cast a pall over

انگلیسی به انگلیسی

• created a depressing atmosphere, shrouded everything in gloom

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• سایه یِ سنگین انداختن بر / فضایِ یک رویداد را تیره کردن
• ( در معنایِ مجازی ) باعثِ غم، نگرانی، یا کاهشِ شادیِ یک موقعیت شدن
• ( در موردِ یک خبر یا رویدادِ منفی ) روحیه یِ جمعی را تحتِ تأثیر قرار دادن
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
• "The news of the general's sudden death cast a pall over the victory celebration. "
خبرِ مرگِ ناگهانیِ ژنرال، سایه یِ سنگینی بر جشنِ پیروزی انداخت.
• "The ongoing economic crisis has cast a pall over the holiday season. "
بحرانِ اقتصادیِ مداوم، فضایِ غم انگیزی بر فصلِ تعطیلات حاکم کرده است.
• "The threat of new sanctions cast a pall over the diplomatic negotiations. "
تهدیدِ تحریم هایِ جدید، سایه یِ سنگینی بر مذاکراتِ دیپلماتیک انداخت.

تحت الشعاع قرار دادن
متأثر ساختن
تحت تاثیر قرار دادن
سایه ای از ابهام افکندن بر. . .
سایه ای شوم افکندن بر . . .
سایه ای تیره بر. . . افکندن
ناراحت کردن، حال کسی را گرفتن، ضدحال زدن