پیشنهادهای علی اصغر سلحشور (١,٠٤٤)
منتسب منسوب نسبت داده شده معنای فارسی آن باواژه انگلیسی appointed به معنای منصوب، نصب شده، گماشته، گمارده، تفاوت دارد.
به هر روی
نخلستان باغ خرما
چیزی که شواهد و مدارک بسیاری برای اثبات و تایید آن در دست است که انکارناپذیر است: کاملاً اثبات شده به طور کامل قابل تایید
نشان مشخص کننده علامت متمایز کننده
در انگلیسی به پیش از نام کسانی که از دنیا رفته اند نیز افزوده می شود: درگذشته مرحوم شادروان روان شاد The late Takhti: شادروان تختی
به بیان دقیق تر
بین روستایی میان روستایی
کاملاً متضاد diametrically opposed views: دیدگاه های کاملاً متضاد
یکی از معناهای درست که اغلب در ترجمه نادیده گرفته می شود: توجیه
از جنبه ای از یک نظر از منظری
وجه جنبه بُعد
آتش افروز
افروزنده روشن کننده
جنبه ها ابعاد وجوه
در برخی متون، معناهای زیر هم درست و به جا هستند: جرگه، حلقه elite club: جرگۀ نخبگان
عود سوز بخور سوز بخوردان
پویش ها کارزارها کمپین ها
تکمله افزوده پیوست ضمیمه
مروری overview article: مقالۀ مروری
بدیهی است روشن است واضح است معلوم است
کنده کاری صخره ای به طور معمول به سنگ نگاره یا نقش برجستۀ صخره ای گفته می شود
در باستان شناسی هیئت کاوش اعزامی
قله ها Zagros peaks: قله های زاگرس
ابطال ناپذیری باطل نشدنی بطلان ناپذیری فسخ ناپذیری
پرکشش
از عرش به فرش رسیدن ( درباره جایگاه و مقام )
خیلی خوشبینانه برای نمونه At best perspective: نگرش خیلی خوشبینانه At best view: دیدگاه خیلی خوشبینانه
کمتر شناخته شده
فقط معنای بزرگ تر نمی دهد: مهم تر برجسته تر باعظمت تر
بدون درنگ بی درنگ ناگهانی فوری
مرگ بدون خشونت مرگ بدون خون و خونریزی مرگ بدون درگیری
سیستم جاسوسی سیستم تجسس و تفتیش
استحکامات دفاعی
شاهنشاهی هخامنشی
شهبانویی ملکه شدن شهبانو شدن
پدر داریوش یکم هخامنشی: هیستاسپ ویشتاسپ
رشد یافته پرورش یافته تحول یافته
نوعی چنگ یونانی کیتارا یا سیتارا
برخی واژه ها مثل همین واژه لزوماً برابر دقیق فارسی ندارند، پس بهتر است همان: سیتارا یا کیتارا ( در یونانی ) ترجمه شود.
خوشبو شدن معطر شدن
تالار باریابی
خوش ساخت
از جهات مختلف از جنبه های متفاوت از جنبه های گوناگون
مشخص معلوم معین تعیین شده
مستلزم بودن ایجاب کردن
چارچوب داستان بدنه داستان
سگبان کسی که از سگها مراقبت می کند مربی سگها
رندانه
سخن گفته شده حرف زده شده صحبت شده