pampered


ناز پرورده

جمله های نمونه

1. a pampered child
بچه ناز پرورده

انگلیسی به انگلیسی

• spoiled, overindulged, coddled

پیشنهاد کاربران

نازدیده
سختی نکشیده
در ناز و نعمت پرورش یافته
adj. ناز پرورده
e. g. We offer exclusive couples - only accommodation and you are sure to leave us feeling pampered and relaxed
Pampered = Spoiled = نازپرورده - لوس بار آمده
نازپرورده
پذیرایی