پیشنهادهای علی اصغر سلحشور (٨٠٦)
عجز و لابه
سرشکسته خوار شده
همگون همگن استاندارد
لگدمال شده لگدکوب شده
له کردن لگدکوب کردن
در هم شکستن در هم کوبیدن به سختی شکست دادن
به صورت نامشروع تصاحب کردن
شالی ستون در باستان شناسی به شالی ستونِ پایه ستون گفته می شود که به صورت حلقه ای و گرد است. هر پایه ستونی ( از جمله نمونه های هخامنشی ) به طور معمول ...
غیرسلطنتی از تبار شاهی نبودن
مردن درگذشتن چشم از جهان فروبستن
معانی ادبی تر و محترمانه تر: چشم از جهان فروبستن دیده از جهان فروبستن دنیال را ترک کردن دست از جهان کشیدن از دار دنیا رفتن
غصب به زور گرفتن تصاحب کردن ( به زور ) برای نمونه: occupancy of the throne: به زور تصاحب کردن تخت پادشاهی
شاهانه وابسته به نظام پادشاهی
پدیدار شدن نمایان شدن
در مزکز توجه قرار داشتن مرکزیت داشتن مورد توجه بودن
آراستن تزیین کردن زینت دادن مترادف با واژگانی چون: ornament یا decorate
تأیید کردن صحه گذاشتن گواهی دادن
تحت پیگرد قرار دادن
تخلف
سنجاق قفلی
مهست مهترین
بی پرده صریح بی تعارف
نبرد سخت نبرد جان فرسا
اصل و نسب شاهی
سرسپردگی فرمانبرداری
imperial: وابسته به امپراتوری، شاهانه، همایونی Empire: شاهنشاهی، امپراتوری kingship/monarchy: پادشاهی، شهریاری rule: فرمانروایی، حکمرانی royal: سلطنت ...
بسیج کردن raising forces: بسیج نیروها
منسجم ماندن از انجسام برخوردار بودن
تهیدست ترین
فرهیختگی برای نمونه: cultural refinement: فرهیختگی فرهنگی
شفابخش درمانگر درمان کننده علاج بخش
گوش کننده در حال گوش دادن
ودیعه نذری
انتشار پراکنش رواج
وقایع نگار رویدادنگار
نشدنی ناممکن
نشدنی ناممکن نامحتمل
استناد
قاپیدن به چنگ آوردن ماهرانه گرفتن با زیرکی ستاندن
محلی سازی بومی سازی
چه برسد به اینکه صرف نظر از اینکه تازه این به کنار
زخمی کردن آسیب رساندن به صدمه وارد کردن به
خالص، رقیق نشده برای نمونه undiluted Wine: شراب رقیق نشده
به دنبال در پیِ. . .
بی پرده سخن گفتن
نقل شده نقل قول شده
همگن شده همگون شده
نوشیدن به سلامتی و شادمانی کسی
انکار کردن حاشا کردن طرد یا رد کردن
بهره بردن به کار گرفتن