cross cutting

تخصصی

[سینما] برش متقاطع - پیوند متناوب - تدوین موازی - مونتاژ متقاطع - مونتاژ منقطع

انگلیسی به انگلیسی

• act of cutting across

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• فرابخشی، میان بخشی
• افقی ( در مقابل عمودی )
• مشترک بین چند حوزه، عرضی
• متقاطع، برش خورنده ( در مفهوم فنی یا فیلمسازی )
🔸 مثال ها:
"Gender equality is a cross - cutting issue that affects all areas of development. "
...
[مشاهده متن کامل]

برابری جنسیتی یک مسئلهٔ فرابخشی است که بر همهٔ حوزه های توسعه تأثیر می گذارد.
"The committee established cross - cutting working groups to address common challenges. "
کمیته گروه های کاری میان بخشی برای رسیدگی به چالش های مشترک تشکیل داد.
"The film used cross - cutting to show the parallel lives of the two protagonists. "
فیلم از تدوین متقاطع استفاده کرد تا زندگی موازی دو شخصیت اصلی را نشان دهد.
"Climate change is a cross - cutting theme in this year's conference. "
تغییرات اقلیمی یک موضوع عرضی ( مشترک ) در کنفرانس امسال است.
Poverty reduction is a cross - cutting goal that requires cooperation between education, health, and economic sectors. "
کاهش فقر یک هدف فرابخشی است که نیازمند همکاری میان بخش های آموزش، بهداشت و اقتصاد است.

متقابل
cross - cutting ties: پیوندهای متقابل
متداخل، متقاطع
در سینما، برش های موازی، تدوین موازی
in British English
ADJECTIVE
linking traditionally separate or independent parties or interests
a multi - agency, cross - cutting approach on drugs
مشترک،
برای استحکام اسکلت حالت ضربدری بین ستون ها آهن می زنند ( جوش می دهند ) چنین مفهومی مورد نظر است ولی یک کلمه مناسب لازم است این مفهوم را برساند
...
[مشاهده متن کامل]

فرابخشی
فراگیر
متلاقی
مشترک الحوزه
چندگانه
دوجانبه
بریدگی اریب - بریدگی مورب - قطع شدگی متقاطع - غیرموازی
به معنای متقابل و هم گاهی به معنای متقاطع نیز به کار رفته است.
چند جانبه
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٤)