demerit

/diˈmerət//diːˈmerɪt/

معنی: سرزنش، عدم لیاقت، نا شایستگی، ناسزاواری
معانی دیگر: عیب، نقص، کاستی، کمبود، (آموزش - در سنجش کار و رفتار شاگردان و کارآموزان و غیره) نکته ی منفی، پوان منفی، نمره ی منفی، امتیاز منفی، عدم استحقاق، ناسزایی، بی لیاقتی
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. a demerit system that can lead to the loss of the drivers licence
سیستم امتیاز منفی که می تواند منجر به از دست دادن گواهی رانندگی شود.

2. We need to consider the merits and demerits of the plan.
[ترجمه ترگمان]ما باید شایستگی و demerits نقشه رو در نظر بگیریم
[ترجمه گوگل]ما باید از شایستگی ها و ناتوانی های این طرح در نظر بگیریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. TV has its merits and demerits.
[ترجمه ترگمان] تلویزیون merits و demerits داره
[ترجمه گوگل]تلویزیون دارای شایستگی و ناتوانی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Each man has his merits and demerits.
[ترجمه ترگمان]هر مردی merits و demerits داره
[ترجمه گوگل]هر انسان دارای شایستگی و ضعف است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The committee are looking at the merits and demerits of the proposal.
[ترجمه ترگمان]کمیته به مزایا و صلاحیت ها این پیشنهاد نگاه می کند
[ترجمه گوگل]این کمیته در مورد شایستگی ها و ضعف های این پیشنهاد می باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. She got three demerits for lateness on this term's report.
[ترجمه ترگمان]اون سه تا مشکل داشت که این اصطلاح رو به تاخیر بندازه
[ترجمه گوگل]او سه دلیل برای تأخیر در گزارش این مدت به دست آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The merits and demerits of this argument have been explored.
[ترجمه ترگمان]The و demerits این مشاجره مورد بررسی قرار گرفته بود
[ترجمه گوگل]شایستگی و معایب این استدلال مورد بررسی قرار گرفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. You get demerits if you miss a meeting or come late to dinner without calling beforehand.
[ترجمه ترگمان]اگر قرار ملاقات را از دست بدهی یا برای شام دیر بیایی، خیلی ناراحت می شوی
[ترجمه گوگل]اگر دچار یک جلسه یا اواخر شام بدون تماس قبل از آن، دچار ضعف می شوید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. With the particular merits and demerits of these proposals I am not here directly concerned.
[ترجمه ترگمان]با این اوصاف و معایب خاص این پیشنهادها، من به طور مستقیم به این موضوع توجه ندارم
[ترجمه گوگل]با توجه به شایستگی های خاص و ناتوانی این پیشنهادها، من در اینجا به طور مستقیم نگران نیستم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. We sort of kept this demerit scoreboard for the last eight years, until we ran out of space.
[ترجمه ترگمان]ما این امتیازات را برای هشت سال گذشته نگه داشتیم تا اینکه از فضا فرار کردیم
[ترجمه گوگل]ما مرتب این رتبه بندی ضعف را برای هشت سال گذشته حفظ کردیم، تا زمانی که از فضا بیرون بیاییم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The paper analyzes the demerit of conventional reliability evaluation method of function substitute model ( FSM ).
[ترجمه ترگمان]این مقاله the روش ارزیابی قابلیت اطمینان مرسوم مدل جانشین مدل (FSM را تجزیه و تحلیل می کند
[ترجمه گوگل]این مقاله ضعف و ناتوانی روش ارزیابی قابلیت اطمینان متعارف مدل جایگزینی تابع (FSM) را مورد تحلیل قرار می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. TV has its merit and demerit.
[ترجمه ترگمان]تلویزیون شایستگی و ناشایستگی خود را دارد
[ترجمه گوگل]تلویزیون دارای شایستگی و ناتوانی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. What do you think about your merit and demerit? Can you give some example?
[ترجمه ترگمان]در مورد شایستگی و ناشایستگی شما چی فکر می کنید؟ میتونی یه مثال بزنی؟
[ترجمه گوگل]شما در مورد شایستگی و ناتوانی خود چه فکر می کنید؟ می توانید نمونه ای بدهید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. However, the wheel tracking test has its demerit, because we cannot get the basic mechanics parameter and estimate the evolution of the deformation.
[ترجمه ترگمان]با این حال، تست ردیابی چرخ demerit دارد، چون ما نمی توانیم پارامتر مکانیک اصلی را بگیریم و تکامل تغییر شکل را تخمین بزنیم
[ترجمه گوگل]با این حال، آزمون ردیابی چرخ دارای کمبود آن است، زیرا ما نمی توانیم پارامتر مکانیک پایه را برآورده کنیم و تکامل تغییر شکل را تخمین بزنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. They might get a demerit.
[ترجمه ترگمان]ممکن است ناشایستگی خود را از دست بدهند
[ترجمه گوگل]آنها ممکن است دچار کمبود شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

سرزنش (اسم)
snub, vituperation, blame, reproach, reproof, raillery, remonstrance, railing, rebuke, scolding, twit, condemnation, chiding, disapprobation, sarcasm, conviction, demerit, deprecation, reprimand, reprehension

عدم لیاقت (اسم)
demerit

ناشایستگی (اسم)
indecency, demerit, impropriety, inaptitude, incompetency, inconcinnity

ناسزاواری (فعل)
demerit

به انگلیسی

• mark against a person for misconduct
the demerits of something are its faults or disadvantages; a formal word.

پیشنهاد کاربران

مضرات/ عدام منافع
بی فایده
مضرت

Demerit point
نمره منفی ( در رانندگی )
Demerit goods=کالاهای زیان آور و معیوب
a mark showing that a student has behaved badly at school

نمره بد
توبیخ
سرزنش
امتیاز منفی

I can't belive my boss gave me a demerit for being a mintue late.
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما