران آدمای دور و بر The king's eager - to - please entrouge

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

تئوری یا پدیده تغییر سرعت گذر زمان ( کاهش یا افزایش گذشت زمان ) A phenomenon which makes the time flow/run faster or slower

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

Also: wrap and woof ۱ - تا رو پود ۲ - بنیان، اساس، زیربنا، شالوده، اصل foundation Fundamental aspect

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

دستگیری هنگام سختی Succor Assistance and support in the time of need

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

مدد، یاری ، دستگیری، استعانت، مساعدت Assistance/a helping hand/help/support in the times of hardship or need When a man begins something by pro ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

طنین

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٢

۱ - در آشپزی به غذای شور یا تند گفته میشود که در مقابل آن غذای شیرین قرار میکیرد. In the world of cusine the term savory is used to refer to salty o ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

Used to Apt to Inclined