پیشنهادهای علی اصغر سلحشور (١,٠١٩)
پرکشش
از عرش به فرش رسیدن ( درباره جایگاه و مقام )
خیلی خوشبینانه برای نمونه At best perspective: نگرش خیلی خوشبینانه At best view: دیدگاه خیلی خوشبینانه
کمتر شناخته شده
فقط معنای بزرگ تر نمی دهد: مهم تر برجسته تر باعظمت تر
بدون درنگ بی درنگ ناگهانی فوری
مرگ بدون خشونت مرگ بدون خون و خونریزی مرگ بدون درگیری
سیستم جاسوسی سیستم تجسس و تفتیش
استحکامات دفاعی
شاهنشاهی هخامنشی
شهبانویی ملکه شدن شهبانو شدن
پدر داریوش یکم هخامنشی: هیستاسپ ویشتاسپ
رشد یافته پرورش یافته تحول یافته
نوعی چنگ یونانی کیتارا یا سیتارا
برخی واژه ها مثل همین واژه لزوماً برابر دقیق فارسی ندارند، پس بهتر است همان: سیتارا یا کیتارا ( در یونانی ) ترجمه شود.
خوشبو شدن معطر شدن
تالار باریابی
خوش ساخت
از جهات مختلف از جنبه های متفاوت از جنبه های گوناگون
مشخص معلوم معین تعیین شده
مستلزم بودن ایجاب کردن
چارچوب داستان بدنه داستان
سگبان کسی که از سگها مراقبت می کند مربی سگها
رندانه
سخن گفته شده حرف زده شده صحبت شده
بزرگداشت گرامی داشت
دلنگرانی دلواپسی دغدغه
پاک اندیش
ناشایستگی نامناسب بودن
اسائۀ ادبی بی ادبی کردن
کنکاش کندوکاو
عطردان بطری حاوی عطر
پرورش یافته بالنده پرورده پرورانده شده رشد یافته
برده فروش
اخته شده
پرنقش و نگار elaborate clothes: لباس های پرنقش و نگار
دلخواه خواستنی دلپسند پسندیده خوشایند
پالایشگر صافی کننده تصفیه کننده
بذل و بخشش
باده نوشی باده گساری می نوشی میگساری
نکوهش کردن
لباس روحانیت خرقه روحانیت
در حال غرش
به معنای ایوان البته بیشتر ایوان ستوندار مدنظر است
غول پیکر بسیار بزرگ گنده
کنکاش کردن کندوکاو کردن
به معنای فر یا فره نیز است kingly aura: فر کیانی، فره شاهی، فر شاهی
زوال شدید انحطاط شدید افول شدید
تختگاه تخت گاه ( پسوند مکان و جا ) : جای تخت یا جایی که تخت وجود دارد؛ اتاقی که تخت در آن قرار دارد.
زبده خبره باسابقه مجرب با تجربه