conspire

/kənˈspaɪər//kənˈspaɪə/

معنی: سر یکی کردن، هم پیمان شدن، توطئه چیدن برای کار بد، در نقشه خیانت شرکت کردن
معانی دیگر: تبانی کردن، توطئه کردن، در خفا نقشه کشیدن، (برای کارهای بد) هم قسم شدن، همکاری کردن، دست به دست هم دادن
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: conspires, conspiring, conspired
(1) تعریف: to secretly agree or plan to perform a crime or other wrongful act with another person or persons.
مترادف: cabal, collude, connive
مشابه: collaborate, intrigue, machinate, plot, scheme

- Three witnesses conspired to give false evidence.
[ترجمه ترگمان] سه تا شاهد توطئه کرده بودن که مدارک جعلی ارائه بدن
[ترجمه گوگل] سه شهادت برای ارائه مدارک دروغین به توافق رسیدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to act jointly for a common purpose or result.
مشابه: cabal, collude, cooperate

- Events conspired to delay our meeting.
[ترجمه حامد] همه ی چیزها دست به دست دادن تا جلسه ی مارا به تعویق بیاندازند
|
[ترجمه ترگمان] رویدادها برای به تاخیر انداختن جلسه ما توطئه کردند
[ترجمه گوگل] رویدادها به توافق رسیدند تا جلسه ما را تاخیر دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل گذرا ( transitive verb )
مشتقات: conspiringly (adv.), conspirer (n.)
• : تعریف: to secretly agree, plan, or act to perform (a crime or other deed).
مترادف: machinate, plot, scheme
مشابه: contrive

- They conspired the destruction of an army base.
[ترجمه ترگمان] اونا با نابودی یک پایگاه نظامی توطئه کردند
[ترجمه گوگل] آنها تخریب یک پایگاه ارتش را توطئه کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. As girls, the sisters used to conspire with each other against their brother.
[ترجمه هومن] به عادت همیشگی دختران، خواهران عادت دارند که بر علیه برادرانشان با یکدیگر متحد شوند
|
[ترجمه ترگمان]همچنان که دختران، دوخواهر در مقابل برادر خود به هم توطئه می کردند
[ترجمه گوگل]به عنوان دختران، خواهرها با یکدیگر در برابر برادرش یکدیگر مخالفت کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Constraints of finance, manpower and time all conspire to limit what may be achieved, and compromises are inevitable.
[ترجمه هومن] محدودیت های مالی، زمانی و نیروی انسانی همه دست بدست هم می دهند تا دستاوردها را محدود نمایند، برای همین سازش و مصالحه اجتناب تاپذیر است.
|
[ترجمه ترگمان]محدودیت های مالی، نیروی انسانی و زمان همه برای محدود کردن آنچه که ممکن است بدست آید، و مصالحه اجتناب ناپذیر هستند
[ترجمه گوگل]محدودیت های مالی، نیروی انسانی و زمان، همه را برای محدود کردن آنچه که ممکن است به دست بیاورند، و مصالحه اجتناب ناپذیر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Demographic changes may also conspire to raise the share of public expenditure.
[ترجمه ترگمان]تغییرات جمعیتی نیز ممکن است برای بالا بردن سهم هزینه های عمومی اقدام کنند
[ترجمه گوگل]تغییرات جمعیت شناختی همچنین می تواند باعث افزایش سهم هزینه های عمومی شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The politicians, promoters and sweeping sentiment converged to conspire against his constitutional right to work: stated barred him from fighting.
[ترجمه ترگمان]سیاستمداران، تبلیغ کنندگان و احساسات عمومی برای توطئه علیه حق قانونی او برای کار آماده می شدند؛ اظهار داشتند که او را از جنگ منع کرده اند
[ترجمه گوگل]سیاستمداران، مروجین و احساسات فراگیر همگام با توافق قانون اساسی خود در زمینه کار به توافق رسیدند که او را از جنگ نکرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. You would conspire with him to hide from me what I desire to know?
[ترجمه ترگمان]تو با او توطئه می کنی تا چیزی را که می خواهم بدانم از من پنهان کنی؟
[ترجمه گوگل]شما با او مخالفید تا از آنچه من می خواهم بدانم پنهان شده است؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Everything seemed to conspire to an absolute stillness and silence.
[ترجمه ترگمان]به نظر می رسید که همه چیز بر یک سکوت مطلق و سکوت حاکم شده است
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد همه چیز به آرامش و سکوت مطلق پیوسته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Design and costs conspire to make many working-class' households huddle as they always have - all together in one room.
[ترجمه ترگمان]طراحی و هزینه برای این که بسیاری از خانواده های طبقه کارگر دور هم جمع شوند، طوری که همیشه در یک اتاق جمع می شوند
[ترجمه گوگل]طراحی و هزینه ها باعث می شود تا بسیاری از خانوارهای طبقه کارگر به عنوان آنها همیشه با هم در یک اتاق مخلوط شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Yet, in real life, circumstances do sometimes conspire to bring about coincidences which anyone but a nineteenth century novelist would find incredible.
[ترجمه ترگمان]با این وصف، در زندگی واقعی، گاه و بیگاه برای به دست آوردن اتفاقات اتفاقی که هر کس به جز یک رمان نویس قرن نوزدهم می تواند باور نکردنی کند، توطئه می کنند
[ترجمه گوگل]با این حال، در زندگی واقعی، گاهی اوقات شرایطی برای به دست آوردن همخوانی هایی وجود دارد که هرکسی فقط یک رمان نویس قرن نوزدهم باور نکردنی پیدا می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. These two factors conspire to cause a temperature runaway with drastic lowering in yield.
[ترجمه ترگمان]این دو عامل ممکن است برای ایجاد دمای یک فراری با کاهش شدید در بازده، دست به دست هم بدهند
[ترجمه گوگل]این دو عامل باعث می شود که فرار دما با کاهش قابل ملاحظه ای در عملکرد مواجه شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Earnest and sincere cooperation, conspire together the development, create the brilliancy together!
[ترجمه ترگمان]هم کاری جدی و صادقانه، توطئه بر سر توسعه، ایجاد the در کنار هم!
[ترجمه گوگل]همکاری های جدی و صادقانه، همکاری مشترک با توسعه، ایجاد زرق و برق با هم!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. With cunning they conspire against your people plot against those you cherish.
[ترجمه ترگمان]با حیله گری و حیله گری علیه کسانی که در مقابل کسانی که دوستشون داری توطئه می کنند
[ترجمه گوگل]با حیله و گناه آنها علیه مردم توطئه می کنند علیه کسانی که گرامی می گیرید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Elsie Leung and Regina Ip conspire to place a knife above our heads.
[ترجمه ترگمان]السی وات کین و رجینا کین، توطئه کرده اند تا یک چاقو بالای سرمان جا بدهند
[ترجمه گوگل]Elsie Leung و Regina Ip توافق کردند تا یک چاقوی بالای سر ما بگذارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Yet, in real life, circumstances do sometimes conspire to bring about coincidences which anyone but a nineteenth century novelist would find . . .
[ترجمه ترگمان]با این وصف، در زندگی واقعی، گاه و بیگاه برای به دست آوردن اتفاقات اتفاقی که هر کسی جز یک رمان نویس قرن نوزدهم آن را پیدا می کند، توطئه می کنند
[ترجمه گوگل]با این حال، در زندگی واقعی، بعضی اوقات، شرایطی را برای به دست آوردن مختصاتی که هر کسی، حتی یک رمان نویس قرن نوزدهم، پیدا خواهد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Yet, in real life, circumstances do sometimes conspire to bring about coincidence.
[ترجمه ترگمان]با این وجود، در زندگی واقعی شرایط، بعضی اوقات هم بر علیه هم توطئه می کنند تا این تصادف را مطرح کنند
[ترجمه گوگل]با این حال، در زندگی واقعی، گاهی اوقات شرایطی برای به دست آوردن تصادف وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. The interior decorator and the stockbroker's wife conspire over curtains.
[ترجمه ترگمان]The درونی و زن کارگزار در کنار پرده ها توطئه کرده اند
[ترجمه گوگل]دکوراتور داخلی و خانم سهامدار در حال پیوستن به پرده ها هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

سر یکی کردن (فعل)
concord, concert, collude, conspire

هم پیمان شدن (فعل)
league, conspire

توطئه چیدن برای کار بد (فعل)
conspire

در نقشه خیانت شرکت کردن (فعل)
conspire

به انگلیسی

• plot against someone or something, secretly plan to do evil
if you conspire, you secretly agree with other people to do something illegal or harmful.
if events conspire to produce a particular result, they seem to cause this result; a literary use.

پیشنهاد کاربران

توطئه کردن ( برای ) - نقشه کشیدن ( برای )
دست به یکی کردن
توطئه چیدن
بسیج شدن
دَسیسیدَن.
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما