جهان بیش از مهبانک چی بود؟!
درود بر همه،
اگر جهان از یک انفجار (مهبانگ) آغاز شده، «چه چیز» پیش از آن بوده است؟
آیا قبل از آن واقعا نیستی مطلق بوده؟! یا نه بلکه یک یا چند جهانی دیگر بوده( حال با هر کیفیت و وسعت وجود داشته) و ...
خب اگه ماقبل ... ، جهانی بود، چگونه قابل تصوره؟!
و مهمتر آیا آن جهان بر اثر یک رویداد ، منفجر شده و چنین جهان کنونی آفرینش شده، یا اینکه از بعدی دیگر این انفجار به بعد کنونی ما منتقل یافته؟! و هزار پرسش این چنینی...
١١ پاسخ
دانشمندان به این نتیجه رسیدن که در قبل یک کائنات بوده که منقبض و فشرده شده و به حدی از فشردگی رسیده که منفجر شده و مهبانک پدیدار شده و این کائنات فعلی نتیجه آن هست . و منطقی بنظر می آید .
پس نیستی نبوده . اصلا نیستی نداریم .
اگر شما وارد اتاق تاریک و بدون نور شوید ، از شما می پرسم : اینجا چیزی هست ؟
شما می گوئید : نه اینجا هیچی نیست .
زمانی که لامپ روشن شود ، شما چیزها را می بینید ، از چیزها ، آگاهی/ دانستگی پیدا می کنید . حالا می گوئید : اینجا ، چیزهائی هست .
پس الله نور السماوات و الارض ، یعنی خدا نوری است که تاریکی را روشن می کند . یعنی اگر نور خدا نباشد ، چیزی نیست .
بعبارتی ، نوری است که بر انرژی تاریک نفوذ و رسوخ می کند و آنرا به حیات می آورد/ به جنبش وا می دارد . از حالت بالقوه به بالفعل می آورد .یعنی خدا نوری است که موجب می شود تا از چیزها ، دانستگی / آگاهی پدیدار شود .
پس خدا نورِ آگاه بخش است .این نور ، جان است .
خدا که از رگ گردن به آدمی نزدیکتر است و آگاه از دل اوست ، یعنی آن نوری است که در دل است . نورِ جان یا آگاه بودن که بر موضوعات درون دل می تابد و آنها را به حیات می آورد . به جنبش وا می دارد .
اما در مورد ابعاد دیگر .
چیزی یا جهانی جای دیگر نیست . بلکه زمانی که از سطح به عمق می رویم ، وارد دید و شناخت دیگری از انچه هست ، می شویم .
بطور مثال ، شما از طریق پنج حس با دنیا در ارتباط هستید . از طریق پنج حس ، از موضوعات دنیوی ، آگاهی / دانستگی دارید . اگر با میکروسکوپ به چیزها نگاه کنید ، اجزا ریزتر را می بینید . سلولها ، سپس اتمها ، سپس ، الکترون .... ، سپس کوارک ها ، سپس ریز کوارک ها و .....
هر کدام از این دیدنِ درون اجزا چیزها ،
یعنی شما وارد یک بعد دیگر از آن چیز شده اید .
مثلا مغز ، در حالت عادی ۱۰٪ روشن است .
اگر ۲۰٪ روشن شود ، شما وارد بعد و شناخت دیگری از همان چیزهائی می شوید که در قبل با ۱۰٪ مغز از آن هوشیار بودید .
یا اگر بجای پنج حس ، با چشم سوم یا امواج جلوی مغز ، از چیزها آگاه شوید ، حالا یک بعد دیگر از همان چیزهائی را که قبلا با پنج حس از آن دانستگی داشتید ، دریافت می کنید .
پس ما چیزی ، جهانی خارج از این کائنات نداریم . منتها در هستی ،چند صد میلیارد ، کائنات وجود دارد . ولی هیچوقت قادر نخواهید بود از این کائنات ، وارد کائنات دیگر شوید .بخاطر اینکه در مابین کائنات ، نورِ خدا وجود ندارد . اما نیستی نیست . فقط هیچ چیزی نیست . چون نور خدا نیست .
یعنی ما تا جائی در هستی می توانیم پیش برویم که در آنجا نور خدا باشد .
فرضیه انیشتن و کرم چاله ها هم ، یعنی بجای اینکه یک مسافت در فضا را مثلا ۱۰ سال نوری طی کنید ، یک میانبر می زنید و در ۱ سال نوری بطور مثال طی می کنید . اما جهان دیگری در کار نیست .
در واقع ابعاد فضا و زمان را خردتر ، ریزتر ، کوچکتر می کنیم . اما جهان دیگری در کار نیست . ابعاد این کائنات را طی می کنیم .
منبع راهنما_اریس
سلام عالی بود مخصوصا این قسمت ها:
چیزی یا جهانی جای دیگر نیست. بلکه زمانی که از سطح به عمق می رویم، وارد دید و شناخت دیگری از انچه هست، می شویم. . .
یا اگر به جای پنج حس، با چشم سوم یا امواج جلوی مغز، از چیزها آگاه شوید، حالا یک بعد دیگر از همان چیزهایی را که قبلا با پنج حس از آن دانستگی داشتید، دریافت می کنید.
درود و سپاس از توضیحات بسیار زیبا و جامعتان، امیدوارم نظرات دیگری نیز درج و به نوعی موید نظر شما باشد، . . درود
ممنون . امید دارم روشنی بخش بینش و دیدگاه شما بوده باشد . از آنجائی که نظرات و پیشنهادات و سوالات و پاسخهای بنده در آبادیس منحصر بفرد می باشد و هیچ منبعی برای تائید انها نیست ، انتظار تائید را ندارم . به ویژه ، کدواژگان اشعار و انطباق کامل با مراقبه و حقیقت اشعار بزرگان ایران زمین . و فهم عینی و تجربی و حقیقت نور جان و اگاه بودن و شناخت آگاهی خود . در هستی ، تنها یک چیز خارق العاده هست و آن خدا یا نورِ جان در دل یا آگاه بودن است .
سلام. منظور شما از اینکه هیچ جهانی دیگر وجود ندارد ، چیه؟! یعنی شما منکر وجود جهان واپسین که به دنیای باقی یا آخرت معروفه، هستید، !
دقت نکردی عزیز جان
اول اینکه تمام ابعاد این جهان در خود آدمی هست .
دوم اینکه دنیای باقی و آخرت و بهشت و جهنم ، همین الان در این جهان هست اما در بعدی از این جهان هست که با پنج حس ، قابل دریافت نیست .
اگر به مراقبه و مشاهده بنشینید از آن ابعاد این جهان که اکنون جاری هست ، آگاهی / دانستگی پیدا می کنید و حتی مراحل برتر. منتها اسمش میشه جهان دیگر . چرا ؟ چون خارج از دریافت پنج حس آدمی است . ولی در حقیقت ، بعدی دیگر از همین جهان هست . چرا؟ چون وابسته و پیوسته به این جهان هست .
حذف
راهنما_اِریس
-
آفرین همین جمله ( از سطح به عمق می رویم ) خودش رسا و گویاست👏
بسیار پاسخ آگاهی بخشی و منطقی بود، اگر دوستان بحث علمی را که روز است چون خورشید را می بینیم و شب است چون خورشیدی نیست ، اشتباه بگیرند تا ابد این گفتگوها بی ثمر است، سپاس از کامنت زیبای شما
درود نظریه های مختلفی وجود دارد. انسان باعلم خود نمیتواند به صورت مطلق بگوید قبل چی بوده