پیشنهادهای علی اصغر سلحشور (٩٨١)
بذل و بخشش
باده نوشی باده گساری می نوشی میگساری
نکوهش کردن
لباس روحانیت خرقه روحانیت
در حال غرش
به معنای ایوان البته بیشتر ایوان ستوندار مدنظر است
غول پیکر بسیار بزرگ گنده
کنکاش کردن کندوکاو کردن
به معنای فر یا فره نیز است kingly aura: فر کیانی، فره شاهی، فر شاهی
زوال شدید انحطاط شدید افول شدید
تختگاه تخت گاه ( پسوند مکان و جا ) : جای تخت یا جایی که تخت وجود دارد؛ اتاقی که تخت در آن قرار دارد.
زبده خبره باسابقه مجرب با تجربه
پیشخدمت مخصوص خدمتکار ویژه و شخصی
عمدتاً عموماً به طور عمده به طور عمومی
تیردان
دون شان دانستن کسر شان دانستن
دیوان سالاران
وصول کننده مالیات مامور دریافت کننده مالیات
قرعه برای نمونه cast lots: قرعه کشی کردن، قرعه انداختن
فرعه انداختن
برای احترام: دولا شدن خم شدن
خوارشماری استخفاف خفت
نهفته نهان پنهان پوشیده
مربوط به دوره سلیمان مرتبط با زمان سلیمان
بی درنگ حرکت کردن شتافتن با شتاب رفتن
از سوی از طرف از جانب
سلب نپذیرفتن
درگیری ستیز ستیزه نزاع
مغتنم، ارزشمند rare opportunity: فرصت مغتنم
با هر وظیفه ای با هر شغلی با هر منصبی با هر پیشه ای
سرگرمی آفرین سرگرمی ساز
نازدیده سختی نکشیده در ناز و نعمت پرورش یافته
بیشتر �مزارع پرورش و تربیت اسب� معنی می دهد
پیشگویی به واسطۀ تفسیر حرکات، حالات و شیهۀ اسب
معادلهای عربی: زعیم قائد مقتدا برابرهای فارسی: راهنما رهبر سالار پیشوا
لباس پوشیده جامه پوشیده
رنگ و بو حال و هوا This story has a loving feel: این داستان رنگ و بوی عاشقانه ای دارد.
متقابل cross - cutting ties: پیوندهای متقابل
به معنای به نتیجه رسیدن به این نتیجه رسیدن. . . نیز است.
رختکن اتاق مختص پوشیدن و درآوردن لباس
به بیان دقیق تر به بیان درست تر به بیان بهتر
مطلا طلاکاری شده با طلا آراسته شده
repay = reward: پاداش دادن
شخص بلندپایه
اغراق غلو مبالغه بزرگنمایی
جاافتاده
آماده سازی تدارک دیدن تهیه کردن
لجام گسیخته افسارگسیخته
این واژه صرفاً به معنای قضاوت و داوری نیست، معانی زیر را هم می توان برای آن درنظر گرفت: نظر اظهارنظر دیدگاه نقطه نظر
از خود راضی