پیشنهادهای علی اصغر سلحشور (٧٧٦)
شفابخش درمانگر درمان کننده علاج بخش
گوش کننده در حال گوش دادن
ودیعه نذری
انتشار پراکنش رواج
وقایع نگار رویدادنگار
نشدنی ناممکن
نشدنی ناممکن نامحتمل
استناد
قاپیدن به چنگ آوردن ماهرانه گرفتن با زیرکی ستاندن
محلی سازی بومی سازی
چه برسد به اینکه صرف نظر از اینکه تازه این به کنار
زخمی کردن آسیب رساندن به صدمه وارد کردن به
خالص، رقیق نشده برای نمونه undiluted Wine: شراب رقیق نشده
به دنبال در پیِ. . .
بی پرده سخن گفتن
نقل شده نقل قول شده
همگن شده همگون شده
نوشیدن به سلامتی و شادمانی کسی
انکار کردن حاشا کردن طرد یا رد کردن
بهره بردن به کار گرفتن
درمانگر سلامتی بخش
متحد به هم پیوسته
هتک حرمت کننده
حاکمیت استبداد خودکامگی
دست کشیدن دست برداشتن
نامتعارف نامعمول
در هیچ زمانی در هیچ مقطعی
پایه و اساس نادرست از ریشه غلط
مغتنم، ارزشمند برای نمونه welcome opportunity: فرصت مغتنم، فرصت ارزشمند
قدرت را در دست داشتن
اندرزگونه پندآموز
احیاگر
به صراحت به روشنی
دفاع کردن ( مثلاً از ایده، دیدگاه یا نظریه و فرضیه ای دفاع کردن )
کنار هم قرار دادن باهم درنظر گرفتن
و مواردی از این دست و موارد دیگر
مدتها پس از
تحریک آمیز محرک
داستان سرایی قصه گویی
روزگار زمان دوره عصر عهد
همنشینی، مصاحبت ( برای نمونه در بحث و گفتگو )
اکنون حالا
ناگشودنی غیرقابل گره گشایی
سوء استفاده شده بدبه کار برده شده نادرست استفاده شده
انتشاردهنده منتشرکننده
نامحسوس نامشهود
نوپدید نوظهور نوپا
نظر M. javid درست است. این واژه به معنمای کمبود یا کمیابی نیز معنی می دهد.
اطمینان نداشتن قطعیت نداشتن